هیچ کس افراد منفی را دوست ندارد – آدم های بدجنسی که به نظر می رسد کاری جز شکایت نمی توانند انجام دهند. بنابراین، توصیه منطقی این است که از منفی نگری در زندگی خود پرهیز کنید: چیزهای بد را به روشی مثبت مجدداً قاب بندی کنید، خط نقره ای را ببینید، وضعیت فعلی خود را با بدترین سناریو مقایسه کنید و حتی برای کوچکترین چیزهای زندگی شکرگزاری کنید.
اینها در واقع گام های بزرگی هستند که باید برداشت. با این حال، ما ممکن است کمی منفی را تغییر دهیم.
منفیبافی طاقتفرسا در اولین تصور از مشکل میتواند واقعاً فلجکننده باشد. اما چیز بسیار مفیدی وجود دارد که منفی گرایی می تواند به ما بدهد، فقط اگر بدانیم چگونه از آن استفاده کنیم.
چرا ما می توانیم اینقدر منفی باشیم
ما انسان ها آنقدر با منفی گرایی هماهنگ شده ایم که به این پدیده «سوگیری منفی» یا «تسلط منفی» گفته می شود. این به طور بالقوه به عنوان یک مکانیسم بقا تکامل یافته است – بهتر است بیش از حد محتاط باشید و فرصت ها را از دست بدهید تا اینکه بیش از حد خطرناک باشید و در پنجه های یک شکارچی بمیرید.
در واقع، تحقیقات نشان میدهد که رویدادها و محرکهای منفی قویتر از همتایان مثبت خود بر ما تأثیر میگذارند. تغییرات منفی را سریعتر از تغییرات مثبت متوجه می شویم. اگر دیگران به ما با دید منفی نگاه کنند، خیلی بیشتر اذیت می شویم تا وقتی که دیگران به ما مثبت نگاه می کنند، احساس خوبی داریم.
در کلاس درس خودم که از دانشجویان و مدیران بازرگانی تشکیل شده است، من به طور مداوم این را می بینم: یک اسلاید پر از شکلک های اخمویی را با یک شکلک خندان در میان آنها نشان می دهم، به دنبال آن یک اسلاید پر از شکلک های شکلک با یک اسلاید اخم شده در میان آنها پنهان شده است. همیشه، زبان آموزان اخم را خیلی سریعتر از شکلک پیدا می کنند. چیزهای منفی بیشتر از چیزهای مثبت ظاهر می شوند.
همه اینها به این معناست که تقریباً همه ما شاکیان بسیار خوبی هستیم. آیا این همیشه می تواند چیز خوبی باشد؟
شکایت، مفید
باور کنید یا نه، پاسخ قطعا بله است.
مشکلی را در نظر بگیرید که ممکن است شما را آزار دهد. به عنوان یک مثال ساده، هدف از مشارکت موفق بودن را در نظر بگیرید روانشناسی امروز. بیشتر مردم با فکر کردن در مورد کارهایی که برای رسیدن به آن باید انجام دهند و سعی در اولویت بندی بین آنها به این هدف نزدیک می شوند. این رویکرد بدی نیست، اما در اینجا یک جایگزین وجود دارد که می تواند حتی بهتر باشد.
موارد زیر را در نظر بگیرید: اگر هدف معکوس را در نظر بگیریم – یعنی به جای اینکه به این فکر کنیم که چگونه یک مشارکت کننده موفق باشیم، به این فکر کنیم که چگونه یک شکست کامل باشیم، چه؟
ممکن است عجیب به نظر برسد، اما با من بمانید. برای اطمینان از شکست چه چیزی لازم است؟ از آنجایی که منفی گرایی به طور طبیعی برای ما اتفاق می افتد، اکثر ما به راحتی می توانیم ویژگی های نویسندگان شکست خورده را در نظر بگیریم:
- مقالات جدید را به طور نامنظم و به ندرت بنویسید
- ایده های خود را موشکافی نکنید؛ در عوض، ایده هایی را برای نوشتن انتخاب کنید، حتی اگر برای مخاطبانتان خسته کننده یا بی ربط باشند
- از عبارات پیش پا افتاده و سبک غیر جذاب استفاده کنید
- تحقیقات بسیار کمی انجام دهید تا هرگز از ادعاهای شما پشتیبانی نشود
- بازخورد کمی از مخاطبان خود دریافت کنید
میتوانیم به فهرست موارد اضافی ادامه دهیم. اما نکته این است که برای بسیاری از ما بسیار آسان تر است که به ویژگی های مشارکت کنندگان ناموفق نسبت به ویژگی های افراد موفق دست پیدا کنیم.
وقتی شکایت را وارونه می کنیم چه اتفاقی می افتد؟
حالا برای جادو. بیایید هر یک از موارد را ورق بزنیم:
- مقالات جدید را به طور منظم و مکرر بنویسید
- ایده های خود را به طور کامل بررسی کنید؛ فقط ایده هایی را انتخاب کنید که جالب و مرتبط با مخاطبان شما هستند (این کار مستلزم شناخت مخاطبان شما نیز هست!)
- روی نوشتن به شیوه ای جذاب تمرکز کنید
- تحقیق خود را انجام دهید تا از هر ادعای مهمی پشتیبانی شود
- به دنبال بازخورد از مخاطبان خود باشید تا ببینید چه چیزی موثر است و چه چیزی مفید نیست. سپس، تلاش خود را بر روی آنچه برای بهبود مستمر نوشتار شما مؤثر است متمرکز کنید
نتیجه فهرستی از مراحل روشنی است که برای موفقیت لازم است. اما فراتر از تبدیل منفی به مثبت، سه مزیت برای این روش وارونگی در مقایسه با رویکرد حل مسئله ساده وجود دارد.
اولاً، برای اکثر مردم، شروع با منفیها آسانتر است، زیرا انجام این کار از سوگیری منفیگرایی به نفع ما استفاده میکند، نه اینکه اجازه دهیم به ضرر ما عمل کند. دوم، از آنجایی که یافتن نکات منفی آسانتر است، هنگامی که آنها را به نکات مثبت تبدیل میکنیم، نسبت به زمانی که با نکات مثبت شروع کرده بودیم، فهرست جامعتری خواهیم داشت. ثالثاً، فهرستی که در نهایت به آن میرسیم احتمالاً خلاقتر از آن چیزی است که با موارد مثبت شروع کرده بودیم.
روش وارونگی در عمل
این فقط روشی نیست که من برای بیان یک نکته ابداع کردم. در زمینه های مختلف کاربردی مفید بوده است.
به عنوان مثال، صنعت هوانوردی به طور معمول از روش وارونگی استفاده می کند. آنها به شدت حوادث و شکایات گذشته را تجزیه و تحلیل می کنند و با تنظیم کننده ها برای پیش بینی و جلوگیری از شکست های آینده همکاری می کنند. به طور مشابه، شهرهایی که گرفتار تراکم ترافیک هستند، اغلب با این سوال شروع میشوند که چه چیزی باعث تشدید انسداد میشود. مهندسان صنایع می پرسند چه چیزی یک کارخانه یا ماشین را ناامن می کند؟ پس از شروع با منفی ها، افراد در این حرفه ها آنها را به مراحل مثبت عملی وارونه می کنند.
تفویض اختیار به عنوان تقویت کننده
یکی از راههای مؤثر برای تقویت روش وارونگی، تفویض اختیار است. تفویض اختیار میتواند اثربخشی روش وارونگی را با توزیع تلاشهای حل مسئله در دیدگاههای مختلف به طور قابل توجهی افزایش دهد.
وقتی جنبههای خاصی از یک مشکل را به اعضای تیم، دوستان و آشنایان مختلف اختصاص میدهیم، آنها میتوانند از طیف وسیعتری از تخصص و خلاقیت بهره ببرند. به عنوان مثال، یک گروه ممکن است بدترین سناریوها را بررسی کند در حالی که گروهی دیگر می توانند راه حل های بالقوه را شناسایی کنند.
تفویض اختیار نه تنها بار شناختی را بر روی افراد خاص سبک می کند، بلکه محیطی مشارکتی را ایجاد می کند که در آن ایده های نوآورانه می توانند ظهور کنند. ما مجبور نیستیم این کار را به تنهایی انجام دهیم. از طریق تفویض اختیار مؤثر، میتوانیم انتقال از شناسایی مشکلات به تبدیل آنها به گامهای مثبت به اجرای راهحلها را تسریع کنیم.
یک فکر نهایی
پاسخ متداول وقتی کسی از شما می پرسد که حال شما چگونه است این است که بگویید: “من نمی توانم شکایت کنم.” البته ما در واقع می تواند شکایت کردن – به راحتی در مکالمات روزمره، صحبت کردن با کسی که دائماً شکایت می کند، می تواند کار سختی باشد. با این حال، در تجارت، تمایل ما به شکایت می تواند به طور متناقضی به ما کمک کند تا مشکلات آزاردهنده را حل کنیم تا زمانی که به درستی از آن استفاده کنیم.