جان هفت سال است که با لیزا ازدواج کرده است. با گذشت زمان، جان متوجه یک الگوی نگران کننده در روابط آنها شده است: در طول درگیری ها، لیزا اغلب به کناره گیری عاطفی متوسل می شود و با او رفتاری بی صدا انجام می دهد. این رفتار باعث می شود جان احساس انزوا و ناامیدی برای برقراری ارتباط کند. او خود را در حال تکرار مکالمات گذشته در ذهن خود می بیند، سعی می کند آنچه را که اشتباه رخ داده را رمزگشایی کند، و اغلب احساس اضطراب و غم زیادی می کند.
در درمان، بررسی کردیم که چگونه تجارب جان با لیزا منعکس کننده پویایی عاطفی دوران کودکی او است. مادرش که بزرگ شد، اغلب از سکوت و کناره گیری عاطفی به عنوان نوعی تنبیه استفاده می کرد و هر زمان که جان یا برادرش او را ناراضی می کردند، محبت را کنار می گذاشت. این الگوی غفلت عاطفی ترس عمیقی از رها شدن در جان ایجاد کرد و او را در مورد ارزش خود و تواناییاش برای حفظ روابط مضطرب ساخت. او در کودکی آموخت که احساسات خود را درونی کند و معتقد بود که هرگونه درگیری منجر به طرد و سکوت می شود.
اکنون، به عنوان یک بزرگسال، جان با این احساسات حل نشده دست و پنجه نرم می کند، هر زمان که لیزا از او دور می شود. درمان بیصدا خاطرات دردناک دوران کودکی او را ایجاد میکند و باعث میشود او احساس اضطراب شدید کند. “من نمی توانم آن را تحمل کنم تا زمانی که او دوباره با من صحبت کند!” او می گوید: “انگار احساس ناامیدی می کنم. خیلی ناراحت کننده است و خیلی شبیه من نیست.”
منبع: کریستوفر راس از Pixabay
درمان خاموش، همچنین به عنوان سنگ اندازی یا کناره گیری عاطفی شناخته می شود، شامل نادیده گرفتن عمدی یا امتناع از برقراری ارتباط با کسی است. این رفتار می تواند به صورت خودداری از مکالمه، دادن پاسخ های تک کلمه ای، یا اجتناب کامل از هرگونه تماس فیزیکی یا احساسی ظاهر شود. در حالی که ممکن است به نظر یک مکانیسم مقابله ای موقت در طول درگیری ها باشد، درمان خاموش اغلب به عنوان ابزاری برای دستکاری، کنترل و تنبیه استفاده می شود.
در بحث در مورد خشونت خانگی، چه در خانواده و چه در روابط، آزار جسمی اغلب در کانون توجه قرار می گیرد. با این حال، اشکال آزار عاطفی و روانی مانند درمان خاموش، شکلی به همان اندازه آسیب رسان است1. این تاکتیک روانشناختی، که اغلب بهعنوان یک پاسخ خوشخیم یا منفعل پنهان میشود، میتواند تأثیرات ماندگاری بر افراد داشته باشد، بهویژه اگر در طول سالهای رشد، زمانی که احساس خود را شکل میدهیم، اتفاق افتاده باشد.2
در روابط عاشقانه، رفتار خاموش اغلب به عنوان روشی برای سوء استفاده عاطفی عمل می کند. ممکن است یک سوء استفاده کننده از این تاکتیک برای اعمال قدرت بر شریک زندگی خود استفاده کند و تسلط او را در رابطه تقویت کند. وقتی یکی از طرفین ارتباط را کنار میگذارد، میتواند عدم تعادلی ایجاد کند که طرف دیگر احساس انزوا و ناامیدی برای برقراری ارتباط کند. این امر به ویژه در روابطی که با درگیری یا تنش مداوم مشخص می شود، مضر است، جایی که یکی از شرکا ممکن است قبلاً احساس آسیب پذیری کند. همچنین یکی از بزرگترین پیش بینی کننده های طلاق زمانی که در روابط عاشقانه استفاده می شود.3
درمان بیصدا نیز میتواند نوعی گازگرفتگی باشد، که در آن فرد آزاردهنده باعث میشود قربانی نسبت به احساسات و تصورات خود شک کند. قربانی ممکن است شروع به زیر سوال بردن واقعیت خود کند و معتقد باشد که نیازهای او برای ارتباط و ارتباط غیرمنطقی است. این منجر به چرخه ای از پریشانی عاطفی و شک به خود می شود، جایی که قربانی احساس گناه و بی کفایتی را درونی می کند.
در خانوادهها، رفتار بیصدا میتواند نوعی سوء استفاده مضر باشد که توسط والدین بهعنوان راهی برای اعمال کنترل یا اعمال تبعیت از آن استفاده میشود. به عنوان مثال، والدین ممکن است پس از اختلاف نظر، کودک را نادیده بگیرند و از سکوت به عنوان ابزاری برای تنبیه استفاده کنند. این باعث ایجاد ترس و عدم اطمینان در کودک می شود، او یاد می گیرد که رفتار خود را با کناره گیری عاطفی از والدین خود مرتبط کند. به طور خلاصه، آنها این سوء استفاده را به سرزنش خود درونی می کنند. کودکانی که این نوع بی توجهی عاطفی را در خانواده خود تجربه می کنند، ممکن است با احساس بی لیاقتی دست و پنجه نرم کنند که منجر به علائم سلامت روانی مانند اضطراب و افسردگی می شود. فقدان ارتباطات و حمایت سالم می تواند رشد عاطفی را متوقف کند و ایجاد روابط سالم را برای بازماندگان در آینده دشوار کند.1،2. به همین دلیل است که بازماندگانی مانند جان ممکن است بزرگ شوند و با الگوهای ناسالم مشابهی وارد روابط شوند.
یکی از دلایلی که رفتار خاموش به طور گسترده به عنوان نوعی سوء استفاده شناخته نمی شود این است که فاقد علائم قابل مشاهده و محکومیت عمومی مرتبط با خشونت فیزیکی است. جامعه تمایل دارد بر اعمال آشکار پرخاشگری تمرکز کند و اغلب آزار عاطفی و روانی را کمتر جدی تلقی می کند. همچنین، از آنجا که این شکل از سوء استفاده اغلب در خصوصی – در خانواده یا در روابط صمیمی – رخ می دهد – تشخیص آن دشوار است. کودکانی که در این نوع محیط رشد می کنند ممکن است احساس سردرگمی و شرم کنند، زیرا ممکن است هنوز ندانند که این رفتار ناسالم است. این تصور غلط چرخه سوء استفاده را تداوم می بخشد.
سو استفاده عاطفی خواندنی ضروری است
با شناخت نشانههای این و سایر اشکال سوء استفاده عاطفی، میتوانیم به افزایش آگاهی و ایجاد فضایی برای گفتگوهای باز در مورد سوء استفاده ادامه دهیم.
اگر شما یا شخصی که می شناسید، خشونت خانگی یا یک رابطه ناامن را تجربه می کنید، با خط تلفن ملی خشونت خانگی 1-800-799-SAFE تماس بگیرید یا یک درمانگر را در فهرست درمان روانشناسی امروز پیدا کنید.