08:51 - 2024/10/07

عدالت با مخالفت | روانشناسی امروز

[ad_1] در dubio pro reo. – یک اصل محتاطانه حقوق روم دادگاه های عبرانیان باستان از محکوم کردن یک متهم خودداری می کردند مگر اینکه همه قضات به جز یکی از آنها رای مجرم بودن را ارائه کنند. اگر در دعوت برای محکومیت اتفاق نظر وجود داشت، مت...

عدالت با مخالفت | روانشناسی امروز

[ad_1]

در dubio pro reo. – یک اصل محتاطانه حقوق روم

دادگاه های عبرانیان باستان از محکوم کردن یک متهم خودداری می کردند مگر اینکه همه قضات به جز یکی از آنها رای مجرم بودن را ارائه کنند. اگر در دعوت برای محکومیت اتفاق نظر وجود داشت، متهم رها می شد. این امر با توجه به دیدگاه حقوقی تثبیت شده و همچنین شهود عامیانه که می گوید اتفاق نظر مطلوب است و باید برای محکومیت لازم باشد، عجیب است.

زمانی که قاعده مخالفت وحدت رویه در رساله ظاهر شد سنهدرین (از یونانی «سینهدریون»، نشستن با هم، مجمع) تلمود بابلی، حکیمان یهودی و علمای حقوق برای منطقی کردن گیج خود تلاش کرده اند. چرا کتاب معتبر قوانین چنین قاعده غیرمنطقی آشکاری را تأیید می کند؟ از جمله نظرات ارائه شده، این ایده است که متخلفی که حکمی متفق القول دریافت می کند، چنان آشکارا گناهکار و فراتر از رستگاری است که مجازات مجازات در اختیار انسان ها نیست. فقط خدا می تواند. ایده دیگر این است که اتفاق آرا شبح تبانی و تبانی را افزایش می دهد تفکر گروهی. شاید قضات به دلایلی فراتر از شواهد، آن را برای متهم در نظر گرفته اند، و این باید به نفع او (یا او) حساب شود.

بحث کلامی از نظر روانشناختی یا حتی بر اساس مبانی الهیاتی خود قانع کننده نیست. اگر باید به خدا واگذار شود که کسانی را که بدون شک انسانی گناهکار هستند مجازات کند، پس چرا کسانی را که انسانها کاملاً مطمئن نیستند مجازات (یا رهاسازی) کنند؟ استدلال روان‌شناختی اجتماعی نیز قانع‌کننده نیست، زیرا اگر قضات بخواهند با هم تبانی کنند و اگر بخواهند متهم اعدام شود، برای آنها یک کار بی‌اهمیت است که 1 تا رای مجرم ایجاد کنند.

آیا ما گیر کرده ایم؟ به نظر من، تفسیر زبانی این معضل قانع کننده ترین است. خاخام مایر هالوی ابوالفیا، «راماه» پیشنهاد کرد که عبارت تلمودی به آزاد شدن متهم اشاره نمی کند، بلکه به فرستادن برای اعدام فوری اشاره دارد (گلات، 2013). در این دیدگاه، دوراهی وجود ندارد. با این حال، همانطور که حکیمان و علما در مورد این موضوع تا به امروز بحث می کنند، باید آن را جدی گرفت. برای یک روانشناس، سؤال این است که چگونه هیئتی از قضات، هیئت منصفه یا هر گروهی از رأی دهندگان، ممکن است به یک نتیجه کلی و بدون اتفاق آرا دست یابند، به ویژه زمانی که از مشورت منع شده باشند.

پیام تبریزیان

اثبات برنولی

منبع: پیام تبریزیان

فرض کنید روی یک پانل نشسته اید و یاد می گیرید که یک اقدام مورد نظر تنها در صورتی انجام می شود که همه به جز یک نفر از اعضای هیئت آن را تایید کنند. با چه احتمالی به آن رای می دهید؟ با پیروی از ژاکوب برنولی، پدرخوانده آمارهای مکرر (کلیتون، 2022)، می‌توانیم حساب دوجمله‌ای را برای یافتن حداکثر احتمال وجود اعمال کنیم. ک خارج از n آرای گناه، که در آن n تعداد قضات است. این احتمال در صورتی بالاتر است که هر قاضی مستقل با احتمال k/n به «بله» رأی دهد. شکل 1 نشان دهنده این اثبات است که توسط دکتر پیام تبریزی کار شده است. ChatGPT همان نتیجه را ایجاد کرد (ارتباط شخصی، دکتر دانیل ویلیگر).

شکل 2 که توسط دکتر یوهانس اولریچ ایجاد شده است، توزیع احتمال محکومیت یک گروه را برای مقادیر مختلف k و n = 10 نشان می دهد. منحنی که حداکثر آن در سمت راست نمودار است، نتایج را برای k = نشان می دهد. 9. می بینیم که حتی در این مورد نیز حداکثر احتمال یک حکم گروهی زیر 0.4 است.

یوهانس اولریچ

احتمال یک حکم مجرمیت دسته جمعی به عنوان تابعی از احتمال رای دادن فرد به گناه برای k از 1 تا 9 و اندازه گروه n = 10

منبع: یوهانس اولریچ

قضات از آنجایی که انسان هستند، ممکن است هنگام صدور رأی گناه احساس گناه کنند. با روشن شدن حقایق یک پرونده، آرای مجرم (و محکومیت) باید محتمل تر شود، در حالی که از شدت گناه باید کاسته شود. یک قاضی روان‌شناختی پیچیده و درون‌نگر می‌خواهد تعادلی بیابد که در آن میزان گناه نسبت به احتمال انجام کار درست کمتر باشد. این یک کار چالش برانگیز است اگر اینطور نباشد که افزایش احساس گناه با تغییر احتمال درست بودن کاملاً از بین برود.

این کار پیچیده تر می شود اگر یک قاضی تنها فرض کند، اما نداند، که سایر قاضی ها با همان احتمال به گناهکار رأی خواهند داد. در طرح رای‌گیری مستقل ما، احتمال رای دادن هر فرد ممکن است کم باشد و همچنان به نتیجه کلی منجر شود که متهم را محکوم می‌کند.

قضات در واقع جلاد هستند، اگرچه عمل فیزیکی قتل (یا زندانی کردن) را به متخصصان محول می کنند (هرینگتون، 2013). در زمان جنگ، گاه جوخه های تیراندازی ایجاد می شود تا به سربازان وظیفه تیراندازی گفته شود که یکی از تفنگ ها جای خالی دارد، یا در عوض، همه تفنگ ها به جز یک تفنگ خالی دارند. در هر صورت، هر سرباز وظیفه یک خروج روانی دارد. شما نمی توانید ثابت کنید، آنها می توانند ادعا کنند که یک نفر را کشته اند. حال، چه اتفاقی می‌افتد اگر همه قضات به دنبال حکم مجرمیت باشند، و سپس n – 1 برگه مجرمیت و یک برگه بی‌گناهی تولید و به‌طور تصادفی در اختیار قضات قرار گیرد و سپس آنها را – نامحسوس – به صندوق رأی بیاندازند؟ آیا با دستیابی به هدف جمعی بدون تحمل بار مسئولیت فردی، احساس بهتری خواهند داشت؟

همه گفته شد، اصل از در دوبیو و به نظر می رسد که الزام وحدت رویه عاقلانه ترین راه حل باشد. این نه تنها با محدود کردن محکومیت های نادرست (خطاهای نوع I) محافظه کارانه است، بلکه محکومیت های از دست رفته (خطاهای نوع II) را در مقایسه با قانون n-1 محدود می کند. شاید بزرگترین حسن آن این باشد که داوران را از قلاب عاطفی رها نمی کند.

ما فرض کرده‌ایم که افراد می‌توانند در موقعیت‌های جداگانه به شیوه‌ای احتمالی عمل کنند. من گاهی اوقات دانش آموزان را با درخواست از آنها برای بالا بردن دست خود با احتمال 1/3 گیج می کنم. افراد مکرر مثل برنولی گیج شده اند. آنها فقط می‌توانند بپرسند که آیا 30 درصد از دانش‌آموزان دست‌های خود را بالا برده‌اند و سپس بدون دلیل یا دلیل منطقی استنباط کنند که هر فرد دستی را با p = 0.333 بلند کرده است. بیزی‌ها، همچنین بدون اثبات، ممکن است بگویند که هر فرد دارای یک احتمال ذهنی است، اما هی، این در کجاست؟ یک راه‌حل عمل‌گرایانه این است که نسل احتمالات را بیرونی کنیم و یک قالب را بسازیم. اگر عدد 1 یا 2 بالا آمد، دست خود را بالا ببرید. در غیر این صورت، نکن (کروگر، 2010).

بهینه سازی اقدامات جمعی در یک روز خوب دشوار است. آمار و مطالعه پویایی بین فردی می تواند تا حدودی روشن شود. با این حال، هر کسی که در مورد سرنوشت دیگری قضاوت می کند باید نسبت به احساسات خود حساس باشد و در مدیریت آن بالغ باشد.

از دوستانم پیام تبریزی، یوهانس اولریچ و دانیل ویلیگر برای کمک به این تلاش تشکر می کنم. من از الگوریتم استفاده شده توسط روانشناسی امروز آنلاین برای قرار دادن این مقاله زیر برچسب “گناه”. هیچ شرمی در آن وجود ندارد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان