11:24 - 2025/04/11

غلبه بر اعتقادات خود محدود کننده | روانشناسی امروز

[ad_1] “شما شایسته نیستید.” “شما کافی نیستید.” “هیچ کس شما را دوست ندارد.” “شما فراتر از تعمیر هستید.” آیا می توانید ارتباط برقرار کنید؟ آیا این مانند راوی منفی در ذهن شما به نظر می رسد؟ به ...

غلبه بر اعتقادات خود محدود کننده | روانشناسی امروز

[ad_1]

“شما شایسته نیستید.”

“شما کافی نیستید.”

“هیچ کس شما را دوست ندارد.”

“شما فراتر از تعمیر هستید.”

آیا می توانید ارتباط برقرار کنید؟ آیا این مانند راوی منفی در ذهن شما به نظر می رسد؟

به عنوان یک روان درمانی نزدیک به 25 سال ، من یک الگوی را متوجه شده ام. افراد با ارزش خود بر اساس سیستم های اعتقاد خود محدود می شوند. این روایت های منفی و داخلی زندگی خود را به روش های ناسالم تأثیر می گذارد و شکل می دهد. به عنوان مثال ، این سیستم ها یکی از محرک های اصلی اعتیاد هستند.

اگر ارتباط برقرار کنید ، چگونه می توانید به خود داوری ناسالم بپردازید و امروز قدم هایی برای بهبودی بردارید؟

من سه مرحله گسترده را شناسایی کردم.

مرحله 1: بپذیرید که این داستان ها هستند

ابتدا ، منبع این باورها را به عنوان یک نامگذاری و شناسایی کنید داستان نویسبشر از منظر علوم اعصاب ، مغز ما به طور طبیعی داستان ها را می گوید. بسیاری از این روایات مبتنی بر ترس ، منفی و خودآزمایی هستند و تحت تأثیر گذشته ، حال و آینده شما قرار دارند. بنابراین ، ابتدا ، بشناسید و از صحبت کردن منفی خود و اعتقادات خود آگاه شوید و داستانی را در مورد زندگی خود به شما می گوید.

مرحله 2: آنچه را که داستانها به قدرت خود می دهد در نظر بگیرید

مرحله دوم این است که کشف کنید که داستان نویس شما صدای خود را به دست آورد. چه کسی یا چه چیزی این داستان نویس داخلی را به شما اختلال داده است؟ من تمایل دارم فکر کنم همه ما یک راوی منفی داریم ، صدای بحرانی در ذهن ما. روان درمانی و نویسنده ریک کارسون آن را “هیولا ذهن” می نامد: “ذهن شما یک انبار غول پیکر است که پر از بقایای و بازنمایی از تجربه مستقیم شما است: عکس های فوری ، اعتقادات (عقاید که شما وفاداری کرده اید) ، فرضیه ها ، مفاهیم ، خاطرات ، ایده های وحشی و پیش از این نتیجه گیری می کنید. هدف هیولا این است که شما را بدبخت کند و شما را از تجربه لحظه به لحظه خود منحرف کند. کار شما این است که متوجه شوید او سعی می کند شما را از لحظه فعلی دور کند. او همه چیز ممکن را انجام خواهد داد تا شما را به تمرکز ، خاطرات ، چه مواردی و البته اعتقاد بر این که شما کافی نیستید ، تمرکز کنید.

هرچه بیشتر از این هیولای قصه گویی داخلی و منفی آگاه شوید و بین افکار و تجربه فعلی خود فضایی ایجاد کنید ، بیشتر آرامش پیدا خواهید کرد. با گذشت زمان ، خود را نیز در یک نور مثبت تر مشاهده خواهید کرد.

اعتقادات منفی خود همچنین می تواند ناشی از: وقایع آسیب زا ، نیازهای برآورده نشده کودکی ، عدم تعادل شیمیایی یا هورمونی ، نارسایی شغلی ، طلاق یا سایر موارد دردناک باشد.

وقایع مزاحم از گذشته می تواند بیشترین آسیب را برای نحوه دیدن خودمان داشته باشد زیرا آنها به دو روش به ما ضربه می زنند. اول خود واقعه دردناک است و دوم این است که چگونه خود را در نتیجه آن واقعه دردناک می بینید. در درمان EMDR ، ما اینها را “شناختهای منفی” می نامیم. اعتقادات مربوط به خود در نتیجه تروما یا آشفتگی شامل پیامهایی مانند “من بد هستم” ، “من به اندازه کافی خوب نیستم” ، “من ضعیف هستم” یا “من مهم نیستم” ، نامگذاری چند مورد است.

به عنوان مثال ، اگر در سنین جوانی مورد آزار جنسی قرار گرفتید ، احتمالاً این رویداد را دردناک و نگران کننده به یاد می آورید. تلاش برای یادآوری این قسمت ها ممکن است ناراحت کننده باشد و به طور قابل ملاحظه ای چنین باشد. با این حال ، بیش از این احساسات ، سوءاستفاده به روشی که خودتان می بینید شکل می دهد. آگاهانه یا نه ، شما اعتقادات خود را به دست آورده اید ، مانند “من هرگز نمی خواهم یکسان باشم” یا “چیزی با من اشتباه است”.

این داستانهای داستانی و منفی می توانند و بر رفتار و تصمیمات شما تأثیر بگذارند. این روشی است که مغز کار می کند: اعتقادات بر احساسات تأثیر می گذارد و احساسات بر رفتار تأثیر می گذارد. انتخاب هایی مانند کسانی که با آنها قرار می گذارید ، با چه کسی ازدواج می کنید ، و حتی از چه مسیری شغلی پیروی می کنید ، همه تحت تأثیر این سیستم های اعتقادی خود محدود هستند. علاوه بر این ، آنها می توانند به طور فعال شما را خرابکاری کنند و گاهی اوقات منجر به رفتارهای اجتناب ، انزوا و اعتیاد می شوند.

بنابراین ، مرحله دوم به معنای درک منبع ذهنیت منفی است – فرایندی که می تواند سالها طول بکشد. با این حال ، برای شروع مرحله سوم نیازی به صبر ندارید و سفر شفابخش خود را آغاز می کنید.

مرحله 3: تشخیص دهید که داستان نویس دروغگو است

قدم سوم این است که تشخیص دهیم که راوی منفی دروغگو است-می خواهد شما را از خیالات دروغین در مورد ارزش خود متقاعد کند. هنگامی که با گذشته خود روبرو شده اید و کار درمانی پذیرش و بهبودی را انجام داده اید ، این مرحله امکان پذیر تر می شود ، زیرا شما شروع می کنید دید متفاوت شما شروع می کنید دیدن اینکه این سیستم های اعتقاد منفی درست نیستند ، و در نتیجه شما شروع به دیدن مثبت تر می کنید. اینگونه است که مغز با پردازش روشی که خود ، شرایط ، آسیب های شما و حتی خدا را از طریق لنزهای متفاوت و مثبت تر مشاهده می کنید ، در زندگی شما تغییر می کند. حتی اگر هنوز گذشته خود را با یک درمانگر باز نکرده اید ، هنوز هم می توانید با گذراندن وقت در بازتاب ، روزنامه نگاری ، خواندن و مراقبه ، بهبودی را شروع کنید.

هنگامی که خود را به خودی منفی می شناسید و یاد می گیرید دیدن و متفاوت فکر کنید ، می توانید جایگزین کنید دروغ گفتن با حقیقت شما نمی توانید اختلالات و تروما گذشته را تغییر دهید ، اما می توانید نحوه دیدن حافظه و نحوه دیدن خود را تغییر دهید. شما از “من شکسته ام” یا “من به اندازه کافی خوب نیستم” به آنچه هست تغییر می کنید درست: “من انعطاف پذیر هستم” ، “آن واقعه آسیب زا من را تعریف نمی کند” ، “من شایسته هستم” و “امروز ، من در زندگی خود آژانس دارم.”

با من یک آزمایش کوچک انجام دهید. تصور کنید که بزرگتر هستید و به پایان زندگی خود نزدیک می شوید. وقتی به گذشته خود نگاه می کنید ، فکر می کنید می گویید ، “خوشحالم که به این داستان اعتقاد داشتم که کافی نیستم ، خیلی شکسته ام؟”

نه ، البته نه.

آیا خود بزرگتر شما به شما نمی گوید که اعتقادات خود را تغییر دهید؟ برای جلوگیری از گوش دادن به صدای منفی خود منفی؟

لحظه ای را تأمل کنید. آیا با اعتقادات خود محدود کننده در مورد خود مبارزه می کنید؟ اگر چنین است ، چگونه می بینید که آنها را عقب نگه می دارند؟

همیشه آسان نیست ، اما من متقاعد شده ام که شما می توانید آن را انجام دهید– می توانی دیدن خود را در لنزهای متفاوت و مثبت تر.

امروز شروع به بازنویسی داستان خود کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان