من هرگز با یک نوجوان آشنا نشده ام که لایک داشتن خون کشیده شده ، اما برای برخی ، این تجربه باعث اضطراب عمیق ، ترس و دردی می شود که متناسب با این روش است.
در دهه های من به عنوان متخصص کودکان و متخصص ریخته گری ، با تعداد زیادی از بیمارانی روبرو شده ام که در ایده های واکسیناسیون روتین یا کار خون استرس دارند. و هراس سوزن می تواند به یک مشکل بزرگ برای نوجوانان مبتلا به مشکلات مزمن سلامت تبدیل شود – و برخوردهای مکرر با روشها و آزمایشات.
در سالهای اولیه تمرین پزشکی من ، من از بدی بودن برای سفارش آزمایش استفاده نمی کردم. با این حال ، از آنجا که من شروع به استفاده از هیپنوتیزم بالینی و مشاوره در تمرین خود کردم ، وقتی یک نوجوان (یا یک کودک) با این هراس ارائه می دهد ، فرصتی می بینم که به آنها کمک کنم تا از ترس خود خلاص شوند. جوانانی که ابزارهای خودتنظیمی را یاد می گیرند می توانند به خواست و ناراحتی زیادی بر اراده داشته باشند.
لری (نه نام واقعی او) یکی از اولین بیمارانی بود که من برای مدیریت ترس از سوزن ها آموزش دادم. در آن زمان ، او تقریباً 13 ساله مبتلا به فیبروز کیستیک (CF) بود ، یک بیماری ژنتیکی که معمولاً باعث ایجاد بیماری ریه کوتاه کننده زندگی می شود.
در طی یکی از بازدیدهای خود از مرکز CF ، لری به آزمایش خون احتیاج داشت. برای قرعه کشی خون قبلی ، او توانسته است منتظر بماند تا کرم بی حس شود تا در محل قرعه کشی به کار رود ، اما در این روز ، هیچ وقت نبود. لری از این موضوع بسیار ناراحت شد ، زیرا او از درد می ترسید. مادر لری نیز ناراحت بود ، زیرا پسرش می ترسید و مضطرب بود.
به جای اینکه این مسئله را مجبور کنم ، از لری پرسیدم که آیا می توانم به او یاد بدهم که درد را با ذهن خود مسدود کند. او موافقت کرد. حدود سه دقیقه طول کشید تا به او نشان دهد که پزشکان هیپنوتیزم چه می نامند تکنیک دستکش جادویی. من توضیح دادم که او می تواند تصور کند که دستش با داروی بی حس کننده پوشیده شده و در دو دستکش ضخیم محصور شده است. من به او نشان دادم كه چگونه این تصاویر باعث شده است كه دست “دستکش” او نسبت به درد بسیار حساس تر شود ، زیرا او احساس بین هر یك از دستان خود را با هم مقایسه كرد.
سپس به او گفتم كه او می تواند آن بی حسی را به داخل آرنج خود منتقل كند كه در آن با قرار دادن كوتاه دستش به طور خلاصه بر روی محل ، خون او کشیده می شود. من منتظر ماندم تا او این کار را انجام دهد و به من گفتم که او بی حس است. پس از آن ، وی گزارش داد که در طی این روش هیچ دردی را تجربه نکرده است.
بعد از برخورد خون ، من به لری روش دوم آموختم تا بهتر با درد کنار بیاید ، این یکی شامل “شماره گیری راحتی” است. من پیشنهاد کردم که او یک نشانگر را روی شماره گیری که نشان دهنده سطح راحتی فعلی وی است ، تصویر کند. سپس از او خواستم تصور کند که به دستش برسد تا شماره گیری را به آرامی برگرداند و احساس کرد که سطح راحتی او در حالی که این کار را انجام داد افزایش می یابد.
من توضیح دادم که او با استفاده از این روش می تواند در حین قرعه کشی خون – یا در مواقعی دیگر که او درد را تجربه می کرد ، احساس بهتری داشته باشد. همه به اندازه لری در کنترل درک خود از درد استعداد ندارند ، اما بیشتر افراد – به ویژه کودکان و نوجوانان – می توانند از طریق این روش ها ناراحتی را بهتر تحمل کنند.
پس از آن روز ، لری از بی حس کردن دارو در قرعه کشی خون خودداری کرد و گفت که او قدرت کنترل ناراحتی خود را بدون آن دارد. سپس به من گفت كه از تصاویر بی حسی برای كمك به خود در خواب استفاده كرده است ، حتی اگر كسی به او نگفت كه می تواند به این شیوه كار كند.
با این کار ، او به خود و کسانی که از او مراقبت می کردند ، نشان داد که وی مسئولیت نحوه احساس او را بر عهده دارد. این جوان با قدرت ، از این جوان خواست تا در مورد چگونگی ذهنش به او در مقابله با چالش های زندگی کمک کند.
در حالی که مادرش مشاهده می کرد ، من به لری آموختم که از طریق خود هیپنوتیزم به حالت آرامش برسد. من از او خواستم تصور کند که یک آسانسور را به یک مکان آرامش بخش پایین می آورد و آنچه را که تصور می کرد ، می بیند ، می شنود ، بوی احساس و مزه در آنجا را توصیف می کند. با تصور تمام حواس او ، تجربه برای او واقعی تر احساس می شد.
من به او آموختم که در حالی که در این حالت آرامش قرار داشت ، یک ژست را انتخاب کند (او عبور از انگشتان خود را انتخاب کرد) و به او گفتم که می تواند هر زمان که لازم باشد از آن ژست استفاده کند.
لری عادت داشت که به سمت پایین خیره شود ، که گاهی اوقات تشخیص اینکه آیا او دستورالعمل های من در مورد مراقبت های بهداشتی خود را درک کرده است ، دشوار می کند. همانطور که ما ابزارهای خودتنظیمی را کاوش کردیم ، از او پرسیدم که چرا چنین بود.
او با استفاده از تکنیک های جدید آرامش بخش خود ، این سؤال را در نظر گرفت و فهمید که عادت او برای نگاه کردن به سمت پایین به زمانی که به دلیل CF خود سردردهای مزمن داشته است. این سردردها باعث شده است که او به دنبال او ناراحت کننده باشد.
سپس لری نگاه خود را تغییر داد تا به چشمانم نگاه کند و گفت: “من حدس می زنم از آنجا که دیگر سردرد ندارم ، می توانم نگاه کنم.”
مادر لری به وضوح در دیدن پسرش با اعتماد به نفس و راحت تر با این ابزارها حرکت کرد. همانطور که در مورد همه کودکانی که با چالش های بهداشتی روبرو هستند ، مبارزات لری بر دایره ای از افراد خارج از خود ، از جمله والدین و برادر ، مادربزرگ ها ، عمه ها ، عموها و پسر عموها تأثیر گذاشته است. هنگامی که لری کار سختی را پشت سر گذاشت ، افراد نزدیک به او ، به ویژه خانواده اش در خانه ، این بار را به اشتراک گذاشتند (Anbar ، 2021).
از آنجا که لری شروع به استفاده از ابزارهای خودتنظیمی کرد ، رفتار وی به طور قابل توجهی تغییر کرد. وقتی صحبت کردیم به من نگاه کرد. او سریع لبخند زد. او شروع به شرکت در ورزش در مدرسه کرد. با بسیاری از علائم وی – توسط خود لری – عملکرد او در مدرسه بهبود یافت و اعتماد به نفس او نیز همینطور شد.
در این مدت ، نگرش مادر لری نیز در حال تغییر بود. او همیشه ساکت و خجالتی بود ، و مانند پسرش از تماس چشمی اجتناب می کرد و سرش را پایین نگه داشت. با افزایش اعتماد به نفس لری ، به نظر می رسید مادرش به روش هایی تغییر می کند که آینه او را نشان می دهد.
او شروع به پرسیدن سؤال ، صحبت کردن کوچک و لرزش دست کرد. او بلندتر ایستاد ، با وضوح بیشتری صحبت کرد و وقتی مکالمات را انجام دادیم ، چشمانم را ملاقات کرد.
بعد از یک قرار ملاقات به یاد ماندنی که سه نفر از ما در مورد پیشرفت لری صحبت کردیم ، من از مادرش در این باره پرسیدم ، گفتم: “فکر می کنم شما در طی چند ماه گذشته اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده اید. آیا موافق هستید؟”
او با تأیید سرش را تکان داد. او گفت: “من این کار را می کنم.” “من حدس می زنم وقتی لری احساس بهتری کرد ، من هم احساس بهتری کردم.”
حقیقت این است که ، هنگامی که یکی از اعضای یک خانواده شروع به بهبودی می کند ، می تواند چرخه سلامتی و مثبت را برانگیزد: کودک احساس بهتری می کند ، و این باعث می شود خانواده احساس بهتری داشته باشند ، این به کودک کمک می کند تا پیشرفت بیشتری را تجربه کند.
پیشخدمت
لری و خانواده اش از جمله بسیاری از افرادی هستند که به من الهام بخش برای نوشتن کتاب من هستند ، راهنمای زندگی برای نوجوانان: از قدرت درونی خود برای سالم بودن ، خوشبختی و اعتماد به نفس استفاده کنیدبشر
در آن ، من هر یک از ابزارهایی را که به لری آموخته ام به اشتراک می گذارم ، مراحل آرامش عمیق خود ، بسیاری از تکنیک های خودتنظیمی اضافی و راهنمایی والدین در مورد تقویت سلامتی ، خوشبختی و استقلال در فرزندان خود به عنوان خانواده از طریق چالش های بهداشتی و رفتاری کار می کنند.