توسط Cassidy Merriam و Darby Saxbe
گزارش شما فردا موعد است ، اما شما به یک صفحه خالی خیره شده اید. شما شروع به تصور واکنش عصبانی رئیس خود در مورد مهلت از دست رفته خود می کنید ، و نگران هستید که او ممکن است شما را به عنوان یک نتیجه شلیک کند. شما می دانید که وقت خود را تمام می کنید و این گزارش باید انجام شود ، اما شما حتی نمی دانید از کجا شروع کنید. احساس می کنید قلب شما شروع به مسابقه می کند و کف دستان شما عرق می کنند. تنها چیزی که می دانید شما را آرام می کند این است که از میز خود دور شوید و روی چیزی کمتر دلهره آور تمرکز کنید. شما راه خود را به سمت نیمکت می کنید ، تلفن خود را شلاق می زنید ، برنامه Tiktok خود را باز می کنید و شروع به پیمایش اضطراب می کنید. دو ساعت بعد ، شما با همان مشکل روبرو هستید و اضطراب این بار حتی بدتر می شود ، دانستن اینکه مهلت شما به سرعت نزدیک می شود.
صدا آشنا است؟ اضطراب می تواند بسیار زیاد باشد و اغلب مانند تله ای است که نمی توانید از آن فرار کنید. اما خبرهای خوبی وجود دارد: لازم نیست در این چرخه گیر کنید. احساس احساسات مانند اضطراب کاملاً چیز بدی نیست. احساسات مانند اضطراب می تواند در صورت مدیریت مناسب به ما انگیزه دهد تا به اهداف خود برسیم. با یادگیری چگونگی تنظیم احساسات منفی خود به روش های سالم ، از طریق آنچه روانشناسان از آن به عنوان استراتژی های تنظیم احساسات شناختی یاد می کنند ، می توانید به جای اینکه اجازه دهید شما را کنترل کند ، اضطراب خود را به طور مؤثر مدیریت کنید. با این حال ، بسیاری از افرادی که با اضطراب سر و کار دارند ، استراتژی های مقابله ای را یاد گرفته اند که بی فایده یا ناسازگار هستند و اغلب به جای بهتر شدن اوضاع را بدتر می کنند. اجتناب یک نوع متداول از استراتژی مقابله ای بی فایده است ، اما چندین نفر دیگر نیز وجود دارند ، از جمله سرکوب ، شایعه ، فاجعه بار و خود سرزنش (Aldao و همکاران ، 2010 ؛ Aldao و Nolen-Hoeksema ، 2010 ؛ Garnefski و همکاران ، 2001 ؛ Min
استراتژی های مقابله ای بی فایده
هنگامی که با اضطراب روبرو هستیم ، بسیاری از ما به روش های مقابله ای می پردازیم که فکر می کنیم ما را آرام می کند و شاید ما را از افکار و احساسات اضطراب خود دور کند. این نوع پاسخ ها را می توان به عنوان رفتارهای مبتنی بر احساسات ، که رفتارهایی هستند که تحت تأثیر احساسات و احساسات ما قرار دارند و نه با تفکر منطقی ، نام برد. چندین استراتژی وجود دارد که بسیاری از ما برای کاهش اضطراب خود از آن استفاده می کنیم که ممکن است تسکین موقت را فراهم کند ، اما در نهایت ، آنها تمایل به بدتر شدن اوضاع دارند. در اینجا برخی از نمونه های متداول از استراتژی های تنظیم عواطف غیرمجاز آورده شده است:
اجتناب: عمداً نادیده گرفتن ، انکار یا دور کردن افکار و احساسات منفی ، به امید اینکه آنها به تنهایی از بین بروند. این ممکن است به نظر برسد که به جای اینکه روی گزارش خود کار کنید ، چند ساعت پیمایش در Tiktok را صرف کنید.
سرکوب: تلاش برای مهار احساسات منفی ، که می تواند منجر به رفتارهای ناسالم مانند سوء مصرف مواد یا خوردن بی نظم شود. این ممکن است مانند نوشیدن یک بطری شراب توسط خودتان باشد تا احساسات خود را بی حس کنید و از اضطراب فرار کنید.
مبنی بر: بارها و بارها دوباره افکار و احساسات منفی را پخش کنید ، که می تواند به چرخه تفکر منفی منجر شود. این ممکن است به نظر برسد که یک مارپیچ داخلی از افکار منفی در ذهن شما باشد و خود را بیشتر و بیشتر اضطراب کند. به عنوان مثال ، شما ممکن است فکر کنید ، “من در این مدت زمان کمی کارهای زیادی باید انجام دهم. چگونه این کار را انجام می دهم؟ حتی نمی دانم از کجا شروع کنم. چه کاری انجام می دهم؟” و با این حال این افکار مانع از شروع گزارش می شوند.
فاجعه بار: یک نوع تفکر منفی اغراق آمیز که شامل فرض بدترین نتیجه ممکن است. این ممکن است مانند تصور شدیدترین نتیجه یک وضعیت کوچک باشد. به عنوان مثال ، ممکن است با خودتان فکر کنید ، “اوه نه ، اگر من این گزارش را قبل از فردا انجام ندهم ، رئیس من قصد دارد به من آتش بزند! پس من پولی برای پرداخت قبض خود نخواهم داشت!”
عوارض خود: همه مسئولیت ها و مقصر بودن برای نتیجه منفی ، حتی اگر کاملاً تقصیر شما نباشد. این ممکن است به نظر برسد که به خودتان بگویید که شما برای یک اشتباه کوچک آدم بدی هستید. به عنوان مثال ، شما ممکن است فکر کنید ، “این همه تقصیر من است. من برای این کار قطع نشده ام. من نباید به اندازه کافی باهوش باشم که این گزارش را انجام دهم. اگر من تازه وقت خود را بهتر مدیریت کرده بودم و گزارش را زودتر شروع کردم ، شاید من در این آشفتگی نباشم.”
استراتژی های مفید برای مقابله با اضطراب
در حالی که چندین استراتژی برای جلوگیری از آن بهتر است ، همچنین مفید است یا سازگار استراتژی های تنظیم احساسات که نشان داده شده است که به طور مؤثر علائم اضطراب را کاهش می دهد. بسیاری از این استراتژی ها در درمان های درمانی شناختی-رفتاری به دلیل اختلالات اضطرابی آموزش داده می شوند (آلدائو و همکاران ، 2010 ؛ آلدائو و نولن-هوکسما ، 2010 ؛ کارل و همکاران ، 2013 ؛ Domaradzka و Fajkowska ، 2018 ؛ Min در اینجا استراتژی های مفیدی وجود دارد که ممکن است در نظر بگیرید:
تمرکز مثبت: توجه خود را به جای شایعات در وضعیت منفی ، توجه خود را به افکار مثبت و دلپذیر تر تغییر دهید. به عنوان مثال ، به جای اینکه به استرس تکمیل گزارش بپردازید ، ممکن است سعی کنید تمرکز خود را به چیزی تبدیل کنید که از شما قدردانی می کند. شاید شما سعی کنید با پایان یافتن گزارش ، به میزان تسکین یا افتخار توجه کنید. تمرکز مجدد روی مثبت می تواند به تغییر ذهنیت و کاهش اضطراب کمک کند.
ارزیابی مجدد مثبت: با تلاش برای یافتن مزایا یا معنای مثبت تجربه (“پوشش نقره ای”) ، افکار منفی خود را تغییر دهید. به عنوان مثال ، شما ممکن است این مهلت گزارش نزدیک را به عنوان فرصتی برای نشان دادن توانایی خود در کار تحت فشار و به خود نشان دهید که مهارت لازم برای مدیریت یک زمان محدود به طور مؤثر و نوشتن یک گزارش عالی را دارید.
تمرکز در برنامه ریزی: فکر کردن در مورد اینکه چه اقدامات قابل توجهی را می توانید برای رسیدگی به وضعیت چالش برانگیز انجام دهید. به عنوان مثال ، شما یک برنامه مشخص برای نحوه تکمیل گزارش قبل از مهلت تهیه می کنید. ممکن است با تشریح نکات اصلی ، و سپس شکستن نوشتن در تکه ها ، کوچک را شروع کنید. تعیین اهداف کوچک و عملی ممکن است به کاهش استرس تکمیل کل گزارش در یک جلسه کمک کند.
قرار گرفتن در چشم انداز: با مقایسه آن با یک تجربه دشوارتر از گذشته خود ، یک وضعیت چالش برانگیز را تغییر دهید تا به چشم انداز همه چیز کمک کنید و وضعیت فعلی را احساس کمتری کند. به عنوان مثال ، شما ممکن است به یک پروژه گذشته ، مانند یک نمایش بزرگ ، فکر کنید که در آن زمان احساس چالش برانگیز است ، اما شما موفق به تکمیل آن شد. با مقایسه کار فعلی با چیزی حتی سخت تر یا استرس زا ، احتمالاً متوجه خواهید شد که به همان اندازه فاجعه بار نیست که در ابتدا به نظر می رسد.
با تمرین این تکنیک های تنظیم احساسات مبتنی بر شواهد ، می توانید اضطراب خود را به صورت سازنده و مؤثرتر مدیریت کنید و تمرکز خود را به سمت دستیابی به اهداف خود هدایت کنید.