آیا فرزند شما فکر ، احساسات و تصمیمات خود را حدس می زند؟ آیا آنها بارها و بارها از آنها اطمینان می دهند ، اما هنوز احساس مطمئن نمی کنند؟ نادیده گرفتن می تواند بچه ها را از نظر عاطفی فلج کند و آنها را از اشتباهات اضطراب ، بی قاعده و ترسناک کند. من به عنوان یک روانشناس کودک ، فرزندان زیادی در سنین مختلف داشته ام که مبارزات خود را با سرنگونی ابراز می کنند.
جای تعجب آور نیست که در دنیای پر فشار امروز ، کودکان و نوجوانان با کمال گرایی ، شک و تردید و حلقه هایی که آنها را گیر می آورد ، می جنگند. خبر خوب؟ والدین می توانند به فرزندان خود کمک کنند تا از سرنگونی خودداری کنند و در تصمیم گیری خود اعتماد به نفس ایجاد کنند.
تشخیص سرنگونی در فرزند خود
سرنگونی می تواند در سنین مختلف متفاوت به نظر برسد ، اما علائم مشترک شامل موارد زیر است:
- سنین 6-10 سالگی: مشکل در انتخاب ساده (به عنوان مثال ، چه چیزی را بپوشید یا کدام بازی را بازی کنید) ، سؤالات مکرر “اگر” و ترس از اشتباه کردن.
- سنین 11-14 ساله: به دنبال اطمینان مداوم از والدین ، نگرانی بیش از حد در مورد پذیرش همسالان و تجزیه و تحلیل بیش از حد تعاملات اجتماعی.
- سنین 15-18 سالگی: اجتناب از تصمیم گیری ، کمال گرایی در کار در مدرسه و شایعات در انتخاب های گذشته.
در حالی که طبیعی است که بچه ها فکر کنند چیزها را می اندیشند ، سرنگونی می تواند با تجزیه و تحلیل به فلج منجر شود – جایی که آنها در نتایج احتمالی اینقدر گرفتار می شوند که در تلاش برای اقدام هستند.
چرا سرنگونی اتفاق می افتد
سرنگونی فقط یک عادت بد نیست – این یک الگوی مغزی است. وقتی کودک در یک حلقه نگرانی گیر می کند ، آمیگدال آنها (مرکز ترس مغز) به پایان می رسد و باعث اضطراب می شود. در عین حال ، قشر جلوی مغز آنها (بخشی از تفکر منطقی مغز) تلاش می کند تا پاسخ ترس را نادیده بگیرد. به سادگی گفتن به کودک برای “نگرانی” کار نمی کند زیرا مغز آنها برای اطمینان از سیم سیم کشی شده است.
درعوض ، والدین می توانند به فرزندان خود بیاموزند که با تغییر از نگرانی به عمل ، حلقه سرنگونی را بشکنند.
شکستن چرخه سرنگونی: 3 استراتژی عملی
1. وقفه الگوی: تمرکز مغز را تغییر دهید
هنگامی که فرزند شما در یک مارپیچ سرنگون گرفتار می شود ، چرخه را با تغییر تمرکز آنها قطع کنید. موارد زیر را امتحان کنید:
- تنظیم تایمر: “شما دو دقیقه تصمیم دارید که تصمیم بگیرید ، و هر آنچه را انتخاب می کنید به اندازه کافی خوب است!”
- با استفاده از حرکت: پیاده روی سریع ، تغییر مناظر یا یک فعالیت جدید می تواند به تنظیم مجدد مغز کمک کند.
- پرسیدن یک سوال کنجکاوی محور: “بدترین چیزی که می تواند اتفاق بیفتد چیست؟ بهترین چیست؟ “
2. الگوی تصمیم گیری “به اندازه کافی خوب” را آموزش دهید
بسیاری از بچه ها معتقدند که آنها باید یک انتخاب عالی را انجام دهند. درعوض ، به آنها بیاموزید که بیشتر تصمیمات به اندازه کافی خوب هستند و یک پاسخ صحیح ندارند. به عنوان مثال:
- اگر فرزند شما در انتخاب دو فعالیت گیر کرده است ، به آنها یادآوری کنید ، “انتخاب کاملی وجود ندارد – فقط یکی را انتخاب کنید و از آن لذت ببرید.”
- برای کارهای مدرسه ، آنها را تشویق کنید تا هدف خود را هدف قرار دهند نه کمالبا با تعیین محدودیت زمان در تکالیف.
3. اطمینان خاطر را کاهش داده و حل مسئله را ترغیب کنید
اگر فرزند شما دائماً سؤال می کند ، “آیا این درست است؟” یا “آیا من انتخاب درستی کردم؟” موارد زیر را امتحان کنید:
- پاسخ دادن با یک سوال: “نظر شما چیست؟” این به آنها کمک می کند تا به قضاوت خود اعتماد کنند.
- اجازه خرابی های کوچک و کم خطر: به آنها اجازه دهید عواقب طبیعی برای ایجاد مقاومت را تجربه کنند.
- تلاش ستایش ، نه فقط نتایج: “من عاشق این هستم که شما چگونه فکر کردید!” به جای “این جواب درست است.”
فکر نهایی: کمک به فرزندتان اعتماد به نفس
سرنگونی بر ترس رونق می گیرد ، اما اعتماد به نفس از طریق عمل رشد می کند. با آموزش به فرزند خود برای اعتماد به تفکر خود ، خطرات اندک و در آغوش گرفتن در مورد فرصت های یادگیری ، می توانید به آنها کمک کنید تا از سرنگونی خلاص شوند و یک ذهنیت با اعتماد به نفس و انعطاف پذیر تر ایجاد کنند.
هدف از بین بردن تفکر نیست بلکه به فرزندتان کمک می کند تا فقط به اندازه کافی تصمیم بگیرد ، اقدام کند و از زندگی لذت ببرد بدون اینکه در نگرانی بی پایان گیر بیفتد. با ابزارهای مناسب ، فرزند شما می تواند اعتماد به نفس را برای حرکت در چالش های زندگی با وضوح و اعتماد به نفس ایجاد کند.