06:43 - 2024/09/10

معمولی اما غیر قابل تشخیص

[ad_1] زنی که به بیرون از پنجره نگاه می کند منبع: bymuratdeniz/iStock سوال هملت، “بودن یا نبودن” از زمانی که برای اولین بار در صحنه الیزابت مطرح شد، یک الگوی رفتاری بود. این به این دلیل است که بودن – هستی – شامل رن...

معمولی اما غیر قابل تشخیص

[ad_1]

bymuratdeniz/iStock

زنی که به بیرون از پنجره نگاه می کند

منبع: bymuratdeniz/iStock

سوال هملت، “بودن یا نبودن” از زمانی که برای اولین بار در صحنه الیزابت مطرح شد، یک الگوی رفتاری بود. این به این دلیل است که بودن – هستی – شامل رنج است. زندگی سخت است. این حقیقت بیشتر بر هنر، ایمان و فلسفه انسانی متمرکز است.

واقعیت رنج از تاریکی افسردگی واقعی نمی کاهد. اما این پرسش را پیچیده می‌کند که چگونه می‌توان ناامیدی معمولی را که ژان پل سارتر فیلسوف ادعا کرد زندگی از سوی دیگر آغاز می‌شود، اندازه‌گیری کرد. اخیراً نوشتم که با یک غربالگری آنلاین افسردگی تشخیص داده شدم که افسردگی خفیف دارم، اگرچه در پاسخ‌هایم صادق و خوشحال بودم. صفحه نتایج پیشنهاد کرد که به پزشکم مراجعه کنم.

علاقه مند، من دو تست آنلاین افسردگی دیگر را انجام داده ام. هر دو به من افسرده خفیف رتبه بندی کردند و در پایان یک، یک چت باکس با یک فرد زنده در انتظار “گفتگو” ظاهر شد.

آیا سلامت روانی در میان آزمایشات عادی زندگی عادی قابل تشخیص است؟ و وقتی با داروهایی که به راحتی توزیع می شوند احاطه شده اید؟ در سال 1969 روانشناسی به نام دیوید روزنهان برای آزمایش توانایی روانپزشکی در تشخیص چاه وارد یک موسسه روانپزشکی به نام هاورفورد شد. روزنهان نتایج را در مجله منتشر کرد علم. مقاله او «درباره عاقل بودن در مکان‌های مجنون» اینگونه آغاز می‌شود: «اگر عقل و جنون وجود دارد، چگونه آنها را بشناسیم؟»

چگونه می توانیم؟! تست های افسردگی من شامل 10 تا 13 سوال بود. هر آزمون رتبه‌بندی می‌کرد که آیا در دو هفته گذشته در مقیاس «اصلاً نه»، در «چند روز»، «بیش از نیمی از روزها» یا «تقریباً هر روز» توسط ایالت‌های مختلف «آزارم می‌دادند». علائم شامل مواردی مانند احساس ناراحتی، افسردگی یا ناامیدی بود. کم اشتهایی یا پرخوری؛ خستگی؛ مشکل به خواب رفتن یا خواب زیاد هیچ حسی وجود نداشت که آیا “آزارشدن” از چیزی برای مدت طولانی یا به طور خلاصه معنی دارد. در یکی از آزمایش‌ها پرسیده شد که آیا درد و درد فیزیکی دارم یا خیر.

بدیهی است که فضای سفید شگفت انگیزی در اطراف این سوالات وجود دارد. یک روز در هفته احساس ناراحتی در برخی مواقع بسیار انسانی به نظر می رسد. و در مورد بقیه زمان چیزی نمی گوید. مشاجرات، تغییرات زمان، دعواها، تعطیلات، اخبار – مطمئناً هر دوره دو هفته‌ای چالش‌هایی برای خواب، غذا خوردن یا تصورات در مورد غذا خوردن و ارزش خود دارد.

من برای تشخیص سلامتی از DSM-5 کمک زیادی دریافت نمی کنم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، اساس عملکرد فعلی ما است. اکثر دسته‌های DSM – و صدها نفر وجود دارد – دارای لیست علائم اصلی با استاندارد نوع “هر سه از هفت مورد زیر” هستند. علائم یک دوره هیپومانیک دوقطبی شامل پرواز افکار، “افزایش فعالیت هدفمند” – آیا این چیز خوبی نیست؟ – و کاهش نیاز به خواب است. برای تشخیص، این سه در یک “دوره مشخص” حداقل چهار روزه رخ می دهند که دارای خلق و خوی گسترده و افزایش فعالیت یا انرژی است.

ریلکه شاعر درباره کار شدید خود نوشت: «بهشت می‌داند چه چیزی مرا تغذیه کرده است». نوشتن مرثیه های دوینو در قلعه دوینو، او «غذا و خواب را فراموش کرد». بسیاری از هنرمندان و محققان دوره های اوج دارند. اما من تصور می کنم یک بازه ی چهار روزه افزایش کار و ایده برای همه اتفاق می افتد. برنامه ریزی برای عروسی یا بار یا میتزوای خفاش، مطالعه برای یک آزمون بزرگ، و درگیر شدن در یک بازی یا حتی یک پرخوری وردل نیز احساس بسیار انسانی دارد.

چه کسی قضاوت می کند که آیا “هدف” مورد بحث واقعی است؟ به‌عنوان نویسنده‌ای که مبتلا به اختلال دوقطبی تشخیص داده شده است، باید از آثارم به‌عنوان معنادار و نه خیالی (یا DSM می‌گوید «بزرگ‌تر») دفاع می‌کردم. بسیاری از ما شاعران مرد سطح بالایی نیستیم که در قلعه‌هایی می‌نویسند که از دوستانشان به عاریت گرفته شده‌اند، که تصور می‌کنم برای ریلکه کمی اعتبار داشته است. جنسیت، نژاد، تمایلات جنسی، و طبقه اجتماعی – همگی بر میزان واقعی و در نتیجه سالم بودن یک «فعالیت هدف‌محور» تأثیر می‌گذارند. کسی که با ایده یک متخصص بالینی در مورد یک هنرمند مطابقت ندارد، متوجه می شود که شدت ریلکه در کار روانی آنها بسیار متفاوت به نظر می رسد.

بخش اوتیسم DSM خاطرنشان می کند که افراد در این طیف ممکن است درک نکنند که چرا مردم دروغ های سفید می گویند، گویی دروغ گفتن چنین حس ذاتی دارد که نشانه سلامتی است.

روزنهان با ادعای شنیدن صداهایی که کلمات “توخالی”، “خالی” و “تپش” را می شنید، در هاورفورد پذیرفته شد. در غیر این صورت، او به عنوان “عادی” معرفی شد: یک حرفه ای موفق و با محتوا، همسر و والدین. او به اسکیزوفرنی مبتلا شد. داستان روزنهان به دلایل زیادی اهمیت دارد – او بیماران را غیرانسانی و حتی وحشیانه می‌دانست. اینکه موسسات ما اغلب هنوز در این سطح فعالیت می کنند یک جرم ملی است.

کار روزنهان همچنین یک سوال فلسفی را به تصویر می‌کشد: آیا پزشکان، فهرست علائم در مقابلشان، می‌توانند تفاوت‌های واضحی بین بیمار و خوب پیدا کنند؟ آیا آنها می توانند به یک فرد سالم و کارآمد نگاه کنند و فقط آنها را به خانه بفرستند؟

عنوان فرعی در مقاله روزنهان کمتر خوانده می شود علم از پیاز: «افراد عادی از نظر عقلانی قابل تشخیص نیستند.»

Depression Essential Reads

بسیاری از افرادی که آزمایش‌های من را انجام می‌دهند، به پزشک مراجعه می‌کنند و در ویزیت‌های خیلی مختصر از داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کنند که نمی‌توانند وارد فضای سفید، سؤالات پیرامون سؤالات شوند. اینها داروهایی هستند که میزان دارونما بالایی دارند و با افزایش داروها، میزان اثربخشی کمی دارند. ترک کردن داروهای ضد افسردگی سخت است. من می دانم که آنها به مردم کمک کرده اند، اما تجویز یک داروی ضد افسردگی مانند قرار دادن یک دوره آسپرین برای کسی نیست.

انتقادی که به روزنهان وارد است این است که او خود را به هاورفورد آورد و از پزشکان در مورد صداها پرسید – می توان تصور کرد که آنها او را آزار می دهند. اما ما در فرهنگی زندگی می کنیم که در آن ستون نویسان توصیه به نامه نویسان می گویند که اعضای خانواده را “ارزیابی” کنند، افراد به طور مزمن با صندلی راحتی تشخیص می دهند، و فشار برای سوالات غربالگری افسردگی یا اضطراب سالانه برای همه وجود دارد.

روانپزشکی به نام جرالد کلرمن، که روی DSM کار می کرد، اعلام کرد که یک خط «گسسته» بین بیماران روانی و سلامت روان وجود دارد و این یکی از مقدمات روانپزشکی بیولوژیکی است. “محتاطانه”، همانطور که به سختی قابل مشاهده است، ممکن است املای بهتری داشته باشد.

روزنهان خاطرنشان کرد: «عاقلان همیشه «عاقل» نیستند. آنها عصبانی، غمگین و مضطرب می شوند، احساسات عادی که او توصیف کرد و سپس در یادداشت های بالینی خود در هاورفورد اغراق آمیز یافت.

روزنهان درباره دوران اسفبار خود در یک موسسه می‌نویسد: «اگر بیماران به جای ناتوان، قدرتمند بودند، اگر به آنها به‌عنوان افراد جالب توجه می‌شد تا موجودیت‌های تشخیصی. . . آیا علیرغم در دسترس بودن داروها، به دنبال تماس با آنها نیستیم؟» تماس بگیرید. نه لیست ها و اینگونه آنها را خواهیم شناخت.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان