01:08 - 2025/01/02

فلج خواب در سراسر جهان چه تفاوتی دارد؟

[ad_1] این پست توسط نترا کوتاری، کارآموز منابع انسانی، راهب پرایوگشالا، بمبئی، هند نوشته شده است. شما خوابید – حداقل، فکر می کردید که خوابیده اید. شما در تاریکی اتاق خواب خود هستید و به طور غیر منتظره ای وجود چیزی پنهان را احساس می ...

فلج خواب در سراسر جهان چه تفاوتی دارد؟

[ad_1]

این پست توسط نترا کوتاری، کارآموز منابع انسانی، راهب پرایوگشالا، بمبئی، هند نوشته شده است.

شما خوابید – حداقل، فکر می کردید که خوابیده اید. شما در تاریکی اتاق خواب خود هستید و به طور غیر منتظره ای وجود چیزی پنهان را احساس می کنید. ضربه زدن، ضربه زدن. این ردپاها بود؟ ناگهان وزنی را بر روی سینه خود احساس می کنید و متوجه می شوید که نمی توانید اندام خود را حرکت دهید. شکل به شما می رسد … شبیه چیست؟ پاسخ ممکن است در داستان هایی باشد که در دوران رشد به شما گفته شد.

اگر شما آفریقایی آمریکایی، ایتالیایی، برزیلی، آمریکای جنوبی یا اهل نیوفاندلند هستید، به احتمال زیاد این شخصیت به ظاهر شیطانی که در خواب شما را آزار می دهد، شبیه یک جادوگر پیر و چروکیده به نظر می رسد. اگر اهل چین، مکزیک یا تایلند هستید، شاید به نظر نوعی شبح یا شبح باشد.

خواه یک دیو باشد، چه دیداری از یک اجداد، یا صرفاً یک چهره مخوف و سایه. اینها همه تظاهرات فلج خواب (SP) هستند. این به عنوان یک پاراسومنیا طبقه بندی می شود که با اضطراب، ترس، گزارش دقیق از محیط اطراف خود و ناتوانی در انجام حرکات ارادی در اندام، سر و قسمت های تنه بدن مشخص می شود.

یکی از اولین آثار SP در هنر، نقاشی Der Nachtmahr است که در سال 1781 توسط هاینریش فوسلی سوئیسی ساخته شد و دیو را بالای سینه زنی در خواب به نمایش می گذارد. معمولاً به این موجود “انکوبوس” می گفتند، شیطانی که به دنبال روابط جنسی با زنان خوابیده است. این و دیگر رویدادهای جنسیتی شیطان معروف «فلج خواب» در زمینه پیوریتانیسم در فرهنگ‌های غالب مسیحی سرچشمه می‌گیرد.

منبع: کابوس نوشته یوهان هاینریش فوسلی/ویکی‌مدیا کامانز

منبع: کابوس نوشته یوهان هاینریش فوسلی/ویکی‌مدیا کامانز

یک مطالعه در سال 2020 بر روی دانشجویان کارشناسی در یک دانشگاه آمریکایی نشان داد که از هر 3 پاسخ‌دهندگان، 1 نفر حداقل یک قسمت از SP را در زندگی خود تجربه کرده‌اند، با این حال، تعیین میزان شیوع در طول عمر طفره می‌رود. از 5% تا 62% متغیر است که در یک جامعه کوچک حومه شهر در نیوفاندلند یافت می شود. با این حال، مطالعات جدیدتر روی دانشجویان کارشناسی این عدد را بین 30 تا 40 درصد از جمعیت عمومی تعیین کرده است. به نظر می‌رسد این دامنه‌های بزرگ محصول تفاوت‌های تجلی SP در جمعیت، اندازه و فرهنگ جمعیت باشد.

چند توضیح سعی در حل این مشکل دارد که چگونه فرهنگ می تواند بر تجلی SP تأثیر بگذارد. اولین توضیح، فرضیه پانیک-هالوسیناسیون است. فرض بر این است که حالت ناتوانی در حرکت در هنگام نیمه خواب باعث می شود که فرد خوابیده دچار وحشت شود و تلاش کند تا کنترل بدن خود را به طور ناامیدانه به دست بیاورد، که ممکن است در صورت بیهوده بودن تلاش، ناراحتی بیشتری ایجاد کند. این ممکن است باعث ایجاد توهم در اطراف احساسات ترسناک شود، و باعث ایجاد یک چرخه باطل و خودخوراکی شود که تا زمانی که فرد خواب کاملاً بیدار شود و دوباره بتواند به طور داوطلبانه حرکت کند، تشدید می شود.

فرضیه برجسته جایی است که چارچوب‌بندی فرهنگی شروع می‌شود. وقتی کسی داستان‌هایی از Karabasta (روح شیطانی در فولکلور ترکی که باعث کابوس می‌شود و خون از خواب می‌نوشد) یا Pandafeche (روحی شبح مانند در اساطیر آبروتزو ایتالیا) را می‌شنود، زندگی امروزی، به عنوان آغازگری برای ارتباط فوری حضور مبهم و محسوس با موجودی که در مورد آن شنیده اند، کار می کند. ترس پیش بینی شده ممکن است باعث شود که رویداد حتی تاثیرگذارتر و وحشتناک تر شود و ممکن است دفعات قسمت های SP را افزایش دهد.

یک تحقیق در مورد فراوانی و شدت حملات SP در ایتالیا نشان داد که بیش از 33٪ از تجربه کنندگان SP در منطقه آبروزو ایتالیا معتقد بودند که فلج خواب آنها احتمالاً ناشی از Pandafeche است و حتی بسیاری کل تجربه را به همین نام می نامند. . فرضیه این بود که ایتالیایی ها، با چنین فرهنگ روایی متمایز و پایداری در اطراف SP، تجربه شدیدتری نسبت به گروه هایی خواهند داشت که چنین فولکلور ندارند.

این درست ثابت شد: در دانمارک، جایی که سنت‌های فرهنگی کمتری در رابطه با خواب SP وجود دارد، به نظر می‌رسد که افراد در مقایسه با ایتالیا، میزان طول عمر کمتر، مدت زمان کوتاه‌تر بی‌حرکتی را تجربه می‌کنند و تعداد بسیار کمی ترس از مرگ را در طول این دوره تجربه می‌کنند. در مقابل، در مصر، جایی که SP اغلب با حملات جن (جن) مرتبط است، 41٪ از جمعیت در مورد SP با عبارات ماوراء طبیعی بحث می کنند و بسیاری به دنبال درمان های سنتی هستند. دانش‌آموزان مصری تعداد بالایی از اپیزودهای SP را گزارش کردند که به طور متوسط ​​19.4 در طول عمر، با مدت زمان بی‌حرکتی طولانی‌تر بود. علاوه بر این، 50 درصد مصری‌ها از مرگ در اثر SP می‌ترسیدند. اعتقاد به علل ماوراء طبیعی به شدت با افزایش ترس و دوره های طولانی بی حرکتی در میان مصری ها مرتبط است.

مردم کامبوج نیز ارتباطات فرهنگی قابل توجهی با SP دارند و به نظر می رسد که به طور مشابهی میزان شیوع و اضطراب در طول حمله افزایش یافته است. با این حال، یکی از عواملی که نباید نادیده بگیریم، همبستگی با PTSD و سایر اختلالات اضطرابی و همچنین اختلالات خلقی است. این الگو در گروه‌های پناهنده خمر نیز دیده می‌شود و نشان می‌دهد که SP ممکن است توسط یک حالت بیش‌هوشیار و مضطرب موجود ایجاد شود. از آنجایی که شیاطین کامبوجیایی و خمری SP معمولاً ارواح یا شبح هستند، افکار مرگ و میر خود یا دیگران نیز ممکن است عاملی باشد، زیرا ترومای پناهندگان اغلب به موقعیت های مرگ یا زندگی مربوط می شود.

این ما را به مشکل دیگری در تفسیر تک بعدی این پدیده چند لایه می رساند. مطالعه ای بر روی 10 نفر که معتقد بودند توسط بیگانگان ربوده شده اند، روایت و احساسات آنها در طول رویداد را به طور پیش فرض از لنز یک قسمت SP تفسیر کرد. محققان به این نتیجه رسیدند که روایت‌های فرهنگی راهی را به افراد می‌دهد تا فضاهای خالی را پر کنند و تجربیات عجیب و غریب را در طرحواره‌های موجود جای دهند. با این حال، یک استدلال علیه این ایده وجود دارد که پرایمینگ فرهنگی به طور کامل مسئول آنچه در طول حملات فلج خواب می بینیم است. گزارش‌هایی از SP وجود دارد که ویژگی‌های فرهنگی خاصی را از یک منطقه یا فولکلور محلی متمایز به اشتراک می‌گذارد، حتی اگر فرد مبتلا بخشی از شبکه‌های فرهنگی نباشد که این داستان‌ها در آن تکثیر می‌شوند. نادیده گرفتن تجربیات معنوی مستقیم از لحاظ تاریخی نیز یکی از ویژگی های غم انگیز قانون پژوهش غرب بوده است. باید احتیاط کرد که آنچه را که در حال حاضر نمی‌توانیم توضیح دهیم، حذف کنیم. در نهایت، SP ممکن است اغلب به عنوان یک ابزار مناسب برای انواع پدیده های پیچیده با برجسته کردن اشتراکات و کاهش ویژگی های منحصر به فرد آنها گزارش شود.

در مجموع، به نظر نمی رسد علم داستان های بومی معنویت را باطل کند. به نظر می رسد فقط به درک ما از مکانیسم های فیزیولوژیک عصبی درگیر در نحوه پردازش این رویدادها می افزاید. جالب است که چگونه ما نه تنها چیزهای متنوعی را که در طول SP می بینیم، داریم، بلکه چگونه راه های به همان اندازه متنوع برای مبارزه با آن وجود دارد. کاناشیباری (“وضعیت کاملاً بسته بودن، گویی توسط زنجیر فلزی محدود شده است”)، ژاپنی ها در مقابل SP قرار می گیرند، شامل شیطانی است که توسط یک بدخواه فرستاده می شود تا مردم را در خواب خفه کند. این شبیه چیزی است که اسکیموها در برخی از مناطق کانادا فکر می کنند، جایی که شمن ها سعی می کنند ارتباط بین روح و بدن فرد را قطع کنند باعث ایجاد SP می شوند. یک راه حل، به طور طبیعی، می تواند ریشه کنی عامل آن و منع آنها از انجام این کار باشد. مردم چین ممکن است یک روحانی‌گرا بخوانند و مردم کامبوج برای جلوگیری از ارواح خشمگین، مراسم تشییع جنازه را به موقع انجام می‌دهند. ایتالیایی‌ها در حالتی می‌خوابند و جارویی را کنار در قرار می‌دهند تا از ورود به پاندافیچه جلوگیری کنند.

همه این باورها گرد هم می آیند تا مجموعه ای کاملاً جالب از اطلاعات را تشکیل دهند که نشان می دهد تجربیات روانشناختی ما تا چه حد به نحوه عملکرد جهان در فرهنگ ما مرتبط است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان