ما اغلب در مورد آن می شنویم ترومای نسلی-پدیده ای که در آن تجارب آسیب زا که توسط یک نسل متحمل شده اند موج می زند و بر نسل های بعدی تأثیر می گذارد. داستانهای سختی، کمبود، و زخمهای عاطفی اغلب در رسانهها و روانشناسی عمومی منتشر میشوند. با این حال، آنچه ما به ندرت در مورد آن بحث می کنیم، همتای قدرتمند آن است: رشد نسلی.
رشد نسلی نیروی مخالف را نشان می دهد. این ارزشها، مهارتها و ذهنیتهای مثبتی است که از طریق خانوادهها منتقل میشود و میراثی از انعطافپذیری، هدف و تحقق را ایجاد میکند. در حالی که آسیب های نسلی ممکن است سرفصل ها را به خود اختصاص دهد، رشد نسل به همان اندازه تأثیرگذار است و می تواند زندگی را برای بهتر شدن شکل دهد. برای درک این پویایی، دو داستان شخصی را به اشتراک میگذارم – یکی در مورد آسیب و دیگری در مورد رشد – که تأثیر پایدار این نیروها را برجسته میکند.
وزن ترومای نسلی
مادربزرگ مادری من در اوایل دهه 1900 به دنیا آمد و از سوریه به ایالات متحده مهاجرت کرد. تراژدی در طول همه گیری آنفولانزای 1918 زمانی که مادرش درگذشت رخ داد. پدرش که تحت فشار مراقبت از چند فرزند به تنهایی بود، او را در یتیم خانه ای قرار داد که او بقیه دوران کودکی خود را در آنجا گذراند. این نیز در دوران رکود بزرگ بود، زمانی که کمبود زندگی روزمره را تعریف می کرد.
تجربه مادربزرگم از نداشتن پول یا غذای کافی عمیقاً بر جهان بینی او تأثیر گذاشت. او عادات و ترس هایی را ایجاد کرد که حول محور کمبود و بقا بود، که به فرزندانش از جمله مادرم منتقل کرد. مادرم به یاد میآورد که انبارهای پنهانی از غذا و پول را در اطراف خانه پیدا کرده است – اقدامات احتیاطی ناشی از ترس مادربزرگم از اینکه هر لحظه ممکن است سختیها برایشان پیش بیاید.
وقتی پدرم در سن 40 سالگی به طور ناگهانی درگذشت و مادرم را رها کرد تا سه پسر را به تنهایی بزرگ کند، تراژدی دوباره به خانواده ما سر زد. این طرز فکر کمبود خودش را تقویت کرد. او ترس عمیقی از تمام شدن منابع در من ایجاد کرد، حتی زمانی که منطقی نبود. من در نهایت یک پزشک شدم و بیش از آنقدر درآمد داشتم که بتوانم راحت زندگی کنم، اما ترس همچنان ادامه داشت. علیرغم امنیت مالی، من تمایلی به خرج کردن نداشتم، در حالی که باور داشتم همه چیز می تواند ناپدید شود. ترومای نسلی، هرچند ناگفته، به جریانی پنهانی تبدیل شد که رابطه من با پول و امنیت را شکل میداد.
قدرت رشد نسلی
در حالی که داستان مادربزرگ مادری من بازتاب تروما است، داستان پدربزرگ مادری من داستان رشد است. او به ریاضیات علاقه داشت، علاقه ای که به عنوان CPA دنبال می کرد. در دهه 1950، زمانی که مادرم یک دختر کوچک بود، در حالی که او با صفحات گسترده کار می کرد، روی بغل او می نشست. در آن زمان، قبل از کامپیوتر، همه چیز با دست در جعبه های کوچک و تمیز نوشته می شد. او شادی خود را در کارش با او در میان گذاشت و توضیح داد که چرا آن را بسیار دوست دارد.
آن شادی مسری شد. مادر من، با الهام از مثال او، عشق خود را به ریاضی توسعه داد و همچنین CPA شد. همانطور که بچه ها اغلب انجام می دهند، من هویت مادرم را به عنوان یک علاقه مند به ریاضیات امتحان کردم، به خصوص زمانی که با مشکلات خودم روبرو می شدم. من یک ناتوانی در یادگیری داشتم که خواندن را دشوار میکرد، و در حالی که همکلاسیهایم تا حد خوانندگان اولیه پیشرفت میکردند، من هنوز مشغول کتابهای رنگآمیزی بودم. اما ریاضی متفاوت بود. من در ریاضیات عالی بودم و این موفقیت به من اعتماد به نفس داد تا باور کنم علیرغم چالش هایم می توانم یاد بگیرم و رشد کنم.
به سرعت به سمت حرفه من به عنوان یک پزشک، رشته ای که نیاز به دقت ریاضی دارد. در سال های اولیه به عنوان پزشک معالج، با بیماری مواجه شدم که بارها در بیمارستان بستری شده بود، به شدت کم آبی و در آستانه مرگ بود. مورد او ما را گیج کرد تا اینکه متوجه رابطه ریاضی بین دو نتیجه آزمایشگاهی او شدم. این ارتباط منجر به تشخیص نادری شد که با داروی ساده قابل درمان بود. او بهبود یافت و به نقش خود به عنوان واعظ بازگشت و با جوانان بیخانمان برای تأمین سرپناه، خدمات اجتماعی و اشتغال کار کرد.
با تأمل در این مورد، به اثرات موجی عمیق رشد نسل پی بردم. عشق پدربزرگم به ریاضی که با مادرم به اشتراک گذاشته شد، مهارت ها و اعتماد به نفس من را شکل داد. دههها بعد، آن مهارتها یک زندگی را نجات داد و بهطور غیرمستقیم بر تعداد بیشماری از طریق کار واعظ تأثیر گذاشت. این مانند انداختن یک سنگریزه در اقیانوس است – جابجایی اولیه آب گسترش می یابد و امواجی را تشکیل می دهد که تا مدت ها پس از غرق شدن سنگریزه به سواحل دور دست می زند.
انتخاب رشد به جای تروما
آسیب های نسلی و رشد نسل هر دو میراثی هستند که ما به ارث می بریم و به آنها منتقل می کنیم، اما انتخابی داریم که کدام یک را تقویت کنیم. تروما اغلب اجتناب ناپذیر است زیرا ریشه در درد و بقا دارد. با این حال، رشد به همان اندازه طبیعی و به همان اندازه قدرتمند است. با دنبال کردن چیزی که ما را روشن می کند – همانطور که من دوست دارم آن را “هدف کوچک p ما” بنامم – ما یک میراث مثبت ایجاد می کنیم که می تواند در طول نسل ها موج بزند.
دنبال کردن “هدف کوچک” به چه معناست؟ این در مورد درگیر شدن در کار، سرگرمی ها یا علایق فرآیند محور است که برای ما شادی و معنا می آورند، حتی اگر کوچک یا معمولی به نظر برسند. برای پدربزرگم ریاضی بود. برای دیگران، ممکن است هنر، باغبانی، آموزش یا صرفاً نشان دادن مهربانی باشد. این اقدامات کوچک هدفمند، قدرت الهام بخشیدن و ارتقاء بخشیدن، ایجاد شتاب نسلی را دارند که تروما را متعادل می کند.
میراثی که به جا می گذارید
داستان خانواده من نشان می دهد که آسیب های نسلی واقعی است، اما این تمام ماجرا نیست. رشد نسلی روایتی به همان اندازه قانع کننده ارائه می دهد – روایتی از انعطاف پذیری، هدف و امید. همه ما این توانایی را داریم که با دنبال کردن آنچه دوست داریم و به اشتراک گذاشتن آن با دیگران، میراث مثبتی را به ما منتقل کنیم.
در حالی که تروما اغلب نیاز به درمان و تصدیق دارد، رشد ما را به ساختن و پرورش دعوت می کند. این به ما یادآوری می کند که امواج اعمال ما بسیار فراتر از عمر خودمان است و افراد و مکان هایی را که ممکن است هرگز نبینیم را لمس می کند. با انتخاب رشد، اطمینان میدهیم که میراث ما با سختیهایی که متحمل شدهایم نیست، بلکه با شادی، دانش و هدفی که پرورش دادهایم تعریف میشود.