[ad_1]

قصد من در نوشتن این پست این است که تجربیاتی را که با پسرم گذراندم ، به اشتراک بگذارم و از اولین تجلی بیماری او و سفر ما در قسمت های بعدی متعدد شروع کنم. همچنین برای ارائه تفسیر به عنوان والدین و روانپزشک در مورد موضوعاتی که این تجربیات مطرح می کنند ، مانند نحوه عملکرد روند تشخیص در سلامت روان ، نحوه کار با ارائه دهندگان درمان و مشکلات دارویی. امید من این است که خواندن این امر ممکن است برای افرادی که دارای مشکلات بهداشت روان و همچنین خانواده ها و دوستانشان هستند مفید باشد.
برنامه MSW
بیل در برنامه MSW خود به ویژه در زمانی که در برنامه تثبیت بحران بود ، عملکرد خوبی داشت. او از بازگشت در “آسیاب دانشگاهی” ، در تعامل با اساتید و دانشجویان خود لذت برد.
هر یک از دوره ها به تجربیات عملی کار با مشتری ها گره خورده است. این کارآموزی بخش مورد علاقه وی در برنامه MSW بود و آنچه را که او در شرایط زندگی واقعی آموخته بود ، استفاده می کرد. درام های شخصی او را مجذوب خود کردند و قادر به استفاده از دانش جدید خود برای حل مشکلات بود ، چیزی بود که او را به وجود آورد. از آنجا که بخشی از این برنامه شامل پیشگویی ها بود ، بیل در برنامه های دن کانتی تحت هدایت اساتید مختلف که به عنوان الگوی نقش فعالیت می کردند ، کار می کرد و همچنین وی را در زمینه مباحث تحقیق و مشاهده بالینی راهنمایی می کرد. بیل در مورد موضوعات مختلف سیستمیک در سیستم سلامت روان شهرستان دان ، مقالاتی را نوشت. یک مثال تجزیه و تحلیل خانه پناهگاه شهرستان دان برای جوانان بزهکار بود. سوالی که مقاله وی در مورد این موضوع مطرح شد این بود که آیا خانه پناهگاه با ساختار خود ، پاداش رفتار خوب و نظارت بر مشق شب می تواند مسیر مطلوب تری را برای جوانان در مقایسه با بازداشتگاه های نوجوانان ترویج کند. او مقاله را در مورد پرسیدن اینكه چه عواملی می تواند سازماندهی كند ، ترتیب داد منجر به تضعیف در “تفکر جنایتکار” می شود:
“افراد در رابطه با محیط خود رشد می کنند و نتیجه می گیرد که ارتباطات شناختی و عاطفی/معتدل” تفکر جنایی “باید مربوط به برخی از عوامل محیطی باشد. با جوانان در بحران ، و در نتیجه در یک مرحله انتقادی و شدید و سازنده زندگی خود ، می توانند در خانه پناه ببرند ، محیطی را تسهیل می کند که می تواند یک مسیر مطلوب را برای این جوانان در رابطه با “تفکر جنایتکار” ایجاد کند ، همانطور که توسط مقیاس تفکر جنایتکار اندازه گیری می شود (CTS ) با درک عواملی که بر “تفکر جنایتکار تأثیر می گذارد؟” وی تصریح کرد: محیط ساختاری خانه پناهگاه با مشوق های مثبت خود برای رفتار خوب می تواند باعث تغییر در سبک تفکر شود که به نوبه خود منجر به تغییر در رفتار می شود. وی پیشنهاد کرد که این کار به طور مستقیم در یک تحلیل آینده نگر از جوانان ورودی مورد آزمایش قرار گیرد.
در مقاله دوم ، خانواده ای که او با او کار می کرد و فرایندی که وی برای استخراج اطلاعات و تشویق ارتباط بین اعضای خانواده در خانواده درمانی شرح داده بود ، شرح داد. به طور خاص ، وی این روند را در مراحل انجام داد:
“فاز 1: کاهش یا حداقل دلهره زودهنگام را به حداقل برسانید. فاز 2: از هر یک از اعضای خانواده مشتری بخواهید که توضیح دهد چه اشتباهی است. فاز 3: توافق بین اعضای خانواده در مورد آنچه اشتباه است توافق کنید “ وی با استفاده از مطالب کلاس خانواده درمانی خود ، مراحلی را که برای تسهیل در هر مرحله از این روند انجام می داد ، توضیح داد.
بیل در مورد بودن صحبت کرد “خوشحالم که به خانواده ها کمک می کنم تا بهتر شوند. شگفت آور است که چقدر تفاوت ایجاد می کند تا آنها را با یکدیگر صحبت کنیم. هنگامی که می توانید آنها را به اشتراک بگذارید تا احساسات خود را به اشتراک بگذارید ، بقیه معمولاً خود را حل می کنند – یا حداقل بسیاری از این موارد. احساس می کنم با داشتن یک مددکار اجتماعی می توانم در زندگی دیگران تفاوت عملی ایجاد کنم. من می توانم مطمئن باشم که آنها مزایایی را که به آنها حق دارند دریافت می کنند و می توانم اطمینان حاصل کنم که آنها خدمات پیگیری دریافت می کنند و آنها به خدمات پشتیبانی جامعه متصل هستند. علاوه بر این ، زیرا من خودم “در آنجا بوده ام” معتقدم که می توانم دیدگاه منحصر به فردی در مورد خدمات بهداشت روان و نیاز به به دست آوردن ثبات ارائه دهم. ” … “اهداف شغلی من این است که در شغلی استخدام شود که مستقیماً با جمعیت سلامت روان کار کند. من طی سالها با افراد زیادی در جامعه بهداشت روان ملاقات کرده ام ، تعامل کرده و با افراد زیادی در جامعه سلامت روان صحبت کرده ام که درک شهودی بسیاری از موقعیت های زندگی بسیاری از کسانی که در سطوح مختلف سیستم سلامت روان درگیر هستند ، دارم. من خودم در آنجا بوده ام ، از هجوم و سرخوشی هیپومانیا و شیدایی ، تا سنگین افسردگی. من شاهد پارانویا و سردرگمی بوده ام که توسط اسکیزوفرنیک و عظمت ، انرژی بی نظیر و هذیان روانپزشکی مانیک تجربه شده است. من شخصاً با شادی گسترده در مرخص شدن از بیمارستان و سرانجام نفس کشیدن هوای تازه و احساس قدردانی در دانستن اینکه مددکاران اجتماعی ذیصلاح به تسهیل منافع فرد کمک می کنند ، آشنا هستم. “
[ad_2]