سازمانها اغلب در Uptimize با ما تماس میگیرند، زیرا احساس میکنند مدیرانشان، بهویژه، باید درباره تنوع عصبی بیشتر بدانند.
اغلب این یک مورد نگرانی یا سردرگمی در مورد موضوع تنوع عصبی و بهترین روش حمایت از کارکنان است. گاهی اوقات چنین سازمان هایی به دلیل درک نادرست مدیران و کارکنان از سبک های تفکر متفاوت خود، اصطکاک یا درگیری مستقیم را تجربه می کنند.
مدیران انجام دهید باید درباره تنوع عصبی بیشتر بدانید. به هر حال، این نقشی است که 70 درصد از مشارکت کارکنان را بر عهده دارد – و نقشی که برای تقریباً ¾ متخصصان تأثیر بیشتری بر سلامت روان آنها دارد تا پزشک یا درمانگرشان! و، اکثر مدیران هرگز هیچ گونه آموزش در مورد تنوع عصبی ندیده اند، بنابراین جای تعجب نیست که افشای یک همکار با چیزی غیر از مثبت بودن، اعتماد به نفس و خوش بینی مواجه شود.
مدیر و تیم
منبع: RDNE / Pexels
نادیده گرفتن مدیران عصبی
اما خطر یک دیدگاه نادرست و توانا در اینجا وجود دارد: اینکه به ناچار «مدیر» در چنین مواردی باید عصبی باشد، و در نتیجه هدف از یادگیری در مورد عصب شمولیت همیشه این است که چنین مدیرانی بتوانند بهتر با کارکنان متنوع عصبی خود برخورد کنند. . این دیدگاه نمی تواند درک کند که بسیاری از مدیران خود واگرای عصبی هستند.
چرا مدیران و رهبران عصبی نادیده گرفته می شوند؟ خب، اکثر متخصصان عصبی هنوز در محل کار فاش نمیکنند – و بدون شک تعداد بیشماری رهبران عصبی وجود دارند که این را به کسی نگفتهاند، فقط به تعدادی منتخب گفتهاند، یا هرگز فرصت دسترسی به تشخیص را نداشتهاند. و در حالی که نورون واگرای مثالی زیادی وجود دارد کارآفرینان – در واقع، بسیاری از برجستهترین تاجران زمان ما – که آشکارا عصبی هستند… به نظر میرسد در پذیرش اینکه یک مدیر میانی نیز میتواند عصبی باشد، ناکام مانده است.
رهبران عصبی واگرا از سبک تفکر منحصر به فرد خود استفاده می کنند
نه تنها هستند بسیاری از مدیران و رهبران متخصص عصبی، اغلب چنین مدیرانی از سبک های تفکر منحصر به فرد خود برای برتری در چنین نقش هایی استفاده می کنند. در نوشتن کتابم “یک نیروی پنهان – باز کردن پتانسیل تنوع عصبی در کار”، و در بخشی از سفر به اینجا در Uptimize، از ملاقات با بسیاری از مدیران عصبی و شنیدن داستان های متنوع آنها لذت بردم. تنوع عصبی در رهبری، در واقع، یک موضوع ثابت و قابل مشاهده بوده است.
یکی از رهبران اعصاب واگرا که در یک نیروی پلیس با او صحبت کردم، در مورد چگونگی استفاده از مهارت های تحلیلی خود در پرونده صحبت کرد – چیزی که رتبه بالاتر او تا حد زیادی اجازه می دهد. یکی دیگر، مدیر یک شرکت فناوری، به من گفت که چگونه تجارب خود او را به عنوان همدلی غیرمعمول برای گزارشهای مستقیم متفاوت و قدردانی از ترجیحات مختلف به او میدهد. آنها همه به عنوان یک نتیجه از راه آنها مغزها سیم کشی شده اند دیگر رهبران عصبی از نقاط قوت دیگر، از ارتباط مستقیم، شفاف و صادقانه گرفته تا تفکر کلی خلاقانه یاد میکنند که از سبکهای متمایز خود در نقشهایشان استفاده میکنند.
مدیر در جلسه
منبع: Cottonbro / Pexels
چرا قدردانی از مدیران عصبی اهمیت دارد؟
قدردانی از تنوع عصبی در بین مسائل مدیران. این مهم است زیرا نباید محدودیتهای توانمندی در مورد آنچه متخصصان عصبی واگرا میتوانند به دست آورند وجود داشته باشد. بله، برخی از افراد ممکن است مناسب موقعیتهای مدیریتی «معمولی» نباشند یا به آن علاقهمند نباشند، اما مهم است که امکان این نوع پیشرفت را نادیده نگیریم. این مهم است زیرا اگر به دنبال ایجاد تیم های قوی از متفکران مختلف هستیم، منطقی است که چنین تیم هایی با سبک های مختلف تفکر هدایت و رهبری شوند. و همچنین مهم است زیرا هر چیزی که ممکن است از نظر حمایت از کارمندان “عادی” در ذهن داشته باشید ممکن است برای مدیران نیز مفید و ارزشمند باشد.
بنابراین، تمام اصول کلیدی شمول عصبی در کار – از پشتیبانی و دسترسی به تسهیلات، تا تلاشهای طراحی جهانی برای اطمینان از ارتباطات واضح، جلسات فراگیر، مسیرهای شغلی قابل درک و غیره – همگی باید طراحی و ارائه شوند. با در نظر گرفتن خود مدیران نیز. همانطور که مدیران باید نسبت به گزارشهای مستقیم خود انعطافپذیری نشان دهند و تشخیص دهند که این اعضای تیم ممکن است دنیا و محل کار را بسیار متفاوت از آنها تجربه کنند، همین پویایی باید برعکس وجود داشته باشد.
به بیان ساده، تنها زمانی که مدیران و همکاران در گفتگوی متفکرانه، باز و سازنده در مورد ترجیحات یکدیگر شرکت می کنند، می توان از پتانسیل واقعی کل تیم استفاده کرد.
این تلاش برای شناخت و قدردانی از مدیران عصبی، همچنین، امیدوارم یادآوری باشد که طبق تعریف، همه تیمهای مدیریتی دارای تنوع عصبی هستند – به این دلیل که مانند هر تیم دیگری، هیچ دو عضوی مانند هم فکر نمیکنند. تیمهای مدیریتی در تفکرشان یکسان نیستند – و ما هرگز نباید بخواهیم که باشند – و هر چه از متفکران مختلف در نردبان ارشد بیشتر قدردانی و استقبال شود، بهتر است.