به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ با افزایش نارضایتیهای معیشتی و مدیریتی در سازمان امور مالیاتی، نتیجه نظرسنجیهای اخیر در میان کارکنان این سازمان نشان میدهد بالغ بر ۹۷ درصد کارکنان از شرایط مدیریتی سازمان ناراضی هستند و بالغ بر ۸۵ درصد آنها خواهان بازگشت دکتر محمد مسیحی بهعنوان رئیس کل سازمان از دولت و وزیر اقتصاد شدهاند . این عدد را نمیتوان صرفاً یک علاقه شخصی دانست؛ پشت این انتخاب، صدای بدنه تخصصی مهمترین نهاد تأمین مالی دولت شنیده میشود که احساس میکند در معادلات مدیریتی کشور کمتر دیده شده است .
کارکنان سازمان علاوه بر مشکلات جدی معیشتی و فشار اقتصادی، امروز با دغدغه مهم دیگری نیز مواجهاند: ورود مدیران غیرسازمانی، کمرنگ شدن تخصصگرایی و فاصله گرفتن تصمیمگیریها از بدنه کارشناسی سازمان . سازمان امور مالیاتی یک دستگاه عادی اداری نیست و پیچیدگی مأموریتهای مالیاتی، به مدیرانی نیاز دارد که این سازمان را بشناسند و مسیرهای آن را طی کرده باشند . از همین منظر، نام مسیحی برای بخش بزرگی از کارکنان معنا پیدا کرده است؛ مدیری که درون همین سازمان رشد کرد، پلههای حرفهای و مدیریتی را طی کرد و دانش و تجربه مالیاتی را در سالها فعالیت به دست آورد .
مسئله امروز فقط بازگشت یک مدیر نیست؛ مسئله، بازگشت اعتماد به تخصص و سرمایه انسانی سازمان است . ورود نیروهای خارج از بدنه سازمان، اگر با شناخت کافی و رعایت شایستهسالاری همراه نباشد، میتواند این احساس را در میان کارکنان تقویت کند که تجربه و تخصص سالها خدمت، دیگر ارزش سابق را ندارد . همزمان، نارضایتی گسترده در بدنه سازمان و میان مؤدیان گزارش شده است؛ وضعیت نامناسب معیشتی، انتصابات غیرکارشناسی، بهکارگیری افراد بیتجربه در پستهای کلیدی و غلبه رویکرد امنیتی در تصمیمگیریها از جمله محورهای این نارضایتیها هستند . کارزار کارکنان سازمان امور مالیاتی نیز با بیش از ۲۰ هزار امضا راهاندازی شده است که خواستار ارتقای سطح معیشتی و بهبود جایگاه اداری خود هستند .
صدای بدنه تخصصی سازمان مالیاتی؛ درخواست بازگشت یک مدیر از جنس خود سازمان
با افزایش نارضایتیهای معیشتی و مدیریتی در سازمان امور مالیاتی، نتیجه نظرسنجیهای اخیر در میان کارکنان این سازمان نشان میدهد، بالغ بر ۹۷ درصد کارکنان از شرایط مدیریتی سازمان ناراضی هستند و بالغ بر ۸۵ درصد آنها خواهان بازگشت دکتر محمد مسیحی بهعنوان رئیس کل سازمان از دولت و وزیر اقتصاد شدهاند. این عدد را نمیتوان صرفاً یک علاقه شخصی یا ترجیح مدیریتی دانست. پشت این انتخاب، میتوان صدای بدنه تخصصی مهمترین نهاد تامین مالی دولت را شنید که در چند سال گذشته، همزمان با گذشت بخش مهمی از عمر دولت چهاردهم، احساس میکند در معادلات مدیریتی کشور کمتر دیده و شنیده شده است.
کارکنان سازمان، علاوه بر مشکلات جدی معیشتی و فشار اقتصادی، امروز با یک دغدغه مهم دیگر، ورود مدیران غیر سازمانی، کمرنگ شدن تخصصگرایی و فاصله گرفتن تصمیمگیریها از بدنه کارشناسی سازمان، نیز مواجهاند.
سازمان امور مالیاتی یک دستگاه عادی اداری نیست. پیچیدگی مأموریتهای مالیاتی، به مدیرانی نیاز دارد که این سازمان را بشناسند، مسیرهای آن را طی کرده باشند و بدانند تصمیمهای مدیریتی در پشت میز، چه تبعاتی برای کشور، دولت و کارکنانی دارد که در صف مقدم اجرای آن تصمیمها قرار دارند.
از همین منظر، نام مسیحی برای بخش بزرگی از کارکنان معنا پیدا کرده است؛ مدیری که درون همین سازمان رشد کرد، پلههای حرفهای و مدیریتی را طی کرد و دانش و تجربه مالیاتی را در سالها فعالیت به دست آورد؛ نه اینکه یکشبه از بیرون به رأس سازمان برسد.
اما مسئله امروز فقط بازگشت یک مدیر نیست؛ مسئله، بازگشت اعتماد به تخصص و سرمایه انسانی سازمان است.
ورود نیروهای خارج از بدنه سازمان، اگر با شناخت کافی و رعایت شایستهسالاری همراه نباشد، میتواند این احساس را در میان کارکنان تقویت کند که تجربه و تخصص سالها خدمت، دیگر ارزش سابق را ندارد.
اکنون که دو سال از دولت چهاردهم گذشته، شاید وقت آن رسیده باشد که صدای کارکنان سازمان امور مالیاتی جدیتر شنیده شود؛ کارکنانی که میگویند ما فراموش نشدهایم، ما سرمایه انسانی این سازمانیم؛ و اگر بیش از ۹۷ درصد کارشناسان از شرایط موجود ناراضی هستند و ۸۵ درصد آنها نام یک مدیر را بر زبان آوردهاند، پیش از آنکه درباره خودِ آن نام قضاوت کنیم، باید پیام پشت این انتخاب را بشنویم: کارکنان، مدیریت متخصص، آشنا با سازمان، برخاسته از بدنه و متکی بر شایستهسالاری میخواهند.
این صدا، صدای یک فرد نیست؛ صدای سرمایه انسانی بزرگترین سازمان تامین مالی دولت و کشور است.
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.