این پست قسمت سوم یک سری سه قسمتی است.
گوتام جین ، معلم ودانتا (خطاب به عنوان گوتامجی) یک پروتئین ارشد فیلسوف و نویسنده مشهور جهان A. Parthasarathy است. در حال حاضر رئیس بنیاد فرهنگی ودانتا ، وی سه دهه را به مطالعه تمام وقت ، تحقیق و انتشار ودانتا اختصاص داده است ، که اساساً آموزش اوپانیشادها ، کتابهای درسی معنوی ابتدایی بشریت است که به هزاران سال باز می گردد.
مارک ماتوسک: شما گفته اید که اولویت بندی وظیفه منجر به خوشبختی در زندگی می شود. چگونه می توانیم ندای وظیفه و خواسته های شخصی میل را متعادل کنیم؟ چگونه نقش های اجتماعی می تواند ما را آزاد کند نه اینکه زندان شود؟
گوتام جین: اگر زندگی بر اساس وظیفه زندگی کنید ، دلبستگی نخواهید کرد. تمرکز شما روی چگونگی بهره مندی از شخص دیگر خواهد بود. دلبستگی وقتی می گویید ، “آن شخص برای من چه کاری می تواند انجام دهد؟” این رابطه را از بین می برد. اگر می توانید از نظر آنچه باید انجام دهید فکر کنید ، زندگی بسیار واضح و لذت بخش می شود. شما اهدا کننده می شوید ، دیگر گیرنده نیستید. اگر می گویید ، “شما این کار را برای من انجام می دهید” ، شما گدایی می شوید ، اما اگر می گویید “چگونه می توانم به شما خدمت کنم؟” شما به یک هدیه دهنده تبدیل می شوید. اینگونه است که شما باید زندگی خود را زندگی کنید.
MM: چگونه می توانیم با تأثیرات دلایلی که ایجاد نکردیم کار کنیم؟ مانند تروما وراثت ، داستانهایی که ما از خانواده های خود به ارث می بریم و شرایطی که هرگز نمی خواستیم؟
GJ: در واقع برعکس است. (لبخند)
MM: منظورت چیست؟
GJ: شما محیطی را که در آن به دنیا آمده اید انتخاب می کنید. والدین شما شما را انتخاب نمی کنند. اکنون ، من می دانم که این ممکن است مانند چیزی باشد که شاید در مورد آن نشنیده اید یا کاوش نکرده اید ، اما آنچه در زندگی اتفاق می افتد را تجزیه و تحلیل کنید. شما یک میل دارید و بدن شما را می برد. بدن وسیله ای برای تحقق آن خواسته است ، درست است؟ بیایید بگوییم که شما مایل به خرید پیراهن هستید و بدن شما را به سمت بازار ، به فروشگاه می برد تا بتوانید آن خواسته را برآورده کنید. بعد از خرید پیراهن ، اکنون گرسنه هستید. شما تمایل به غذا دارید ، بنابراین بدن شما را به دادگاه غذا در بازار می برد. درست است؟ خواسته های شما بدن شما را به سمت عمل سوق می دهد. این زندگی است.
به همین ترتیب ، قبل از تولد ، تمام خواسته هایی که شما برای تحقق آنها بدن مناسب را می گیرید. این شامل فرزندپروری شما ، والدینی است که در آنها متولد می شوید ، محیط زیست ، کشور ، فرهنگ ، جامعه. این همه ترکیبی از خواسته های شما است که آن محیط را ایجاد می کند. این چرخه تولد و مرگ است. در واقع ، وقتی می میرید ، بدن مرده است. خواسته ها شکل بعدی ، بدن بعدی را به دست می آورند تا خود را برآورده کنند زیرا خواسته ها هنوز در آنجا هستند. هدف زندگی بشر این است که خود را از چرخه تولد و مرگ آزاد کنید. این روشنگری نامیده می شود. به همین دلیل نامیده می شود مكشا در سانسکریت. مكشا به معنای آزادسازی از چرخه تولد و مرگ است. این یک مفهوم جدید برای ذهن غربی است ، اما اگر آن را با منطق و عقل تجزیه و تحلیل کنید ، این تنها راه برای توضیح اینکه چرا ما متولد شده ایم و چرا می میریم.
MM: اگر من در خانواده ای متولد شده ام که آسیب های زیادی وجود دارد ، شما می گویید که چیزی در من آن تولد را انتخاب کرده است و تمایل من این است که از طریق آن تروما بهبود یابم؟ آرزوی من این است که از طریق آن کارما کار کنم؟
GJ: در اینجا اتفاق می افتد. شما بدون شک زندانی گذشته خود هستید ، اما شما نیز تولید کننده آینده خود هستید. مانند مانده بانکی کار می کند. مانده حساب بانکی شما امروز مجموع کل مطالب و منهای از امروز به عقب است ، اما آنچه که مانده بانکی شما پنج سال از این پس خواهد بود از پیش تعیین نشده است. این بستگی به کاری دارد که از امروز به بعد انجام می دهید. شما باید بیشتر روی آنچه در کنترل شما از امروز به بعد است تمرکز کنید زیرا اینگونه تغییر می کنید. این به شما بستگی دارد هیچ کس نمی تواند آن را اثبات کند ، اما شما باید آن را بررسی کنید.
MM: چگونه آگاهی از خود بالاتر به مبارزات من کمک می کند؟
GJ: تمام تحریکات ، تمام استرس (از نفس) ، ناشی از خودخواهی است ، من و مال منبشر وقتی فکر شما روی خود بالاتر است ، شما به فکر نفس پایین و خواسته های خودمحوری نیستید. شما از همه آن آشفتگی ها عاری هستید. البته این کل مسیر معنوی است. (لبخند می زند) مسیر معنوی راهی برای انتقال افکار خود به آنچه فراتر از این همه است ، به خود است. دانش Vedantic به شما کمک می کند تا این کار را انجام دهید. این به شما می آموزد که خود چیست و چگونه می توانید آن را دنبال کنید. همانطور که در این زمینه پایه گذاری می شوید ، تمام این خواسته های پایین تر از بین می روند و از این آشفتگی ها خلاص می شوید.
MM: نظر شما در مورد دور زدن معنوی چیست؟ مردمی که می خواهند عصب های بی تحرک خود را به خرد کامل برسانند؟
GJ: مثل این است که بگوییم ، “من قبلاً هرگز ورزش نکرده ام ، من تمام زندگی ام ناسالم بوده ام ، اما می خواهم از سالن ورزشی دور بزنم و بدن خوبی بدست آورم.” این اتفاق نخواهد افتاد شما باید کار سخت را انجام دهید. شما نمی توانید یک شب مقدس شوید. همه مقدسین بزرگ کار سختی را انجام داده و خود را تغییر دادند. شما باید همین کار را انجام دهید. هیچ مسیر فوری برای روشنگری وجود ندارد. متاسفم به همین دلیل به سختی کسی به دانش واقعی ، خرد واقعی معنوی می رسد ، زیرا آنها نمی خواهند کار سختی را انجام دهند. این تنها راه است.
MM: یک سوال آخر ، گوتامجی. دشوارترین بخش بودن معلم شرقی در غرب چیست؟
GJ: دشوارترین کار تلاش برای برقراری ارتباط با مردم چقدر مهم این دانش است ، زیرا من نمی توانم آن را در یک لوله آزمایش قرار دهم و به شما نشان دهم. وقتی صحبت از دانش معنوی می شود ، باید رشد کنید خود شما و آن را برای خودتان تجربه کنید. من نمی توانم آن را ثابت کنم. این تراژدی واقعی است ، به من اعتماد کنید. اگر من می توانم صلح ، خوشبختی و ارتفاعی را که با این دانش به دست می آورید به شما نشان دهم ، استادیوم ها به اندازه کافی بزرگ نخواهند بود! اگرچه این دانش می تواند زندگی شما را تغییر دهد ، به سختی کسی آن را می خواهد! این چالش واقعی است.