با فرا رسیدن روز تحلیف، گفتگوهای سیاسی همچنان محل تجمع آفلاین و آنلاین ما را پر می کند. اما بسیاری از جوانان ممکن است صرفاً انصراف دهند.
در یک مطالعه اخیر که تلاقی دین و سیاست را برای جوانان 13 تا 25 ساله بررسی کرد، موسسه تحقیقاتی Springtide کنجکاو بود تا ببیند جوانان در مورد سیاست چه اعتقادی دارند، چگونه در زندگی مدنی شرکت می کنند و چگونه باورهای مذهبی آنها ممکن است به افراد سیاسی کمک کند. . هنگام تجزیه و تحلیل پاسخهای مصاحبه دهها نوجوان و جوان، محققان متوجه شدند که چه تعداد از مصاحبهشوندگان با به اشتراک گذاشتن عقاید سیاسی یا ابراز عقاید مخالف بودند – نه به این دلیل که نمیتوانستند از مواضع خود دفاع کنند، بلکه به دلیل احتمال ایجاد شکاف در روابط. .
دادههای Springtide بارها و بارها اهمیتی را که جوانان برای روابط معنادار قائل هستند نشان میدهد، بنابراین اجتناب از تعارض بالقوه قابل توجه بود، به خصوص که همه روابط در مقطعی دچار تعارض میشوند. در حالی که نمی توانیم بگوییم چرا جوانان ممکن است تمایلی به مشارکت در این راه نداشته باشند، ما برخی از سرنخ های زمینه ای را فقط بر اساس محیط داریم:
- جامعه کنونی ما جامعه ای است که با تغییر مداوم هدایت می شود. تصورات یقین و ثبات (اعم از واقعی و درک شده) توسط نسل های قبلی ممکن است برای جوانان امروزی وجود نداشته باشد.
- فراگیر بودن فناوری، فشارها برای دستیابی، موفقیت و «چیزی بودن» – در کنار احساس عدم اطمینان دائماً در حال چرخش – می تواند برای ایجاد محیطی که استرس را تحریک می کند کافی باشد.
وقتی جوانان عناصر رابطهای را پیدا میکنند که برای احساس امنیت در روابط به آنها نیاز دارند – ایمنی، آسیبپذیری، راهنمایی، مراقبت، عشق، همراهی، حمایت – بهطور قابلتوجهی ممکن است در تکان دادن قایق مردد باشند.
با این حال، روند تعارض و تعمیر هسته اصلی روابط ما است. گفت و گوی سالم هسته اصلی جامعه ما است. اگر جوانان تمایلی فزاینده به مشارکت در رابطه با برخی روابط نشان دهند، این می تواند پیامدهای گسترده ای داشته باشد – نه تنها برای شادی فردی بلکه برای هماهنگی جمعی ما.
اجتناب از گفتگو: آنچه جوانان می گویند
مصاحبههای اسپرینگ تاید نشان داد که جوانان تمایل دارند از تعامل رابطهای که ممکن است منجر به تعارض شود به سه دلیل منصرف شوند: ترس از دست دادن اجتماعی، ترس از بی ادبی، و ترس از نقض مرز.
ترس از آسیب اجتماعی: بسیاری از جوانان از “لغو” شدن و از دست دادن رابطه ناشی از آن می ترسند. لغو بودن شما را در گروهی فراتر قرار می دهد، اما این نوع جابجایی با قضاوت ذاتی در مورد شخصیت فرد نیز همراه است. اگر عزت نفس یا عزت نفس در حال حاضر برای یک جوان متزلزل است، می توان فهمید که چرا آنها ممکن است خطر قضاوت طرف های خارجی را نداشته باشند.
ترس از بی ادبی: بسیاری از جوانانی که اسپرینگ تاید با آنها صحبت میکرد، دیگران را ناتوان از صادق بودن، منطقی بودن یا کنترل احساسات در هنگام مکالمه سیاسی میدانستند (گاهی اوقات چون واقعاً شاهد آن بودهاند!)، و بنابراین از مشارکت برای حفظ رابطه اجتناب میکنند. دست نخورده – به خصوص اگر نتوانند تمایلات سیاسی طرف مقابل را تشخیص دهند. این امر حاکی از افزایش قطبی شدن و رادیکال شدن در فرهنگ و پیامدهای منفی واقعی و درک شده است که می تواند منجر به صحبت با فردی با دیدگاه های متفاوت شود. جوانان ارزیابی می کنند و اگر آن را تهدیدی بالقوه برای صلح شخصی یا هماهنگی با دیگران بدانند، می توانند به عنوان راهی برای کنترل محیط خود سر تعظیم فرود آورند.
ترس از نقض مرز: وقتی این نگرانی وجود دارد که یک تعارض ممکن است ارزشهای شخصی فرد را تهدید کند، تمرکز بر یکسان بودن رابطه به جای تفاوت باورها به برخی از جوانان اجازه میدهد تا این تفاوتها را کم اهمیت جلوه دهند و امیدواریم هرگونه تعارض مرتبط را به حداقل برسانند. اما انجام این کار به معنای انکار نیاز خود به اصالت و آسیب پذیری در رابطه است – زیرا در این سناریوها آنها واقعاً نمی توانند خود را کامل نشان دهند. با گذشت زمان، این در واقع می تواند ارتباطی را که آنها سعی در محافظت از آن دارند تضعیف کند.
این که آیا این الگوها با افزایش سن برای جوانان قابل اجرا خواهند بود یا خیر، باید دید. با این حال، بسیار مهم است که جوانان یاد بگیرند درگیر درگیری سالم باشند و روابطی داشته باشند که در آن احساس امنیت کافی داشته باشند. با توجه به میزان پریشانی روانی که قبلاً در بین جوانان گزارش شده است، ما به آنها نیاز داریم که فضاهای زیادی داشته باشند که بتوانند خود را کامل نشان دهند – زیرا این می تواند تأثیرات مثبتی بر سلامت روان آنها داشته باشد.
برای پرورش فضای ارتباطی برای جوانان که در آن بتوانند درگیری سالم داشته باشند، بزرگسالان می توانند به گوش دادن فعال بپردازند و به جای قضاوت با کنجکاوی پاسخ دهند. آنها می توانند در صورت لزوم بی طرفی را تمرین کنند و ایده ها را به شیوه ای محترمانه به چالش بکشند. شاید مهمتر از همه، بزرگسالان می توانند بدون پرخاشگری وارد گفتگو شوند و بتوانند احتمال اشتباه خود را بپذیرند.
جوانان با افزایش سن باید انواع تعارضات رابطهای را پشت سر بگذارند و این وظیفه آنهاست که بفهمند چگونه این کار را انجام دهند. با این حال، در طول این دوره شکلگیری رشد، بزرگسالان میتوانند سهم بیشتری از بار رابطه را بر عهده بگیرند و به ایجاد فضاهایی کمک کنند که در آن درگیر شدن با موضوعات سیاسی بالقوه بحثبرانگیز و حتی برای مخالفت امن باشد.