اگر کلمه را جستجو می کنید “مرز” نتایج تصویر را به صورت آنلاین و اسکن کنید ، به احتمال زیاد استعاره های بصری واضح را پیدا خواهید کرد: یک “X” قرمز ، یک کف دست بلند ، یک حصار یا کسی که از دیگری دور شده است. تصاویر با صدای بلند و واضح است: مرزها به عنوان طرد ، قطع ارتباط یا دفاع نشان داده می شوند. به طور خلاصه ، آنها سیگنال می دهند بدون ورودبشر
اما آیا واقعاً این مرزها برای انتقال آن چیست؟ در کار من در سراسر فرهنگ ها ، مشارکت ها و تنظیمات بالینی ، من مشاهده کرده ام که مرزها ، در صورت بیان ماهرانه ، موانعی نیستند. آنها دعوت نامه ای برای دیدار ، احترام ، در ارتباط با مراقبت هستند.
چرا این تجدید نام مهم است
در سالهای اخیر ، مرزها به یک موضوع محبوب در گفتمان رابطه ای و روانشناختی تبدیل شده اند. این یک پیشرفت مثبت است. مردم به طور فزاینده ای اهمیت احترام به خود ، حفظ انرژی و نیاز به برقراری ارتباط به وضوح را تشخیص می دهند. با این حال ، لحن اطراف مرزها اغلب به سمت مجازات می چرخد: “آنها را قطع کنید” ، “اگر آنها نتوانند حقیقت شما را اداره کنند ، آنها لیاقت شما را ندارند.”
در حالی که چنین احساساتی ممکن است به طور موقت توانمند باشد ، آنها به جای پل ها ، مرزها را به دیوارها تبدیل می کنند. همانطور که برنا براون با عاقلانه بیان می کند ، “روشن است مهربان است. نامشخص است.” در آن روح ، مرزی که به وضوح و با عشق به آن ابلاغ می شود ، عمل پرخاشگری نیست. این یک طرح برای اتصال پایدار است.
هنگامی که به عنوان یک دعوت نامه قاب بندی می شود ، مرزها از محافظت از خود به درک مشترک تغییر می کنند. آنها می گویند ، “اینجا چیزی است که به من اجازه می دهد تا با یکپارچگی در این رابطه بمانم ؛ آیا می توانیم در اینجا ملاقات کنیم؟”
مرزها به عنوان قاب ، نه قلعه ها
آنها را به جای تصور مرزها به عنوان سازه های دفاعی ، آنها را در نظر بگیرید. درست همانطور که یک قاب عکس هنر را مبهم نمی کند اما تمرکز آن را تقویت می کند ، مرزهای رابطه ای می توانند آنچه را که مهم است برجسته کند: احترام متقابل ، وضوح و مراقبت.
بیایید به دو رویکرد متفاوت به همان نیاز نگاه کنیم:
- “تو را خیلی دیر شب متوقف کن.”
- “من دوست دارم به این نتیجه برسم ، بیایید زمانی را پیدا کنیم که برای هر دو کار کند.”
هر دو مرز را بیان می کنند. اما یکی از آنها ارتباط مداوم را با شرایط سالم تر دعوت می کند. این تمایز بسیار مهم است. مرزهای ما نه تنها آنچه را رد می کنیم تعریف نمی کنند. آنها منعکس می کنند که چگونه خودمان و دیگران را ارزیابی می کنیم.
تنظیم مرز به عنوان یک مهارت رابطه
هنگامی که با استحکام دوست داشتنی تمرین می شود ، مرزها به جای تضعیف آنها ، پیوندهای رابطه ای را تقویت می کنند. این نیاز به لحن ، زمان و قصد دارد. مرزها هرگز نباید آزمایشاتی باشند که دیگران محکوم به شکست نیستند و نه انتظارات مبهم که انتظار می رود مردم حدس بزنند.
درعوض ، آنها باید با وضوح دیگری که دیگران را به یک فضای مشترک درک دعوت می کند بیان شود. به این ترتیب ، تنظیم مرز به یک عمل انفرادی از خود ادعای تبدیل نمی شود بلکه یک ژست متقابل احترام است.
این شیفت ها را در نظر بگیرید:
از “اینطور با من صحبت نکن”
به “من وقتی می توانیم با مهربانی صحبت کنیم ، به این مکالمه باز هستم.”
از “شما از یک خط عبور کردید”
به “این با من خوب نشست. آیا می توانیم در مورد آنچه اتفاق افتاده صحبت کنیم؟”
این اصلاحات نه تنها عزت را حفظ می کنند بلکه از بلوغ رابطه ای نیز مدل می کنند.
پرورش سواد مرزی
همانطور که خودآگاهی خود را عمیق تر می کنیم ، شروع به شناسایی سیگنال های داخلی می کنیم که به ما می گویند وقتی چیزی احساس سوء استفاده می کند ، خواه در یک مکالمه باشد ، یک درخواست یا یک الگوی تکراری. افتخار این سیگنال ها اولین قدم به سمت تنظیم مرز سالم است.
در مورد موارد زیر تأمل کنید:
- آیا من نیازهای خود را به روشنی و مهربانی بیان می کنم؟
- آیا بعد از تنظیم مرز یا تسکین گناه دارم؟
- چگونه می توانم وقتی دیگران محدودیت های خود را ادعا می کنند پاسخ دهم؟
- آیا من تا به حال تنظیم مرز را با قطع ارتباط به جای تراز کردن برابر کرده ام؟
این سؤالات ما را به آنچه من سواد مرزی می نامم ، دعوت می کند. این ظرفیت برای درک نه تنها محدودیت های ما ، بلکه نحوه ارتباط آنها با رابطه ای است.
تمرین تسلط مرزی
لایه بعدی تسلط مرزی است: توانایی ترجمه وضوح داخلی به اقدامات خارجی به شکلی که هم از خود و هم دیگری افتخار می کند.
در اینجا چند روش برای کشت وجود دارد:
- گرمای جفت با ادعا: تن اغلب به اندازه محتوا تأثیرگذار است. وضوح با اعتماد به نفس ارائه شده است.
- ایجاد الگوهای مرزی: عبارات شخصی از پیش تهیه شده ، به تنظیم لحن عاطفی و اطمینان از تراز در تعامل در زمان واقعی کمک می کند.
- به مرزها به عنوان شنونده احترام بگذارید: وقتی کسی مرز را با شما به اشتراک می گذارد ، آن را به عنوان یک عمل اعتماد دریافت کنید ، نه انتقاد.
با الگوسازی این تسلط ، ما نه تنها روابط خودمان را بهبود می بخشیم بلکه به یک فرهنگ رابطه ای نیز کمک می کنیم که همدلی ، متقابل و احترام به خود را متمرکز می کند. مرزها به معنای دور نگه داشتن مردم نیست. آنها در مورد اجازه دادن به الگوهای مناسب هستند. وقتی ما مرزها را برای عقب نشینی قرار می دهیم ، بلکه برای اینکه به طور معناداری درگیر شوند ، به چیزی بسیار قدرتمندتر از یک خط در ماسه تبدیل می شوند. آنها به یک زبان عشق تبدیل می شوند – یکی که می گوید ، “در اینجا چگونه می توانیم با هم شکوفا شویم.”