منظور از حل دوگانگی چیست؟
[ad_1] مصاحبه انگیزشی به افراد کمک می کند تا دوگانگی خود را حل کنند ، تعادل تصمیم گیری در جهت رشد و تغییر. اما منظور این است که بگوییم دوگانگی ما “برطرف شده” چیست؟ هنگامی که ما در دوگانگی گیر کرده ایم – به عنوان مطالعات ...
[ad_1] مصاحبه انگیزشی به افراد کمک می کند تا دوگانگی خود را حل کنند ، تعادل تصمیم گیری در جهت رشد و تغییر. اما منظور این است که بگوییم دوگانگی ما “برطرف شده” چیست؟ هنگامی که ما در دوگانگی گیر کرده ایم – به عنوان مطالعات ...
[ad_1]

مصاحبه انگیزشی به افراد کمک می کند تا دوگانگی خود را حل کنند ، تعادل تصمیم گیری در جهت رشد و تغییر. اما منظور این است که بگوییم دوگانگی ما “برطرف شده” چیست؟
هنگامی که ما در دوگانگی گیر کرده ایم – به عنوان مطالعات در زمینه رفتار ، مناطق سیگار کشیدن ، نوشیدن ، مصرف مواد مخدر ، رژیم غذایی ، ورزش ، رفتارهای جنسی ، اقدامات پیشگیرانه سلامت و موارد دیگر تأیید شده است – وزن این منفی ترک وضع موجود در پشت ، مقیاس را به طور مساوی متعادل نگه می دارد ، با وجود جوانب انجام کاری متفاوت
این یک خطای متداول است – نه تنها در بین افرادی که در حال تغییر هستند ، بلکه در بین پزشکان MI نیز هستند – تا باور کنند که حل و فصل دوگانگی مستلزم آن است که ما دیگر اصلاً هیچ منفی را درک نکنیم. در واقع ، دوگانگی به ندرت حل کردن؛ آنچه ما در مورد شیوه چیزها دوست داریم – آسایش ، لذت ، ایمنی ، تعلق ، مزایای مادی یا مزایای دیگری که به وجود می آورد – فقط وقتی متوجه می شویم که چه چیزی برای ما هزینه می کند ، ناپدید نمی شوند یا با ترک کار می توانیم به دست آوریم آن چیزهای پشت
اما خبر خوب این است که منفی تغییر نمی کند نیاز ناپدید شدن به منظور تعهد به یک جهت یا روش جدید بودن. در حقیقت ، این ایده که کار حل و فصل دوگانگی تا زمانی که هر منبع عدم اطمینان در مورد ترسیم یک دوره جدید ریشه دار نشده باشد ، انجام نمی شود ، یکی از مواردی است که می تواند ما را گیر بیندازد.
با این فکر که ما قبل از شروع تلاش برای تغییر ، باید کاملاً بدون دلایلی برای حفظ وضع موجود باشیم ، می تواند احساس ناامیدی از احتمال رسیدن به آنجا کند. این می تواند نوعی فشار ایجاد کند تا مطمئن تر از آنچه ما قادر به آن هستیم ، باشد که فقط مقاومت داخلی در برابر آن فشار ایجاد می کند. این همچنین می تواند پزشکان MI را به جای تشخیص اینکه شخصی که با او کار می کند در واقع آماده کمک به پیشبرد پیشرو باشد ، تلاش کنند تا دوگانگی را حل کنند.
MI به ما می آموزد که چگونه نشانه هایی را که دوگانگی در حال حل و فصل است ، چه در خودمان و چه در شخصی که با او کار می کنیم ، تشخیص دهیم. در حالی که درک مزایا برای وضع موجود و تردید در مورد تغییر ممکن است از بین نرود ، آگاهی و قدردانی از دلایل خوب برای تغییر و اعتماد به نفس در توانایی انجام این کار قوی تر می شود و در مرحله مرکزی قرار می گیرد. پیش بینی اینکه چه تغییر ممکن است باشد – نه تنها پاداش های بالقوه ، بلکه موانعی که باید در طول مسیر برطرف شوند – برای جابجایی سوالات در مورد اینکه آیا تغییر یا نیاز به تغییر است یا خیر. افکار در مورد فرو بردن انگشتان پا در آب و قدم های کوچک غالباً بوجود می آیند ، حتی قبل از اینکه قصد قطعی برای تغییر نیز تبلور یابد.
(در واقع ، آزمایش با تغییر ، غالباً مهمترین تعهد به آمدن است. انجام اقدامات آزمایشی و ارزیابی نتایج آنها می تواند باعث ایجاد شتاب شود – یک رویکرد بسیار مؤثرتر از انتظار برای اطمینان از اطمینان که ممکن است وارد نشود.)
تجربه حل دوگانگی صرفاً یا حتی در درجه اول ، موضوع ذهنی است که تعداد بیشتری از مزایا را نسبت به هزینه های تغییر جمع می کند. مانند استراحت در پشت شتر هنگامی که یک نی به ظاهر بی اهمیت اضافه می شود ، اوج تعادل تصمیم گیری یک تغییر کیفی را نشان می دهد: درک ما از وضعیت ما خود را سازماندهی مجدد می کند و امکانات جدیدی را در کنار آگاهی از چالش هایی که ممکن است در تحقق آنها با آن روبرو هستیم ، آشکار می کند.
و البته ، این چالش ها منعکس کننده آنچه باعث تغییر این تغییر می شود ، ما را ملزم به تسلیم شدن می کند. ما همچنان به روشهایی عمل می کنیم که به ما آسیب برساند – سیگار ، نوشیدن بیش از حد ، خوردن ناسالم ، گرفتن خطرات جنسی و غفلت از اقدامات برای حفظ سلامت ما ، در میان بسیاری دیگر – نه تنها از عادت ، اجبار یا بی تحرکی ، یا نمی دانیم چگونه برای تغییر ، اما از آنجا که این رفتارها نیز کاری را برای ما انجام می دهند ، چیزی را برای ما به ارمغان می آوریم که ما به آن نیاز داریم. گفتن اینکه ما اعتقاد داریم که تغییر برای ما انتخاب مناسبی است ، به این معنی نیست که دلایل حفظ وضع موجود از بین رفته است. این بدان معناست که در طرح چیزهایی که آنها کمتر از آنچه ما با رها کردن آنها به دست می آوریم اهمیت می دهند.
روانشناس گوردون آلپورت استدلال کرد که تعهد به تغییر نوعی شرط بندی است. ما نمی توانیم مطمئن باشیم که این تغییر تمام مزایایی را که انتظار داریم یا اینکه در ساخت آن موفق خواهیم شد ، به ارمغان می آورد. ما نمی توانیم از قبل بدانیم ، وقتی چیزی را که به آن اعتماد کرده ایم ، دست می دهیم ، که آنچه به دست می آوریم ارزش تجارت را دارد. با این حال ، ما توانایی قابل توجهی داریم که حتی وقتی این عدم اطمینان را می پذیریم ، به تصمیم محکم برای تغییر رسیدیم.
برطرف کردن دوگانگی ، به قول آلپورت ، این است که در یک زمان “نیمه و تمام قلب” باشد. ثمره این وضوح انرژی و تمرکز جدیدی است که ما را به جلو سوق می دهد و قدرت آینده را فراهم می کند. این سؤال که برای دستیابی به این وضوح چه چیزی لازم است ، تمرکز ورود بعدی در این وبلاگ خواهد بود.
توجه: من از همکارم سپاسگزارم جف وترلد برای تحریک مبادلات ایمیل که به من کمک کرد تا افکار خود را در مورد این موضوع بیان کنم و پالایش کنم.
[ad_2]