حوزه رشد سریع فناوری تولید مثل منجر به جهش کوانتومی در هنگام غربالگری ژنتیکی شده است. شرکت های بیوتکنولوژی با اطمینان تبلیغ می کنند که می توانند “بررسی های پس زمینه” عمیق را در مورد جنین ها ارائه دهند ، و ارزیابی های درون گیر را از احتمال وجود میزبان شرایط نگران کننده ، مانند بیماری قلبی ، دیابت ، سرطان و اسکیزوفرنی و همچنین به زودی قادر به پیش بینی و انتخاب خصوصیات پیچیده تر مانند کودک در IQ انجام دهند.
این شرکت ها با افتخار از توانایی خود در کمک به والدین در ساخت فرزندان بهینه سازی شده حداکثر ، حق بیمه ، یک تلاش بسیار پیچیده تر و جاه طلبانه تر از آزمایشات خونی سه ماهه اول و رویه های آمنیوسنتز که قادر به شناسایی طیف وسیعی از ناهنجاری های کروموزومی و احتمالاً شرایط مادرزادی لیتر هستند ، حمایت می کنند.
در همین راستا ، دیگر این داستان های علمی علمی نیست که یک “والدین برف برفی” ، مادر یا پدر که هر کاری را که می تواند انجام دهد تا مسیرهای پر جنب و جوش زندگی فرزند خود را صاف کند ، اکنون می تواند موتور یک گاوآهن قبل از تولد را زنده کند و قبل از آنکه مسیرهای پرتحرک حتی با آن روبرو شود و به آن سفر کند ، حرکت کند.
در پشت همه این فناوری پر زرق و برق ، این احتمال وجود دارد که والدین به زودی بتوانند از نظر بیولوژیکی فرزند رویاهای خود را مجسمه کنند. و پشت این که احتمال این باور است که این به نوعی چیز خوبی است ، که والدین باید بتوانند فرزندان خود را مطابق با مشخصات مطلوب و دقیق بسازند و در نتیجه ، یک سرنوشت ایده آل و بی ابر را برای زندگی خانوادگی ترسیم کنند.
مشکل آشکار در اینجا-نگرانی در مورد نگرانی از فناوری ژنتیکی در نسخه پیشرفته از یوژنی ها-این است که پرورش کودکان به هیچ وجه مانند مهندسی نیست ، به همان اندازه که ما ، در بعضی مواقع ، ممکن است دوست داشته باشیم.
از آنجا که اعتقاد صعودی مبنی بر اینکه فناوری راه حل همه مشکلات ما است – از جمله کودکانی که دقیقاً چگونه می خواهیم رفتار نمی کنند و رفتار نمی کنند ، که به طور وفاداری از طرح مفصلی که برای آنها گذاشته ایم دنبال نمی کنند – اصلاً با مسیرهای پیچیده توسعه بشر به خوبی رقابت نمی کنند.
همه والدین باید با این واقعیت کنار بیایند ، اما با والدینی که بزرگسالان جوان را با شدت خاص راه اندازی می کنند ، مقابله می کند. زیرا وقتی لانه خالی می شود ، ما مجبور می شویم سرانجام با این واقعیت کنار بیاییم که علی رغم تلاش های هرکولین ، پسر یا دختر ما به شخصی تبدیل نشد که سالها پیش تصور می کردیم.
کودکان بزرگسالی جوان موظف نیستند با شرکایی که فکر می کنیم برای آنها مناسب تر است ، روابط عاشقانه برقرار کنند. آنها ملزم به حضور در دانشکده ای نیستند که به ما حقوق لاف زدن قاچاق می دهد. آنها نیازی به مشاغل ندارند که ما معتقدیم که بیشتر از همه از نقاط قوت و استعدادهای آنها استفاده می کند.
آنها متعهد نبودند زندگی خود را به شکلی که ما در آن زندگی کرده ایم ، یا به زندگی زندگی می کنیم نصیحت زنده اما آرزو داشتیم که داشتیم. آنها نه دارایی های ما هستند ، نه وسایل ما ، نه گنجینه های ما – آنها در اینجا به سادگی نیستند که به خوبی به ما بازتاب دهند یا به عنوان سفیران خودشیفتگی ما در جهان عمل کنند.
فرزندآوری تمام سرنوشت خود را دارد و تلاش می کند تا سرنوشت و دیکته کند که سرنوشت می تواند زندگی خانوادگی را از شادی های غیرقابل پیش بینی خود ، خودانگیختگی غنی ، درسهای گاه و بی دردناک اما همیشه تأیید کننده زندگی ، احساس رمز و راز و ماجراجویی معنی دار خونریزی کند.
اگر می خواهید چیزهایی دقیقاً به شکلی که ترجیح می دهید معلوم شود ، بسیاری از سرگرمی های شگفت انگیز در انتظار هستند – پازل اره مویی برای مونتاژ ، ژاکت برای گره زدن ، ماشین های مدل برای ساخت وجود دارد. اما تصور نکنید که بزرگ کردن کودک به هیچ وجه از نزدیک با کانتورهای این نوع فعالیت ها مطابقت خواهد داشت. مهم نیست که فناوری زیستی ما چقدر پیشرفته است.
والدین در این فرض تعبیه شده اند که همه چیز بسیار متفاوت از آنچه تصور می کردید به وجود می آیند – به همراه این فرض که زندگی هایی که بسیار متفاوت از آنچه تصور می کنیم هنوز هم می توانند ناقص باشند ، می توانند خوب باشند و می توانند ما را کاملاً راضی کنند.