به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- مدلهای هوش مصنوعی اکنون هوش هیجانی بالاتری نسبت به انسان از خود نشان میدهند – موضوعی که روانشناسان را شگفتزده کرده است. مدلهای زبانی بزرگ میتوانند شعر بنویسند، مسائل پیچیده ریاضی را حل کنند و حتی در تشخیص بیماریها کمکرسان باشند.
اما آیا واقعاً میتوانند احساسات را درک کنند؟
مدلهای زبانی بزرگ میتوانند شعر بنویسند، مسائل پیچیده ریاضی را حل کنند و حتی در تشخیص بیماریها کمکرسان باشند. اما آیا واقعاً احساسات را درک میکنند؟ تحقیقی جدید از دانشگاه برن و دانشگاه ژنو نشان میدهد که این سامانههای پیشرفتهی هوش مصنوعی ممکن است نهتنها احساسات را بفهمند، بلکه حتی بهتر از بسیاری از انسانها با آنها برخورد کنند.
آزمودن ماشینها در برابر احساسات انسانی
در مطالعهای که بهتازگی در مجلهی Communications Psychology منتشر شده، پژوهشگران شش مدل زبانی پیشرفته را بررسی کردند:
این سامانهها با پنج آزمونی مواجه شدند که معمولاً در روانشناسی و ارزیابیهای محیط کاری برای سنجش هوش هیجانی (Emotional Intelligence) به کار میرود.
این تستها شامل موقعیتهای واقعی و احساسی هستند. مثلاً:
«همکار مایکل ایدهاش را دزدیده و حالا بهناحق تحسین میشود. بهترین واکنش چیست؟»
الف) بحث کردن با همکار
ب) صحبت با مافوق
ج) دلخوری و سکوت
د) تلافی و دزدی یک ایده دیگر
پاسخ درست از نگاه روانشناسان، گزینهی «صحبت با مافوق» است؛ زیرا نشاندهندهی واکنشی سالم، سنجیده و سازنده در برابر تنشهای احساسی در محیط کار است.
مدلهای هوش مصنوعی در این تستها عملکردی درخشان داشتند. بهطور میانگین ۸۱٪ پاسخهای صحیح دادند – درحالیکه میانگین پاسخ درست انسانها تنها ۵۶٪ بود.
دکتر کاتیا اشلگل، روانشناس ارشد در دانشگاه برن میگوید:
«ما پنج آزمون رایج در پژوهشها و محیطهای کاری را انتخاب کردیم؛ این آزمونها شامل سناریوهای پرتنش احساسی بودند که توانایی درک، مدیریت و تنظیم احساسات را میسنجند.»
همچنین دکتر مارچلو مورتیلارو، دانشمند ارشد مرکز علوم عاطفی دانشگاه ژنو افزود:
«این یافتهها نشان میدهد که این مدلها نهتنها احساسات را درک میکنند، بلکه معنای رفتار با هوش هیجانی را نیز بهخوبی فهمیدهاند.»
چرا هوش هیجانی مهم است؟
هوش هیجانی یعنی توانایی در شناخت و مدیریت احساسات خود و پاسخ مناسب به احساسات دیگران. این توانایی در زندگی روزمره نقش بسیار بزرگی دارد.
افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند، معمولاً روابط سالمتری برقرار میکنند، در کار موفقترند و از نظر روانی نیز وضعیت بهتری دارند.
مثلاً در محیط کار، کسانی که احساساتشان را خوب مدیریت میکنند، اغلب افرادی مؤثرتر، محبوبتر و قابلاعتمادتر به نظر میرسند. در مقابل، ضعف در مدیریت احساسات میتواند منجر به تنش، انزوا و حتی افسردگی شود.
به همین دلیل، تقویت هوش هیجانی در سامانههای هوش مصنوعی – بهویژه در چتباتها، دستیارهای دیجیتال و ابزارهای سلامت روان – به اولویت مهمی تبدیل شده است. این حوزه از تحقیق با نام رایانش عاطفی (Affective Computing) شناخته میشود و هدف آن، توانمندسازی ماشینها برای تشخیص و واکنش مناسب به احساسات انسانی است.

مدلهای هوش مصنوعی می توانند شعر بگویند، مسائل پیچیده ریاضی را حل کنند، آیا می توانند احساسات را نیز درک کنند؟ + آزمودن هوش مصنوعی در برابر احساسات انسانی
از تشخیص احساس تا درک آن
از دهه ۱۹۹۰ که روزالین پیکار مفهوم ماشینهای دارای احساس را مطرح کرد، سامانههای هوش مصنوعی پیشرفت چشمگیری داشتهاند.
امروزه این سیستمها میتوانند لحن صدا، حالت چهره و انتخاب واژگان را تحلیل کرده و گاهی با دقتی برابر یا حتی بیشتر از انسانها احساسات را شناسایی کنند.
کاربرد این فناوریها اکنون در حوزههای سلامت، آموزش و حتی اپلیکیشنهای سلامت روان گسترش یافته است.
با این حال، بیشتر این ابزارها همچنان در تشخیص احساسات محدود و واکنشی ابتدایی دارند؛ یعنی مثلاً میتوانند بفهمند کسی ناراحت است، اما نمیدانند چه باید بکنند.
اینجاست که هوش هیجانی واقعی اهمیت پیدا میکند:
درک احساسات کافی نیست؛ باید بتوان دربارهی آنها فکر کرد و واکنش هوشمندانه نشان داد.
کاتیا اشلگل و همکارانش میخواستند بدانند:
آیا مدلهای پیشرفتهی امروزی واقعاً قادرند مانند انسانها، احساسات را بفهمند، تحلیل کنند و به شکل سازندهای به آنها پاسخ دهند؟
توانایی هوش مصنوعی در تفکر درباره احساسات
پژوهشگران دریافتند که مدلهای زبانی پیشرفته نهتنها قادر به تشخیص احساسات هستند، بلکه میتوانند دربارهی آنها تحلیل کنند و واکنشهای هوشمندانهای ارائه دهند.
این بدان معناست که هوش مصنوعی میتواند سناریوهای پیچیدهای را که نیازمند درک ظریف احساسات انسانی است، به خوبی مدیریت کند؛ مثلاً تشخیص دهد چه واکنشی مناسبتر است، چه زمانی باید تنشها را آرام کرد، یا چگونه در موقعیتهای پرچالش اجتماعی رفتار کرد.
پیامدها و آینده
این پیشرفتها نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند نقش بسیار مؤثری در حوزههایی مانند:
آموزش مهارتهای اجتماعی و هیجانی
پشتیبانی روانی و مشاوره
مدیریت منابع انسانی و ارزیابی عملکرد
کمک به افراد دارای مشکلات ارتباطی و روانی
داشته باشد.
البته، پژوهشگران تأکید میکنند که هوش مصنوعی هنوز جایگزین احساسات واقعی و همدلی انسانی نیست، اما میتواند ابزار قدرتمندی برای کمک به انسانها باشد.
نتیجهگیری
هوش هیجانی در انسان شامل درک، مدیریت و واکنش به احساسات خود و دیگران است. یافتههای جدید نشان میدهد مدلهای زبان بزرگ میتوانند این مهارتها را به سطحی نزدیک یا حتی بالاتر از انسانها برسانند. این پیشرفت، دروازهای نو به سوی تعاملات طبیعیتر و مؤثرتر میان انسان و ماشین باز میکند.
نمونههایی از کاربردهای عملی آن
برای شروع، چند کاربرد عملی و جالب هوش مصنوعی با هوش هیجانی بالا را میگویم:
کمک به مشاوران روانشناسی
چتباتهای مجهز به هوش هیجانی میتوانند پیشتشخیص اولیه بدهند، با زبان همدلانه پاسخ دهند و به افراد در شرایط اضطراری کمک کنند تا مشاور واقعی در دسترس شود.
آموزش مهارتهای اجتماعی و هیجانی
این مدلها میتوانند نقش بازی کنند و به کودکان یا بزرگسالان آموزش دهند چگونه احساساتشان را بهتر مدیریت کنند یا در موقعیتهای اجتماعی مناسب رفتار کنند.
مدیریت و ارزیابی کارکنان
هوش مصنوعی میتواند به مدیران کمک کند تا وضعیت هیجانی تیم را ارزیابی کنند و پیشنهاداتی برای بهبود فضای کاری بدهند.
کمک به افراد دارای مشکلات ارتباطی
افرادی که به دلیل مشکلاتی مثل اوتیسم یا اضطراب اجتماعی، در درک احساسات دیگران مشکل دارند، میتوانند از این سامانهها برای تمرین و آموزش استفاده کنند.
پایان/*
.