در روانشناسی، معمای کلاسیک مرغ یا تخم مرغ به این سؤال خلاصه می شود که آیا افکار مقدم بر احساسات هستند یا احساسات بر افکار. یعنی آیا احساسات باعث ایجاد افکار می شوند یا افکار تعیین کننده احساسات هستند؟
آیا ما اول احساس می کنیم و دوم فکر می کنیم؟
ممکن است به نظر برسد که احساسات در نظم طبیعی اشیا مقدم بر افکار هستند. اما این ممکن است موردی باشد که دم سگ را تکان می دهد. ما احساس غمگینی یا اضطراب می کنیم و سپس از افکار غم انگیز یا مضطرب که در سرمان می چرخند آگاه می شویم. اگرچه ممکن است ابتدا از این احساس آگاه شوید، ترتیب عملیات ممکن است در واقع برعکس باشد – به افکار افسردهکننده یا مضطرب فکر میکنید که باعث ایجاد حالتهای احساسی همراه میشوند. قابل درک است، ممکن است ابتدا متوجه یک حالت احساسی شوید، زیرا نادیده گرفتن احساسات دشوار است. احساسات نیز تمایل به تداوم دارند، اما افکار چیزهای زودگذری هستند – دورههایی که به درون و خارج از آگاهی منحرف میشوند. اما اگر احساس آزاردهندهای را ایجاد میکردید، احتمالاً یک فکر منفی زیربنایی را در آن ایجاد میکردید.
چرا مهم است که افکار یا احساسات حرف اول را بزنند؟ این تمایز مهم است، زیرا یادگیری مدیریت احساسات بستگی به شناسایی این دارد که چگونه افکار شما واکنشهای عاطفی شما را تحریک میکنند. احساسات به افکار ما گره خورده است، اما ممکن است رشتههای پیوندی که آنها را به هم پیوند میدهد، نشناسیم. درس در اینجا واضح است: برای مدیریت بهتر احساسات خود، باید محرک های فکری اساسی را دریابیم و تفکر متفاوت را تمرین کنیم. اما یک نکته وجود دارد: چگونه می توانیم چنین هدف لغزنده ای را به عنوان یک فکر گذرا بگیریم؟
احساسات در خلاء فکری وجود ندارند
برای اینکه خودتان ارتباط بین افکار و احساساتتان را آزمایش کنید، می توانید تمرین کوچکی را که من با دانش آموزانم انجام می دهم امتحان کنید. سعی کنید خود را عصبانی کنید در حالی که ذهن خود را خالی نگه دارید. ادامه دهید و آن را امتحان کنید (هیچ کس به دنبال آن نیست). من انتظار دارم که نتوانید عصبانیت واقعی را احساس کنید، مگر اینکه افکار یا تصاویری در ذهن شما بگردند – معمولاً از افراد یا مؤسساتی که احساس می کنید با شما بدرفتاری کرده اند یا با شما اشتباه کرده اند. بله، اگر ماهیچه های خود را فشار دهید و ذهن خود را خالی نگه دارید، ممکن است کمی تنش عضلانی را احساس کنید، اما فکر می کنم قبول خواهید کرد که این احساس مشابه خشم واقعی نیست.
احساسات در خلاء فکری وجود ندارند، همانگونه که آتش می تواند در خلاء اکسیژن وجود داشته باشد. احساسات آزاردهنده باقیمانده معانی بیش از حدی هستند که ما به رویدادهایی که تجربه می کنیم تحمیل می کنیم. وقتی تعابیر ما از وقایع، که در قالب خود گفتاری بیان میکنیم، دچار پیچیدگی و تحریف میشوند، احساسات ما نیز دچار پیچیدگی و تحریف میشوند. با تمرکز بر گفتار درونی خود، میتوانیم از تصورات نادرست و اشتباهات آگاه شویم و با جایگزین کردن جایگزینهای منطقی، آنها را اصلاح کنیم.
احساسی را خراش دهید و فکری را خواهید یافت که در زیر آن نهفته است. به عنوان یک درمانگر رفتار شناختی، نقش من این است که بیماران را از طریق فرآیند شناسایی محرک های فکری که آنها را بدبخت می کند راهنمایی کنم و به آنها کمک کنم تا روش های تفکر منطقی یا سازگارتر را جایگزین کنند. مدل مفهومی CBT مبتنی بر فلسفهای به نام استوکیسم است که ریشههای آن را به یونان و روم باستان بازمیدارد. همانطور که فیلسوف رواقی رومی، Epictetus حدود 2000 پیش تعلیم داد، ما تحت تأثیر خود رویدادها نیستیم، بلکه تحت تأثیر افکار، عقاید، عقاید و تفسیرهایمان در مورد رویدادهایی هستیم که تجربه می کنیم.
در حالی که افکار می توانند احساسات را تحریک کنند، احساسات لزوماً به یک فکر قبلی بستگی ندارند. یک سیستم هشدار در مغز ما نقش بسته است که ما را از یک تهدید درک شده آگاه می کند. بگویید که در جنگل قدم می زنید و در مسیر خود با یک شی منحنی روبرو می شوید. حتی قبل از اینکه بتوانید این فکر را بیان کنید، “اوه، خدای من، این یک مار است”، پاسخ جنگ یا گریز شما فعال می شود و شما را فرا می خواند تا تهدید قریب الوقوع را دفع کنید یا از آن فرار کنید، بنابراین ممکن است متوجه شوید که به طور انعکاسی به بیرون می پرید. از ترس چند ثانیه بعد، بخش فکری مغز شما شروع به کار می کند، و اکنون که تهدید درک شده را ارزیابی کرده اید و آن را فقط یک چوب بی ضرر می بینید، به خاطر واکنش شدید شما به خود می خندید. در واقع، وقتی صحبت از یک تهدید بالقوه می شود، احساس (در این مورد ترس) می تواند بر تفکر مقدم باشد.
افکار و احساسات: یک خیابان دو طرفه
رابطه بین افکار و احساسات یک خیابان یک طرفه نیست. افکار و احساسات یک رابطه دو طرفه را تشکیل می دهند که در آن تفکر بر احساسات و احساسات بر نحوه تفکر ما تأثیر می گذارد. در رفتار درمانی شناختی، ما افکار محرک و احساسات مزاحم را در این حلقه بازخورد شناسایی می کنیم تا افراد بتوانند نحوه تفکر، احساس و کاری که انجام می دهند را تغییر دهند.
بگویید منتظر نتایج آخرین آزمایشات پزشکی خود هستید و شروع به فکر کردن به بدترین حالت کنید که سطح اضطراب شما را افزایش می دهد. احساسات، ترس و نگرانی شما، بدترین افکار شما را تقویت می کند، آنها را تقویت می کند، که به نوبه خود احساسات مضطرب شما را بیشتر تقویت می کند. به طور مشابه، برای افسردگی، فکر کردن به افکار خودسرانه یا فاجعهآمیز میتواند خلق و خوی شما را تضعیف کند و احساس ناراحتی میتواند افکار منفی را راحتتر به ذهنتان بیاورد.
تخم مرغ چیست و مرغ چیست؟
همانطور که در روانشناسی اعمال می شود، مشکل مرغ یا تخم مرغ بر اساس دوگانگی کاذب بین تفکر و احساس است. بیایید این موضوع را درست در نظر بگیریم. افکار و احساسات به اندازه دو روی یک سکه در هم تنیده اند. افکار احساسات را تحریک می کنند، اما احساسات، مانند ترس، می توانند افکاری را تحریک کنند که ممکن است ترس را از بین ببرند (“این فقط یک چوب است”) یا آن را تقویت کند، همانطور که در مواجهه با یک تهدید واقعی است (“بهتر است از اینجا بروم، سریع”) . ما همچنین می توانیم از احساسات خود به عنوان راهنمای افکار نگران کننده خود استفاده کنیم. به عنوان مثال، زمانی که احساس نگرانی یا دلهره می کنید، می توانید ذهن خود را بررسی کنید تا افکار مضطرب یا نگران کننده ای را پیدا کنید که این احساس به آنها بستگی دارد.
پیام اصلی این است که نحوه تفکر ما بر احساس ما تأثیر می گذارد و احساس ما بر نحوه تفکر ما تأثیر می گذارد. ما میتوانیم از احساسات خود با استفاده از آنها به عنوان راهنمایی برای شناسایی افکار محرک و تغییر افکار خود برای تغییر احساس خود، از احساسات خود بیاموزیم. در مورد سوال کلیتر که اول میآید، مرغ یا تخممرغ، یک بار خواندم که پاسخ، البته این است که بستگی به این دارد که چه کسی غذا را سرو میکند. (هوم).
سلب مسئولیت عمومی: محتوای اینجا و سایر پستهای وبلاگ در دقیقهدرمانگر فقط برای اهداف اطلاعاتی است و نه برای تشخیص، ارزیابی یا درمان اختلالات سلامت روان. اگر نگران سلامت عاطفی خود هستید یا هر گونه مشکل سلامت روانی قابل توجهی را تجربه می کنید، توصیه می کنم برای ارزیابی کامل با یک متخصص بهداشت روان دارای مجوز در منطقه خود مشورت کنید.
© 2025 جفری نوید