مادر فوقالعاده مکزیکی من کمی فراموشکار بود، که در طول سالها باعث خندههای زیادی شده است. هنگامی که او نمی تواند کلید یا کیف خود را پیدا کند، معمولاً آنها را در فریزر یا یخچال، درست در کنار گالن شیر پنهان می کنیم. اخیراً، او پروتزهای مصنوعی خود را گم کرد، و پس از ساعت ها جستجو، بالاخره آنها را در زیر انبوهی از جوراب و لباس زیر در کشوی کمد او یافتیم.
اما وقتی نوبت به صدای درونی او میرسد، شهود مادرم غیرقابل انکار تیغ تیز است. هر بار، بدون شکست، او فقط می داند. یادم میآید وقتی 10 ساله بودم، میخواستم کیف پول جدیدی را که او برایم از ایوان خریده بود، به جشن تولد یکی از همکلاسیاش بیاورم. او مدام اصرار می کرد که آن را در خانه بگذارم زیرا “احساس بدی” داشت که گم می شود. من نمی توانستم بفهمم او در مورد چه چیزی صحبت می کند. به هر حال گرفتمش البته دزدیده شد و من داغون شدم. این تجربه و تعداد بیشماری دیگر به من آموخت که بیشتر به “احساسات بد” او توجه کنم.
همه صدای درونی دارند، نه فقط مادر من. با افزایش سن، شنیدن این صدا و اعتماد به آن ممکن است به دلایلی سخت شود. ممکن است تجربیات سختی را پشت سر بگذاریم که ما را به پرسش و شک در خود سوق دهد، یا ممکن است در یک سیستم خانوادگی بزرگ شویم که به شدت به منطق و نه به شهود متکی است. در برخی موارد، ذکر شهود و یا احساسات ممکن است باعث تمسخر یا شرمساری شود، یا ممکن است خلاف باورهای مذهبی باشد که در آن پرورش یافته ایم.
در نتیجه، سر و صدای تولید شده توسط مغز متفکر ما اغلب صدای درونی ما را تحت تأثیر قرار می دهد و آن را خاموش می کند، به ویژه در لحظاتی که بیشتر به راهنمایی آن نیاز داریم. این پدیده به ویژه زمانی رایج است که مردم سعی می کنند در دنیای پیچیده و اغلب چالش برانگیز قراریابی حرکت کنند.
مسیر اتصال
یکی از سخت ترین چیزها در مورد قرار ملاقات این است که بدانید چگونه بین صدای شهود خود و پژواک های اضطراب تفاوت قائل شوید. این دو نیرو به روشهای بسیار متفاوتی بر ما تأثیر میگذارند – یکی از مکانی عمیق و معنوی میآید، در حالی که دیگری توسط نگرانیها و ترسهای ذهن هدایت میشود. یادگیری تفکیک آنها می تواند به شما کمک کند روابط خود را با وضوح و آرامش بیشتر هدایت کنید. و چه کسی آن را نمی خواهد؟
شهود آن صدای درونی است، آن احساس درونی که وقتی چیزی درست یا اشتباه به نظر می رسد به دست می آورید. این یک شناخت عمیق است که از روحیه شما سرچشمه می گیرد و شما را به راهی هدایت می کند که ممکن است همیشه منطقی نباشد اما با شما صادق باشد. در قرار ملاقات، شهود اغلب به عنوان یک حس اطمینان آرام نشان می دهد، یک حرکت آرام که می گوید: “این احساس درستی دارد.” یا “به این توجه کن.”
از سوی دیگر، اضطراب روشی است که ذهن سعی می کند از شما محافظت کند، که اغلب بر اساس ترس و یا تجربیات گذشته است. این صدای آزار دهنده است که همه چیز را زیر سوال می برد و باعث می شود به خود و روابط تان شک کنید. هنگامی که با هم قرار می گذارید، اضطراب می تواند به صورت فکر کردن بیش از حد، نگرانی در مورد آینده یا احساس نیاز به کنترل اوضاع ظاهر شود. این مانند یک حلقه ثابت از “چه می شود” است که می تواند شهود شما را خفه کند.
چگونه تفاوت را بدانیم
جدا کردن اضطراب از شهود می تواند چالش برانگیز باشد، به خصوص در زمینه احساسی باردار در قرار ملاقات. در اینجا چند راه برای کمک به تمایز بین این دو وجود دارد:
به بدنت گوش کن
شهود اغلب مانند یک احساس آرام و ثابت در تمام بدن شما احساس می شود. این حس دانستن است که با تنش فیزیکی همراه نیست و توصیف این احساس برای کسی می تواند بسیار سخت باشد. ممکن است بگویید: “من نمی توانم آن را توضیح دهم.” “من فقط یک احساس دارم.” از سوی دیگر، اضطراب تمایل دارد به صورت ناراحتی جسمانی، مانند سفتی در قفسه سینه، ضربان قلب، یا احساس بی قراری ظاهر شود. اضطراب اغلب فوری و طاقتفرسا به نظر میرسد، و به روش خوبی نیست.
منبع: Metamorworks/iStock
منبع را ارزیابی کنید
شهود از شناخت عمیقتر و درونیتر، اغلب غیرقابل توضیح اما واضح ناشی میشود. این یک احساس است که چیزی فقط است یا نیست درست است، بدون سیل افکار متصل به آن. اضطراب معمولاً با موارد زیادی همراه است اگر چه و بیش از حد فکر کردن، و اغلب ریشه در ترس، تجربیات گذشته و یا ناامنی دارد. از خود بپرسید که آیا احساسات شما بر اساس یک ضربه یا ترس گذشته است یا اینکه آیا آنها یک آگاهی روشن و لحظه ای هستند. شهود به گذشته نمی پردازد یا نگران آینده نیست، بلکه مربوط به اینجا و اکنون است.
به آن زمان بدهید
شهود هرگز به شما فشار نمی آورد یا عجله نمی کند. این به شما حس آرامش می دهد، حتی زمانی که انتخابی دشوار را پیشنهاد می کند. به جای احساس فوریت، فقط وضوح وجود دارد. اضطراب باعث ایجاد احساس فوریت می شود و باعث می شود احساس کنید باید فوراً اقدام کنید وگرنه اتفاق وحشتناکی رخ خواهد داد. اگر واقعاً مطمئن نیستید که اضطراب است یا شهود، دکمه مکث را بزنید و کمی به آن زمان بدهید. روی آن بخوابید یا فقط چند روز صبر کنید. متوجه خواهید شد که آرامش ناشی از شهود ثابت می ماند، در حالی که اضطراب با گذشت زمان تغییر می کند یا محو می شود.
افکار خود را بنویسید
شهود اغلب زمانی که آن را یادداشت می کنید واضح تر می شود. اغلب، نوشتن به شما کمک میکند تا آن «احساس درونی» را که نمیتوانید با کلمات بیان کنید، بیان کنید. اضطراب حلقه ای از افکار منفی ایجاد می کند و نوشتن آنها می تواند به شما در شناسایی الگوهای ترس یا نگرانی کمک کند. اگر با این عمل سازگار هستید، ممکن است متوجه الگوهایی شوید که به شما کمک می کند بین افکار مضطرب و احساسات شهودی تمایز قائل شوید.
به دنبال سکون درونی باشید
شهود در آرام ترین لحظات قوی ترین است. زمانی ظاهر می شود که ذهن شما آرام و شفاف باشد. پچ پچ های ذهنی و هرج و مرج مانند کود برای اضطراب هستند، و زمانی که ذهن شما در حال تپش است، شنیدن صدای درونتان سخت تر می شود. اگر از قبل تمرین مدیتیشن ندارید، آن را شروع کنید، حتی اگر هر روز فقط چند دقیقه باشد. مدیتیشن و یا خود انعکاس به آرام کردن صدا کمک می کند و به شهود شما اجازه می دهد تا ظاهر شود.
صحبت کردن
احساسات خود را با یک فرد مورد علاقه یا با یک دوست یا درمانگر مورد اعتماد در میان بگذارید، زیرا آنها می توانند به شما کمک کنند دیدگاهی پیدا کنید و توصیه های عینی ارائه دهید. گاهی اوقات، گفتن با صدای بلند، شنیدن هر چیزی را که ندای درونی شما می خواهد، آسان تر می کند. علاوه بر این، صحبت در مورد افکار و ترس های مضطرب شما می تواند به خنثی کردن آن ها و شفاف سازی کمک کند.
سفر را در آغوش بگیر
به خود یادآوری کنید که قرار ملاقات فقط به معنای یافتن یک ارتباط معنادار با یک شریک نیست، بلکه به معنای شناخت خود در سطح عمیق تر نیز می باشد. با یادگیری اینکه به شهود خود اعتماد کنید و به آرامی اضطراب خود را خاموش کنید، با یک رویکرد معنوی به روابط و سایر زمینه های زندگی خود همسو می شوید. اعتماد داشته باشید که راهنمایی های درونی شما را به ارتباطاتی که برای شما مناسب است هدایت می کند و هر قدم در این سفر شما را به مسیری که برای شما در نظر گرفته شده نزدیک تر می کند.