فرهنگ لغت آکسفورد تاب آوری را به عنوان کیفیت بهبود سریع یا آسان یا مقاومت در برابر تأثیر یک بدبختی تعریف می کند. محققان پیشنهاد می کنند که انعطاف پذیری توانایی یک سیستم برای بازگشت به حالت قبلی پس از اختلال است. هنگامی که این تعاریف در مورد تاب آوری انسانی اعمال می شود، ممکن است انتظارات ناسالم برای بهبود ایجاد کنند. تاب آوری به معنای پس زدن نیست. این در مورد رشد است.
اجازه دهید برخی از مشکلات این تعاریف را بررسی کنیم. هر دوی آنها تصور می کنند نوعی رویداد خارجی باعث ایجاد اختلال شده است. اما مزاحمت یا بدبختی چیست؟ برای برخی، تجربه یک سرقت مسلحانه آسیب زا خواهد بود، اما برای برخی دیگر همین اتفاق ممکن است آزاردهنده باشد. بستگی به فرد و طرز فکر او دارد.
رفتار درمانی شناختی (CBT) تعریف واضح تری از یک رویداد ارائه می دهد. رویدادها موقعیت هایی هستند که فرد به آنها پاسخ می دهد. رویدادها میتوانند چیزی خارج از ما اتفاق بیفتند، مانند نشانهگیری اسلحه به سمت ما، یا تجربههای ذهنی درونی، مانند این که تصور کنیم وقتی به فروشگاه میرویم ممکن است کسی اسلحه را به سمت ما نشانه بگیرد.
مشکل دیگر با تعاریف استاندارد تابآوری این است که آنها به رویدادهای خارجی دلالت دارند علت فردی که باید مزاحم شود – اتفاقی در دنیای بیرون می افتد و ما را ناراحت می کند. در حالی که ممکن است این روشی باشد که تجربیات خود را برای خود توضیح میدهیم، اما تشخیص این موضوع مفید و توانمند است که بدانیم وقتی آشفته میشویم، دلیل آن نحوه تفکر ما درباره رویدادی است که رخ داده است، نه به دلیل خود رویداد. اگر این اصل درست باشد، میتوانیم احساس و رفتار خود را در مواجهه با رویدادهای خاص تغییر دهیم.
تعاریف استاندارد تاب آوری همچنین فرض می کند که بازگشت به وضعیتی که قبلا در آن بودیم مطلوب است، گویی از ابتدا سالم بوده ایم. شاید به حقیقت نزدیکتر باشد که بگوییم ما اغلب مضطرب و غرق شدهایم زیرا قبل از وقوع آن رویداد کاملاً سالم و متعادل نبودیم. و بازگشت به حالت اولیه نباید هدف بهبود باشد.
ایده بازگشت به عقب نیز مشکوک است. آیا میتوانید موقعیتی را تصور کنید که در آن مبارزه، سوگواری و حتی رنج ممکن است بیان طبیعی و سالم انعطافپذیری باشد؟ کاملا. اگر کودک 5 ساله خود را به دلیل یک بیماری نادر قلبی از دست بدهید، درد عاطفی بخشی از بهبودی شما خواهد بود.
اگر فرزندتان را از دست دادید، آیا تاب آوری به این معناست که باید بتوانید به همان فردی که قبل از مرگ فرزندتان بودید بازگردید؟ نه. بسیاری از تجربیات ما برای زندگی ما را نشان می دهند. وقتی انعطافپذیر هستیم، درس میگیریم، باورهایمان را تغییر میدهیم و اولویتهایمان را دوباره تنظیم میکنیم. ما به مردمی که بودیم برنمی گردیم. ما رشد می کنیم، تغییر می کنیم و تبدیل به کسی می شویم که قبلا نبودیم.
تعاریف استاندارد تاب آوری همچنین این واقعیت را نادیده می گیرد که ما انسان های فوق بشری، همیشه انعطاف پذیر و سالمی نیستیم که همیشه بتوانیم تحت فشار خم شویم و نشکنیم. بعضی از روزها، ما انعطاف پذیر، امیدوار، مستدل و منطقی هستیم – بعضی روزها نه. ما یک روز غرق غم و اندوهمان می شویم و روزی دیگر راه هایی برای در آغوش کشیدن آن پیدا می کنیم. و بعد همه چیزهایی را که یاد گرفتیم فراموش می کنیم و دوباره به بدبختی می افتیم.
تاب آوری واقعی است آشفته زیرا هر یک از ما برای مقابله باید بر ترکیبی از افکار، احساسات و رفتارهای مفید و غیر مفید تکیه کنیم.
درک بهبود یافته از تاب آوری
در اینجا برخی از عناصر کلیدی تاب آوری آورده شده است که هم شرایط را روشن می کند و هم انتظارات واقع بینانه ای را که می توانیم در حین حرکت به سمت رشد و مواجهه با فشارهای زندگی داشته باشیم.
- مدل ABC درمان شناختی رفتاری چارچوب سادهای را ارائه میکند که میتواند هنگام در نظر گرفتن معنای مواجهه با فشارهای زندگی و حرکت رو به جلو مفید باشد. همانطور که Epictetus (55-135 پس از میلاد) به خوبی بیان کرد: “ما از آنچه برایمان اتفاق می افتد ناراحت نیستیم، بلکه از افکارمان در مورد آنچه برایمان می افتد ناراحت هستیم.” در مدل ABC، A رویداد فعال کننده، B باورهای ما در مورد رویداد، و C پیامد عاطفی و رفتاری باورها است. برای تغییر احساس و رفتار خود، باید طرز فکر خود را تغییر دهیم.
- فقدان پاسخ عاطفی نشان دهنده تاب آوری نیست. در عوض، تاب آوری شامل احساسات منفی سالم متناسب با موقعیت است. به گفته دکتر آلبرت الیس، ما دو نوع احساس منفی داریم: کمک کننده و غیر مفید. احساسات منفی غیرمفید ناشی از باورهای غیر مفید است و شامل احساس اضطراب، ترس، افسردگی، گناه و خشم غیر مفید می شود. هنگامی که ما باورهای واقع بینانه و انعطاف پذیر در مورد رویدادها داریم، معمولاً نگرانی، هشدار، غم و اندوه، پشیمانی و خشم سالم را تجربه می کنیم. تاب آوری شامل مجموعه ای از احساسات منفی و سالم است، نه فقدان آنها.
- تاب آوری منجر به اقدامات مفید می شود. وقتی احساسات منفی مفیدی داریم، اقداماتی را انجام می دهیم که بر مشکلاتی که با آن روبرو هستیم متمرکز است. می چرخیم به سمت مسائلی که باید به آنها رسیدگی شود. هنگامی که ما احساسات منفی غیر مفیدی داریم، رفتار ما بر ایجاد احساسات متمرکز است بد کمتر; ما سعی می کنیم ناراحتی خود را به گونه ای کاهش دهیم که اوضاع را بدتر کند، نه بهتر، و به ما کمک نکند با مشکلات واقعیت روبرو شویم.
- هسته تاب آوری مجموعه ای انعطاف پذیر از باورها است که به ما کمک می کند با عدم قطعیت ها و ناعادلانه های زندگی روبرو شویم. ما دوست داریم همیشه عملکرد خوبی داشته باشیم و دیگران از نتیجه اقدامات ما قدردانی کنند. ما می خواهیم تایید و قبول شویم. ما می خواهیم زندگی منصفانه و مطابق با خواسته ها و انتظارات ما باشد. وقتی باورهای سالمی داریم، اینها فقط خواسته ها هستند نه خواسته ها و حقوق. زمانی خودمان را بدبخت می کنیم که بخواهیم عملکرد خوبی داشته باشیم، مورد تایید و پذیرش دیگران قرار بگیریم و انتظار داشته باشیم که زندگی با ما رفتار خاصی داشته باشد.
- تاب آوری یعنی حرکت رو به جلو، نه برگشتن به عقب. وقتی تجربههای سختی را پشت سر میگذاریم، میتوانیم رشد کنیم و تغییر کنیم یا در زندگی گیر کنیم. بازگشتی وجود ندارد؛ رشد یعنی ادامه دادن کسی که می شویم می تواند بهتر، مهربان تر و عاقل تر باشد.
Resilience Essential Reads
هیچ قانونی نمی گوید که ما فقط مشکلات زیادی داریم و نه بیشتر. داشتن باورهای مفید و انعطافپذیر میتواند به شما کمک کند تا دردی را که تجربه میکنید بدون تلاش برای کنار زدن آن در آغوش بگیرید. هر چقدر هم که باورش سخت باشد، روزی می رسد که می گویید هیچ اتفاقی در زندگی تان هدر نرفت. به گذشته نگاه میکنید و متوجه میشوید که از هر چیزی که زندگی به شما پرتاب کرده چیزی ساختهاید، هم برای خودتان و هم برای افراد بیشماری که با زندگی شما روبرو شدهاند و درست مثل شما تلاش کردهاند.