[ad_1]

چه کسی به شما توصیه می کند که از قانون طلایی پیروی نکنید؟ چه چیزی ممکن است در مورد این ایده که باید با دیگران رفتار کنیم ، روشی که دوست داریم با آنها رفتار کنیم ، بد باشد؟ ما در سنین جوانی به قانون طلایی آموزش داده ایم و وقتی در مهد کودک هستیم ، حس بسیار زیادی می کند. ما دوست داریم همکلاسی های خود آب نبات هالووین خود را با ما به اشتراک بگذاریم ، بنابراین با آنها به اشتراک می گذاریم. ما دوست داریم به یک جشن تولد خانه پرشور دعوت شویم ، بنابراین ما آنها را به ما دعوت می کنیم. وقتی بچه هستیم آسان است – زیرا همه ما همان چیزها را دوست داریم!
قانون طلایی همانطور که در روابط اعمال می شود با اهداف خوب شروع می شود. با دنبال کردن آن ، ما در تلاش هستیم تا کاری مثبت برای شریک زندگی خود انجام دهیم. ما در تلاش هستیم تا احساسات آنها را در نظر بگیریم و خواسته ها و نیازهای آنها را تأمین کنیم. اما حقیقت این است که افراد مختلف نیازهای متفاوتی دارند. اینجاست که نقص در اعمال قانون طلایی برای روابط روشن می شود.
بیایید بگوییم که وقت خود را به تنهایی ارزش قائل هستیم. ما شانس خود را برای گذراندن وقت جدا از شریک زندگی خود ، خواه با ورزش ، مسافرت ، خواندن ، گذراندن وقت با دوستان یا خانواده و یا به روش های دیگر انجام می دهیم. و هنگامی که ما با یک مشکل سر و کار داریم ، دوست داریم خودمان باشیم. ما برای پردازش احساسات خود زمان را برای جداگانه ارزش می کنیم. بنابراین ، هنگامی که ما قانون طلایی را به روابط خود اعمال می کنیم ، این حس است که وقتی می خواهیم از شریک زندگی خود حمایت کنیم ، ممکن است به آنها فرصتی برای گذراندن وقت به تنهایی به روشی مشابه ارائه دهیم. ما ممکن است سؤالات زیادی از آنها نپرسیم. درعوض ، ما تلاش می کنیم تا به آنها فضا بدهیم. اما اگر شکل پشتیبانی از شریک زندگی ما صرف وقت باشد ، چه می شود با هم؟
حال بیایید بگوییم که ما تعامل و ارتباط با شریک زندگی خود را نسبت به حضور در شرکت خودمان ارزیابی می کنیم. ما از صحبت کردن در مورد آنچه احساس می کنیم لذت می بریم ، با گفتن آنها با صدای بلند ، کارها را پردازش می کنیم و نامزدی شریک زندگی ما بخش مهمی از تجربه است. وقتی با یک مشکل سر و کار داریم ، دوست داریم با شریک زندگی خود باشیم. ما با پردازش احساسات خود ، ورودی آنها را ارزیابی می کنیم. بنابراین ، هنگامی که ما قانون طلایی را اعمال می کنیم ، منطقی است که وقتی می خواهیم از شریک زندگی خود حمایت کنیم ، ممکن است با آنها درگیر شویم ، از آنها سؤال کنیم ، سعی کنید در مورد آنچه آنها تجربه می کنند با آنها صحبت کنیم و ورودی خودمان را ارائه دهیم. اما اگر شریک زندگی ما همان رویکرد را نداشته باشد ، چه می شود؟
اکنون ، هیچ یک از این شرایط لزوماً هیچ مشکلی وجود ندارد. اگر خود یا رابطه خود را در این مثالها مشاهده می کنید ، آن را به عنوان نقصی که باید فوراً برطرف شود ، مشاهده نکنید. این تنها مسئله ای است که ناامیدی یا نارضایتی احتمالی که می تواند در نتیجه این پویایی ها حباب شود منجر به ناراحتی در رابطه شود. این ممکن است در صورتی که وقتی ناراحت یا ناامید می شوید و می خواهید این احساسات را با شریک زندگی خود پردازش کنید ، عقب می روند و در دسترس نیستند. یا اگر هر وقت مشکلی دارید اذیت می شوید و می خواهید آن را به تنهایی پردازش کنید ، اما شریک زندگی شما همچنان از شما سؤال می کند و می خواهید در مورد آن صحبت کنید ، و به جای اینکه به آنها بگویید که در این مورد چه احساسی دارید ، فقط اذیت می شوید و امیدوار هستید که آنها پیام دریافت کنند. یا اگر آرزو می کنید شریک زندگی خود از شما بیشتر بپرسد که در مورد موضوعی که با آن دست و پنجه نرم می کنید احساس می کنید ، اما نمی خواهید از آنها بخواهید زیرا می دانید که به هر حال نمی خواهند این کار را انجام دهند.
این مثالها چه ارتباط دارند؟ این واقعیت است که در روابط ما اغلب آنچه را می خواهیم نمی گوییم. چرا نه؟ چون نمی خواهیم دعوا را شروع کنیم. ما نمی خواهیم احساسات کسی را آزار دهیم. ما نمی خواهیم قایق را سنگ بزنیم.
جالب توجه این است که در زوج های درمانی ، ما یاد می گیریم که “قایق را سنگ بزنید” – اما با انجام این کار ، ما در واقع اطمینان می دهیم که در همان جهت قایقرانی می کنیم. این دقیقاً همان کاری است که من زوجین را ترغیب می کنم وقتی این پویا مسئله ای است انجام دهند. از این گذشته ، اگر نمی دانید چه می خواهند ، نمی توانید به شریک زندگی خود آنچه می خواهند بدهید ، و اگر آنچه را که می خواهید نمی خواهید ، به احتمال زیاد نمی خواهید آن را بدست آورید.
بنابراین در جلسه ما به این موضوع خواهیم رسید: دوست دارید شریک زندگی خود هنگام حضور در این شرایط چه کاری انجام دهد؟ بهترین چیز برای گفتن چیست؟ چه چیزی باعث می شود احساس دوست داشتن و حمایت کنید؟ چه می خواهید؟ هنگامی که ما این کار را در فضای باز انجام دادیم ، همه چیز واضح تر می شود. وقتی شریک زندگی شما دقیقاً به شما می گوید چه چیزی برای احساس دوست داشتن نیاز دارند ، انتخاب شماست. و این یک انتخاب واضح است. این نوع انتخابی است که ما گاهی اوقات با عدم بیان نیازهای خود به وضوح احساس راحتی می کنیم ، زیرا ممکن است بخواهیم واقعاً کارهایی را انجام دهیم که شریک زندگی ما می خواهد ما انجام دهیم. که ممکن است ما را به فکر جدی تر در مورد نقش ما در روابط سوق دهد.
قانون طلایی اهداف خوبی دارد ، اما همیشه در روابط خوب کار نمی کند. به نحوه برخورد با شریک زندگی خود فکر کنید. آیا دوست دارید تحت درمان قرار بگیرید؟ یا آیا دوست دارد با آنها رفتار شود؟ قانون طلایی را بشکنید و با شریک زندگی خود به روشی که می خواهند با آنها رفتار شود رفتار کنید.
برای یافتن یک درمانگر ، به فهرست روانشناسی امروز مراجعه کنیدبشر
[ad_2]