ممکن است احساس کنید که شکستن مرگ چیزی گرامی است. صدمه دیده ، Netflix Binges ، توصیه های خوب اما بی فایده از طرف دوستان (“شما بدون آنها بهتر هستید!”) و سیاه چاله شک و تردید که به نظر می رسد شما را کامل می بلعند. این احساس شخصی است ، مانند بازتابی از ارزش شما ، انتخاب های شما و شاید حتی آینده شما (ضررهای ثانویه).
اما اگر به شما بگویم که تجزیه شما حاوی ثروتمندترین خاک برای رشد است؟ در واقع ، اگر من به شما بگویم که این آغاز چیزی بسیار عمیق تر است؟ شکستن ، دردناک شما همانطور که هست ، می تواند برای بزرگترین تحول شخصی زندگی شما باشد.
این یک تغییر در چشم انداز است – یک تغییر نام رادیکال از آنچه که می تواند برای شما معنی داشته باشد.
شکست به سادگی پایان نمی یابد. آنها انتقال هستند. آنها چهارراهی هستند که گذشته شما فرصتی برای تعریف مجدد آینده شما دارد. در لحظه ای که همه چیز از دست رفته است ، اگر شما مایل به دیدن شکستگی برای آنچه در آن هستید ، نسخه جدیدی از شما در انتظار کشف است: دعوت به بازپس گیری داستان خود ، شکستن از الگوهای قدیمی و قدم به سمت شخص شما می شوید
رد کردن روایت
طبیعی است که به عنوان فصل آخر داستان عشق خود ، یک شکست را ببینید. رابطه ای که در آن سرمایه گذاری کرده اید به پایان رسیده است و به راحتی می توانید احساس کنید که در حاشیه چیزی که به طور دائم از بین رفته است ایستاده اید. اما من شما را برای تغییر این دیدگاه به چالش می کشم. به جای مشاهده این موضوع به عنوان پایان روایت خود ، آن را به عنوان یک دهانه قدرتمند ببینید – یک صفحه خالی که می توانید داستان خود را بازنویسی کنید ، این بار با نیت ، وضوح و هدف.
حقیقت این است که شکستن لحظه های بازتابی است. آنها بخش هایی از خودمان را که ممکن است در حالی که روی شخص دیگری متمرکز شده ایم ، نادیده گرفته یا دفن کرده ایم. آنها آینه هستند و ترسهای ما ، درد حل نشده ما و الگویی را که ما به طور ناخودآگاه در روابط گذشته تکرار کرده ایم به ما نشان می دهد. اگر ما به اندازه کافی شجاع باشیم که با آنچه در آن بازتاب ها پنهان شده است ، مقابله کنیم ، در نهایت می توانیم شروع به بهبودی کنیم – نه فقط از شکست بلکه از هر آنچه که با ما به آن منتقل کرده ایم.
این در مورد “عبور از آن” نیست یا خود را با حواس پرتی بی حس می کنید. این در مورد آغوش درد ، نشستن با آن و استفاده از آن به عنوان کاتالیزور برای رشد عمیق و تحول آمیز است. وقتی داستان را تغییر می دهید ، در مورد تجزیه خود به خود می گویید ، قدرت را به جایی که متعلق به آن است تغییر می دهید: با شما.
یادگیری از درد
ما اغلب از درد به عنوان چیزی برای جلوگیری از هر هزینه فکر می کنیم ، اما درد یکی از بزرگترین معلمان زندگی است. این ما را از همه چیز سطحی سوق می دهد ، و لایه های معتبر و معتبر ما را آشکار می کند. وقتی به جای فرار از آن ، به آن ناراحتی تکیه می دهیم ، به روشهایی که هرگز نتوانستیم در حالی که راحت بودیم رشد می کنیم.
شکستن ما را به آن فضا مجبور می کند. آنها ما را آسیب پذیر می کنند ، اما در این آسیب پذیری احتمال تکامل عمیق شخصی است. درد ما را تحت فشار قرار می دهد تا قسمت هایی از خودمان را بکشیم که دیگر به ما خدمت نمی کنند – عادات قدیمی ، اعتقادات محدود کننده ، راه هایی که ما عقب مانده ایم یا برای کمتر از آنچه که شایسته آن هستیم ، مستقر شده ایم.
در شکسته شدن عمدا، من داستانهایی از افرادی را به اشتراک می گذارم که نه تنها از شکستگی های خود جان سالم به در بردند بلکه از آنها به عنوان نقاط عطف استفاده کردند تا به پتانسیل واقعی خود بپردازند. اینها افرادی هستند که با تاریک ترین لحظات خود روبرو شده اند ، با حقیقت در مورد خودشان روبرو شده اند و بیشتر با کسانی که همیشه در نظر گرفته شده بودند ، هماهنگ شدند. آنها فقط بهبود نیافته اند – آنها دگرگون شدند.
شکستن با هدف تقریباً بیش از پایان دادن به یک رابطه است. این در مورد آگاهانه است که تصمیم بگیرید از نسخه های خود دور شوید که دیگر با کسی که می شوید هماهنگ نیستند. این در مورد این لحظه است – نه به عنوان یک واقعه ناگوار ، بلکه به عنوان یک تصمیم عمدی برای رهایی از گذشته ، تکامل و حرکت به سمت آینده ای کامل تر.
آن را به عنوان پاک کردن فضای عاطفی فکر کنید. رابطه ای که شما رها می کنید؟ این اتلاف وقت نبود. این یک معلم بود ، راهنمایی که بخش هایی از خود را به شما نشان می داد که نیاز به توجه و مراقبت دارند. اما اکنون ، وقت آن است که جایی برای چیزی بیشتر فراهم کنیم.
این شکست فرصتی برای از بین بردن چشم انداز عاطفی شما ، انتشار آنچه دیگر متناسب نیست ، و فضایی برای روابط ، تجربیات و فرصت هایی که واقعاً به بالاترین خود شما خدمت می کنند ، ایجاد می کند.