منبع: Amar-Saleem / Pexels
گرگ ها حیوانات جذابی هستند و مردم از سرتاسر جهان برای دیدن این حیوانات نمادین که در سال 1995 دوباره در پارک ملی یلوستون معرفی شدند به پارک ملی یلوستون هجوم آورده اند. ریک مک اینتایر، که کتابهای برنده جایزهاش در مجموعه «گرگهای آلفای یلوستون»، محققان و غیرمحققان را در مورد جزئیات بینظیر این موجودات شگفتانگیز آگاه و مجذوب خود کرده است.1،2 و اکنون، با ظهور کتاب پنجم ریک، فکر کردن مانند گرگ: درس هایی از بسته های یلوستون، ما یک بار دیگر با داستان های نزدیک و شخصی در مورد این حیوانات بسیار اجتماعی، باهوش و عمیقاً احساسی مواجه شدیم. در بخشی از توضیحات کتاب آمده است: “ریک با پرده برداری از مبارزات قدرت، سیاست دسته جمعی، نقش های محافظت از خانواده، درگیری های بین دسته ها و موارد دیگر، ریک به طرز ماهرانه ای پیچیدگی دسته ها و ویژگی های منحصر به فرد هر گرگ را دنبال می کند. در این داستان های واقعی، او درسهای زیادی را که میتوانیم از گلههای گرگ و شخصیتهای پویایی بیاموزیم که آنها را قادر میسازد در میان ناملایمات در سرزمینهای جدید گسترش پیدا کنند، جشن میگیرد.” در اینجا چیزی است که ریک در مورد گرگ های افسانه ای یلوستون می گفت.
مارک بکوف: چرا نوشتی؟ فکر کردن مثل یک گرگ?
ریک مک اینتایر: پس از 45 سال تماشای گرگ ها در آلاسکا و 30 سال در یلوستون، می خواستم آنچه را که در مورد انعطاف پذیری گرگ ها و استراتژی های زندگی آنها آموخته ام را خلاصه کنم. برای انجام این کار، من در مورد چهار گرگ یلوستون نوشتم که به خوبی می شناختم.1
MB: امیدوارید به چه کسی برسید؟
RM: به دلیل شغلی که در پارک های ملی کار می کنم، دوست دارم برای مردم عادی بنویسم.
MB: برخی از پیام های اصلی شما چیست؟
RM: توسط تاب آوری، منظورم این است که گرگ ها چگونه به چالش های دشوار زندگی خود پاسخ می دهند. شاید بهترین مثال، کاری باشد که گرگ باردار 926، ماده آلفای لامار کانیون پک، پس از کشتن جفتش توسط یک دسته رقیب درست قبل از تولد تولههایش انجام داد. چهار نفر از نرهای بالغ آن بسته چند روز بعد در نزدیکی لانه 926 ظاهر شدند. وقتی صبح روز بعد او را پیدا کردم، 926 چهار نفر را به سمت او تبدیل کرده بود. آنها به گروه او پیوستند و به او کمک کردند تا تولههای جدیدش را بزرگ کند – تولههایی که توسط مردی که کشتهاند پدر و مادر شده بودند. از آنجایی که گرگ های ماده آلفا رهبران واقعی گله های خود هستند، او رئیس آنها بود.
بعدها، 926 یک دوره وحشتناک سه ساله را پشت سر گذاشت که در آن همه توله های او در جوانی مردند. سال بعد او و دختر بالغش باردار شد. بین آنها، آنها چهار توله زنده داشتند. گرگ 926 با عزم او برای حرکت رو به جلو بدون توجه به تعداد تلفاتش در زندگی تعریف شد.
پدر او، گرگ 755، قبلا جفت خود را در فصل شکار گرگ از دست داده بود. او به زودی یک ماده جدید پیدا کرد، اما او در عرض چند ماه مرد. فصل جفت گیری بعدی، او با ماده دیگری جفت شد. او مجروح شد و هیچ یک از توله های آنها از بارداری او نجات پیدا نکرد. پس از آن، 755 در قسمت جدیدی از یلوستون پراکنده شدند و با یک زن جوان جفت شدند. آنها در بهار سال بعد و همچنین سال بعد بچه دار شدند.
منبع: Greystone Books/با اجازه.
سپس، سه نر جوان بزرگ از یک دسته همسایه وارد قلمرو آنها شدند. آنها 755 را از خانواده اش بیرون کردند و او تبدیل به یک گرگ تنها شد. با توجه به سن بالای او، ما تصور کردیم که این پایان داستان او خواهد بود. بعداً شنیدیم که او به گله گرگ در شرق پارک پیوسته است. او و نر آلفا از گروه با هم سفر کردند، انگار که متحدانشان بودند، و بعداً 755 در جفت گیری با ماده آلفا دیده شد. آخرین مشاهده شناخته شده 755 در بهار سال بعد اتفاق افتاد، زمانی که صفی از توله ها به دنبال او در اطراف مشاهده شد، توله هایی که او احتمالاً در بسته جدید خود از آنها مراقبت کرده بود.
آن دو گرگ، 755 و 926، پدر و دختر، برای من مظهر معنای فعال بودن در زمانی که روزهای سخت ما را به زمین می اندازند، بودند.
استراتژی های زندگی اشاره به چهار تاکتیک اصلی دارد که من گرگها را در سالهای بزرگسالی خود برای موفقیت در زندگی استفاده میکنند. اولی است پراکندگی. این بدان معنی است که یک نر یا ماده جوان بسته تولد خود را ترک می کند و برای یافتن یک جفت و ایجاد یک قلمرو حرکت می کند. این یک طرح خطرناک به دلیل احتمال زیاد تیراندازی یا به دام افتادن توسط انسان یا کشته شدن توسط گله گرگ رقیب است. یلوستون تنها حدود 10 قلمرو بالقوه دارد که می توانند از گله گرگ پشتیبانی کنند، بنابراین رقابت زیادی برای آن مناطق معدود وجود دارد.
راهبرد دوم این است که a شورشی. این شامل یک مرد رده پایین تر می شود که مرد آلفای گروه را به مبارزه می طلبد یا یک ماده همان کار را با ماده آلفا انجام می دهد. اگر رقیب برنده شود، آلفا بعدی می شوند.
استراتژی سوم این است که یک مناقصه گزار. این به موقعیتهایی اشاره میکند که در آن یک نر یا ماده وقت خود را میگذرانند، نر آلفا یا ماده آلفا را تماشا میکنند تا نشانههایی داشته باشند که آنقدر مجروح یا بیمار هستند که نمیتوانند وضعیت خود را حفظ کنند، و سپس موقعیت آلفا را بدون دعوا به دست میآورند. یا، آنها می توانند منتظر بمانند تا آلفای قدیمی بمیرد و سپس آن را تصاحب کنند.
یک نمونه اخیر از استراتژی مناقصه در بسته Junction Butte یلوستون رخ داد که زن پیر 907 موقعیت آلفا را به یک زن جوانتر در یک مبارزه از دست داد. آلفای سابق تا زمانی که رقیبش به شدت مجروح شد و جان خود را از دست داد، صبر کرد. سپس 907 یک بار دیگر آلفا شد.
راهبرد چهارم تا حدودی فراگیر است. من آن را یک بودن می نامم مغلوب. این می تواند یک مرد یا یک زن در گروهی باشد که بدون توجه به سلسله مراتب طبق شرایط خود زندگی می کند. گرگ نر 1048 مردی است که در بزرگسالی به گروه Junction Butte پیوست. او یک مرد بزرگ است که به نظر می رسد کمی به موقعیت اجتماعی خود اهمیت می دهد. Wolf 1048 در طول سال و نه فقط در فصل جفت گیری، توجه زیادی به ماده های دسته خود دارد. نتیجه آن این است که 1048 توله های شناخته شده بیشتری را در آن بسته نسبت به نر آلفا به دنیا آورده است.
من اغلب به مردم می گویم که هیچ دو گونه روی زمین وجود ندارد که از نظر رفتار اجتماعی به اندازه گرگ و انسان شبیه هم باشند. یکی از شواهد آن این است که نسخه خانگی گرگ، سگ، چقدر در ساختار اجتماعی یک خانواده انسانی قرار می گیرد.
گاهی اوقات از صاحبان سگ می شنوم که می گویند: «سگ من آدم بهتری از من است.» همه چیزهایی که ما در سگ های خانگی خود تحسین می کنیم مستقیماً از اجداد گرگ آنها می آید. این یکی از پیام هایی است که امیدوارم کتاب جدیدم به خوانندگان منتقل کند.