12:38 - 2025/03/12

مجوز برای قدم گذاشتن از ترس و تردمیل خشم

[ad_1] روز دیگر ، من خودم را در حال ذوب شدن در مورد آنچه در کشور و جهان ما اتفاق می افتد ذوب می شود. من از یک سری کابوس ها بیدار شده بودم که باعث می شد احساس ترس ، ناتوان و خارج از کنترل کنم – نه کوکتل معمول احساسات من. من در آن زما...

مجوز برای قدم گذاشتن از ترس و تردمیل خشم

[ad_1]

روز دیگر ، من خودم را در حال ذوب شدن در مورد آنچه در کشور و جهان ما اتفاق می افتد ذوب می شود. من از یک سری کابوس ها بیدار شده بودم که باعث می شد احساس ترس ، ناتوان و خارج از کنترل کنم – نه کوکتل معمول احساسات من. من در آن زمان فهمیدم که خطر وحشتناک و فزاینده ای که هر شب در مورد این خبر می شنوم ، ترس من به آن تزریق می شود و در واقع خودم را تزریق می کردم ، در اعماق غرق شده بود و اکنون در رویاهای من ظاهر می شد. حتی ناخودآگاه من به ترس و اضطراب تزریق شده بود. من از این حالت وجود راضی نبودم و با احساس ترس از همیشه ، با اضطراب به عنوان حالت پایه من خوب نیستم.

در آن لحظه ، من چیزی را که دوست سالها پیش گفت: “اگر هیچ چیز تغییر کند ، هیچ چیز تغییر نمی کند.” سخنان او صبح روز بعد از آن کابوس های وحشتناک به من بازگشت. فهمیدم که از ترس “معتاد” شده ام و این که ، برای اینکه من تمام وقت نترسم ، لازم بود که از مصرف ماده ای که باعث ترس من می شود ، دست بردارم ، این چرخه خبر بود. من می دانستم که نیاز به تغییر دارم – ساختن تغییر در حالی که ممکن است در حال حاضر قادر به ایجاد تغییر در جهان باشم ، کاملاً می توانم در دنیای درونی خود تغییری ایجاد کنم و با تغییر رفتار و طرز فکر خود می توانم این کار را انجام دهم. من باید هر شب (و گاهی اوقات حتی در طول روز) خود را با ناامیدی و ترور متوقف کنم تا از تزریق و قرار دادن خودم در مورد هر چیز وحشتناک و غیرقابل درک که اتفاق می افتد ، هر فاجعه بالقوه و هر پیش بینی شرورانه ای مبنی بر اینکه کسی به شدت سعی در گفتن من دارد ، متوقف کنم.

من عصبانی شدم با توجه به اعتیاد ، من به پایین سنگ خود ضربه می زنم. لحظه آه هه من فرا رسیده بود ، و من این انتخاب را کردم که از تردمیل ترور کنار بروم ، اخبار را خاموش کنم و از گردباد ناامیدی که در آن گرفتار شده ام ، خودداری کنم.

توجه به لحظه حاضر

من توجه خود را به لحظه حاضر ، عطر بهار نزدیک شده ، با نسیم گرمتر و صبح های سبک تر ، سرگرم کننده در بازی با توله سگ من ، احساس فرش مخمل خوابیده در زیر انگشتان من ، صدای دخترانم می خندد ، لبخند بر روی چهره شوهرم وقتی او را بوسه هرشی روی رایانه خود دید … ساده ، در اینجا و اکنون ، در دسترس است و در دسترس است. من تصمیم گرفتم توجهم را از آن دور کنم چه می شود اگر، و به سمت چیست– این لحظه همانطور که هست، درست در حال حاضر – بدون تزریق سمیت و ترس.

هنگامی که من تمرکز خود را روی آنچه می دانستم در خارج از تجربه من اتفاق می افتد متوقف کردم و شروع به تمرکز روی آنچه در تجربه واقعی من اتفاق می افتد ، فهمیدم که اساساً خوب و خوشحال هستم. در یک کشف غیر منتظره و لذت بخش ، من شادی و سپاسگزاری پیدا کردم ، درست در آنجا در بعید ترین مکان نشسته ام ، دقیقاً تحت تروریستی که من مصرف می کردم و در آن به طور جدی شرکت می کردم.

در طی یک روز ، احساس بهتری کردم – بهتر. بعد از یک روز و شب تمیز ، هوشیار و بدون سد خبرهای بد ، خوب خوابیدم و احساس خوبی کردم. من از روز لذت بردم ، و احساس ترس نکردم.

واکنش منفی دوستان

جالب اینجاست که وقتی به یکی از دوستان خود در مورد انتخاب خود برای سم زدایی از اخبار و تمرکز فقط روی لحظه فعلی خود گفتم و لذت من در این انتخاب ، پاسخ او عصبانی و متهم شد. او بلافاصله در مورد اینکه چرا من نمی توانم و نباید استراحت کنم ، چگونه این کار را بیرون می کشم و ناجوانمردانه می کنم ، و من را به بخشی از مشکل تبدیل می کند. به گفته او ، این “آنچه آنها می خواستند” بود ، برای من این بود که از همه کارهای وحشتناکی که با ما انجام می دادند ، دور شوم و در دنیای کوچک خودمان شکایت کنم و خوشحال شویم. وقتی اخبار را خاموش کردم ، “آنها برنده شدند.”

در گفتگوی دیگری در مورد انتخاب من برای سم زدایی ، یک دوست دوم استدلال کرد که تمرکز بر لحظه فعلی و واقعیت فعلی من دقیقاً همان اتفاقی است که در آلمان نازی رخ داده است. ما از شایعات ، سیگنال ها و پیام ها دور شدیم ، گفتیم که این نمی تواند و نمی تواند اتفاق بیفتد ، و سپس این کار را انجام داد. سپس آنها در درهای ما ظاهر شدند و خیلی دیر شده بود. نکته او این بود که ما فقط نمی توانیم روی لحظه فعلی خود تمرکز کنیم. ایمن یا عاقلانه نیست. ما باید در دانش ، ترس و عصبانیت خود بمانیم تا از خود محافظت کنیم و به انتخاب های لحظه ای فعلی خود اطلاع دهیم.

من همیشه همراه ، من یک دوست سوم را امتحان کردم ، که هنوز هم مایل به به اشتراک گذاشتن برابری و شادی تازه ام هستم. این دوست اظهار داشت که استراحت از ظلم های زندگی واقعی که در جهان اتفاق می افتد ، متناسب با تأیید و منفعلانه آنها است- اجازه دادن آنها اتفاق می افتد قدم زدن از تردمیل ترس سمی نوعی انکار بود و تصمیم به زندگی در هذیان داشت ، که در واقع همان اندازه تبدیل شدن به یک همدست در آن قساوت ها بود.

بسیاری از مردم بر این باورند که ما حق نداریم آنچه را که باید انجام دهیم انجام دهیم – تا در درون خودمان خوب باشیم. و علاوه بر این ، آنها معتقدند که مراقبت از بهزیستی ما خودخواه ، ساده لوح و حتی غیراخلاقی است.

پیامی از خود دلسوزی

من می خواهم یک پیام متفاوت ارائه دهم ، یعنی اینکه انتخاب مراقبت از خود به هر طریقی شما باید این کار را انجام دهید ، به هر روشی که برای آن کار کند شما– این – انتخاب عاقلانه است. انجام کارهایی که باعث می شود احساس ناخوشایندی کنید – بنابراین آنها برنده نمی شوند ، و به طوری که آنها آنچه را که می خواهند دریافت نمی کنند – که در واقع آنها برنده هستند.

سوال مهم این است که چه چیزی ایجاد می کند شما خوب دانستن و عمل به نمایندگی از بهزیستی خود چیزی است که به شما امکان می دهد زندگی و قدرت خود را پس بگیرید. وقتی می گیرید خود را از مرکز آگاهی خود ، چرا آنچه را که انجام می دهید انجام می دهید. وقتی برنده یا از دست می روند (صرف نظر از هزینه آن شما) دیگر نگرانی یا نیروی محرکه شما نیست ، پس شما آزاد هستید و آزاد هستید.

اشکالی ندارد که در صورت نیاز به تردمیل ترور بروید ، یا حتی تمام وقت – اگر این چیزی است که شما نیاز دارید. آنچه مهم است این است که شما با حقیقت خود زندگی می کنید. شما به کسی مدیون نیستید که سموم و ترس بماند. این وظیفه شماست که ثابت کنید که شما یک ترسو نیستید ، بخشی از مشکل هستید ، یا اینکه لیاقت آن را دارید که نشان افتخار آنها را بپوشید. شجاعت بودن در حال بازی قهرمان شجاع در روایت شخص دیگری نیست ، بلکه در مورد داشتن شجاعت برای افتخار و زندگی با آنچه برای آن کار می کند شمابشر

بنابراین ، مهربان بودن در جهان با مهربانی با خودتان شروع می شود. دلسوزی خود مکانی برای شروع مقابله با عدم دلسوزی در جهان ما است. و علاوه بر این ، تمرکز روی لحظه فعلی شما با احساس همدلی برای جهان متناقض نیست … در واقع کاملاً برعکس. شادی و سپاسگزاری که وقتی به خودتان اجازه می دهید توجه کامل به آنچه در اینجا در واقعیت صمیمی شما وجود دارد ، واقعاً دلسوزی برای دنیای بزرگتر را پرورش می دهد. این دو دست به دست هم می روند و یک دست زیبا را ایجاد می کنند.

در مواقعی مانند این ، هنگامی که جهان احساس وارونه و ترسناک می کند ، برای برخی معقول است که از آنجا خارج شوند و اعتراض کنند ، مگافون را بیرون بیاورید و به اعماق ضخامت آن شیرجه بزنید. برای دیگران ، آنچه به شما کمک می کند تماشای ROM-COM ها و بررسی از وحشت است. برای بیشتر ما ، جایی در وسط قرار دارد و دوره های هر یک در زمان های مختلف ، غواصی می شود و سپس بیرون می کشیم. عصبانیت و سپس رام ، شستشو و تکرار کنید. اما آنچه مهم است محتوای آنچه شما را به خوبی می سازد نیست ، نه چگونه شما بهزیستی ، قدردانی و برابری خود را ایجاد می کنید ، اما به سادگی آن را می کنید انجام دادن آن – live by حقیقت خود ، واقعیت خود را طراحی کنید و آن را تشخیص دهید شما بدون توجه به آنچه در روایت هر کس دیگری معنی دارد ، باید خوب باشد. به یاد بیاورید که وقتی در داخل متعادل و دست نخورده هستید و چه چیزی را دریافت می کنید شما لازم است خوب باشید ، شما مجهز تر و تمایل به رفتار مهربان در جهان و به همین دلیل خدمت دارید. دلسوزی خود پیروزی برای همه است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان