14:34 - 2025/02/22

شما هدف پیدا نمی کنید ، آن را می سازید

[ad_1] در فرهنگ ما ، اغلب یک باور غالب وجود دارد که باید پیدا کردن هدف ما – یک مکاشفه مفرد و تعریف کننده که زندگی ما را راهنمایی می کند و تحقق عمیقی را فراهم می کند. این مفهوم جذاب است اما می تواند فلج کننده باشد. مطالعات نشان می ده...

شما هدف پیدا نمی کنید ، آن را می سازید

[ad_1]

در فرهنگ ما ، اغلب یک باور غالب وجود دارد که باید پیدا کردن هدف ما – یک مکاشفه مفرد و تعریف کننده که زندگی ما را راهنمایی می کند و تحقق عمیقی را فراهم می کند. این مفهوم جذاب است اما می تواند فلج کننده باشد. مطالعات نشان می دهد که حدود 91 درصد از افراد در مقطعی از زندگی خود “اضطراب هدف” را تجربه می کنند. این اضطراب ناشی از فشار تلاش برای مشخص کردن یک هدف بزرگ و مفرد است. در حالی که مردم این ایده گریزان از “یافتن” هدف را تعقیب می کنند ، اغلب احساس استرس ، اضطراب و افسردگی می کنند. آنها خستگی ناپذیر را جستجو می کنند ، به این امید که یک حماسه بزرگ بر روی آنها خراب شود ، و باعث می شود همه چیز در زندگی معنی دار تر به نظر برسد. اما اگر ایده “یافتن” هدف به خودی خود مشکل باشد ، چه می شود؟

واقعیت این است که هدف چیزی برای یافتن نیست. این چیزی است که ما ایجاد می کنیم. این در مورد انتظار برای یک لحظه تغییر دهنده زندگی برای تحقق هدف ما نیست. درعوض ، ما آن را ، قطعه به قطعه ، از عناصر موجود در زندگی خود می سازیم که اشتیاق ، شادی و تحقق آن را مشتعل می کند. و برای انجام این کار ، ما باید “لنگرهای هدف” را که قبلاً در اطراف ما وجود دارد ، بشناسیم.

بنابراین ، چگونه می توانیم این لنگرهای هدف را شناسایی کنیم؟ در اینجا چهار راه برای شروع وجود دارد:

1. پشیمانی: پشیمان نیستید که هرگز انجام نمی دهید؟

من به عنوان یک پزشک آسایشگاه ، من اغلب در مراحل پایانی زندگی با بیماران کار می کنم. یکی از مهمترین کارهایی که ما در مراقبت از آسایشگاه انجام می دهیم ، بررسی زندگی است – بازتاب عمدی در معنادارترین لحظات زندگی. ما در مورد دستاوردها ، شکست ها و افرادی که ما را شکل داده اند صحبت می کنیم. ما همچنین در مورد پشیمانی بحث می کنیم. غالباً ، این مکالمات تلخ است زیرا برای بسیاری از افراد ، تغییر مسیرهای آنها خیلی دیر است. پشیمانی به بخشی ثابت از داستان آنها تبدیل می شود.

اما حقیقت این است که ، ما لازم نیست که منتظر بمانیم تا در بسترهای مرگ خود قرار بگیریم تا پشیمانی خود را در نظر بگیریم. چه می شود اگر از خود بپرسیم ، در حالی که هنوز وقت داریم ، “اگر هفته آینده می میرم ، چه پشیمانی می کنم که هرگز انرژی ، شجاعت یا زمان لازم برای انجام آن را ندارم؟” تأمل در مورد این سؤال هنگامی که شما سالم و قادر به عمل هستید ، بینش قدرتمندی در مورد آنچه واقعاً برای شما مهم است به شما می دهد.

برای من ، این سؤال منجر به این واقعیت شد که پشیمان می شوم که هرگز به طور سنتی کتاب منتشر نکرده ام. در آن لحظه ، من تصمیم گرفتم که نوشتن را در اولویت قرار دهم و زندگی خود را در اطراف آن هدف شروع کردم. هرچه پیدا کنید وقتی از خود می پرسید این سؤال می تواند یک لنگر هدف باشد که در انتظار کشف است. نکته اصلی این است که شما آژانس را دارید که هم اکنون روی آن عمل کنید.

2. شادی های کودکی: چه چیزی شما را به عنوان یک کودک روشن کرد؟

کودکان اغلب با یافتن هدف خود تلاش نمی کنند. آنها کاری را انجام می دهند که آنها را روشن می کند ، چه چیزی باعث خوشحالی آنها می شود ، بدون اینکه وزن انتظارات خارجی داشته باشد. آنها بدون نگرانی در مورد موفقیت یا وضعیت آینده ، بازی می کنند ، ایجاد می کنند و کاوش می کنند. این تمایل طبیعی به دنبال شادی و خلاقیت اغلب با بزرگتر شدن و تمرکز بیشتر به دستاوردها ، مسیرهای شغلی و اعتبار سنجی خارجی می شود.

برای اتصال مجدد با هدف خود ، می تواند مفید باشد که به آنچه در کودکی شما را هیجان زده می کند فکر کنید. چه فعالیت هایی یا سرگرمی باعث شده تا زمان را از دست دهید؟ قبل از اینکه یاد بگیرید که به شک و تردید یا سرکوب آن خواسته ها ، به طور غریزی به آن جلب شده اید؟

برای من ، یکی از این خاطرات عشق من به کارتهای بیس بال است. من در کودکی وسواس جمع آوری آنها را داشتم. با گذشت سالها ، هرچه بزرگتر شدم ، آنها را کاملاً فراموش کردم ، اما اکنون ، هر وقت به هر چیزی که مربوط به کارتهای بیس بال در رسانه های اجتماعی باشد ، احساس هیجان می کند. این یادآوری چیزی است که در جوانی من را روشن می کند ، و من آن را به عنوان یک لنگر هدف بالقوه در زندگی من می بینم.

تأمل بر چیزهایی که به عنوان یک کودک شادی شما را به همراه آورد ، می تواند احساسات خام و بدون رنگ را که هنوز هم پتانسیل دارند ، آشکار کند. این خاطرات می تواند پایه و اساس برای ساخت و ساز باشد ، چیزی که احساس اصالت و تحقق می یابد.

3. هنر تفریق: آنچه را که دیگر به شما خدمت نمی کند پاک کنید

بعضی اوقات ، هدف ما با تعداد زیادی از کارها و مسئولیت هایی که در زندگی خود جمع می کنیم ، به ویژه در محل کار ، ابر می شود. با گذشت زمان ، ممکن است خودمان را در زیر کوه تعهدات دفن کنیم که بسیاری از آنها انرژی ما را تخلیه می کنند و مانع از درگیر شدن با آنچه واقعاً مهم است.

یک راه عالی برای شناسایی لنگرهای هدف ، تمرین هنر تفریق است. لیستی از تمام نقش ها و مسئولیت های مربوط به کار خود را در نظر بگیرید. از خود بپرسید: از کدام یک از این موارد دوست ندارم یا احساس می کنم؟ کدام کارها انرژی من را می خورد؟ پس از شناسایی آنها ، آنها را از بین ببرید. روی آنچه باقی مانده است – جنبه های کار یا زندگی شما که به شما انرژی و احساس معنا می بخشد ، توجه کنید.

برای من ، من در حرفه پزشکی خود به یک نقطه رسیدم که احساس غرق شدن و تحقق یافتم. من شروع به حذف بخش هایی از شغل خود کردم که باعث خوشحالی من نشد ، و آنچه باقی مانده بود کار من در مراقبت از آسایشگاه ها بود. فهمیدم که کمک به مردم در پایان زندگی آنها لنگر هدف من است. این روند ساده سازی به من کمک کرد تا روی آنچه واقعاً مهم بوده و زندگی هدف را در اطراف آن ایجاد کنم ، به من کمک کرد.

4. روش اسپاگتی: آزمایش کنید و ببینید چه چیزی

اگر به نظر نمی رسد که هیچ یک از روشهای فوق نتیجه حاصل شود ، سعی کنید “روش اسپاگتی” را امتحان کنید. این رویکرد همه چیز در مورد آزمایش است. یک دسته از “اسپاگتی” را بر روی دیوار پرتاب کنید و ببینید چه چیزی می چسبد. به افراد یا فرصتهایی که معمولاً از آنها جلوگیری می کنید ، بله بگویید. فعالیتهایی را امتحان کنید که شما را کمی ناراحت کننده یا کنجکاو می کند. خود را به خارج از کارهای معمول خود فشار دهید تا تجربیات جدیدی را کشف کنید که ممکن است شما را روشن کند.

بعضی اوقات ، هدف چیزی نیست که بتوانیم با اطمینان تعریف کنیم – این چیزی است که ما در زندگی می گذرانیم و با نقش ها ، روابط و احساسات جدید آزمایش می کنیم. نکته اصلی این است که به روند کار باز باشید و به خودتان اجازه دهید تا به جای یقین ، با کنجکاوی هدایت شوید. اگر چیزی را امتحان کنید و شما را هیجان زده می کند ، خیلی خوب می تواند یک لنگر هدف در ساخت باشد.

نتیجه گیری: ایجاد یک زندگی از هدف

اگر برای یافتن شما منتظر هدف بوده اید ، ممکن است برای همیشه منتظر بمانید. به جای جستجوی یک “یک چیز” گریزان که ناگهان زندگی شما را هدفمند خواهد کرد ، روی لنگرهایی که قبلاً در زندگی شما وجود دارد تمرکز کنید. به حسرت های خود ، شادی های کودکی ، آنچه پس از کم کردن بی اهمیت باقی مانده است ، نگاه کنید و چه چیزی شما را از طریق آزمایش هیجان زده می کند. این عناصر می توانند شما را به سمت یک هدف عمیق تر و معتبرتر از هدف راهنمایی کنند.

ساختن یک زندگی هدف به معنای انتظار برای وحی کامل نیست. این در مورد ایجاد زندگی شما ، قدم به قدم ، بر اساس چیزهایی است که شما را روشن می کند و به شما تحقق می بخشد. و هرچه بیشتر بسازید ، هدف بیشتری پیدا خواهید کرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان