21:14 - 2025/04/26

سفر psilocybin من: تجربه زندگی در مقابله با تروما

[ad_1] Psilocybin ترکیب قارچ های جادویی است که برای تحقیقات در کانادا و برخی ایالت های ایالات متحده قانونی است. فقط یک دوز برای درمان افسردگی نشان داده شده است ، به شرط شرکت کنندگان تجربه خودداری از خود (STE) را تجربه می کند (گودوین و همک...

سفر psilocybin من: تجربه زندگی در مقابله با تروما

[ad_1]

Psilocybin ترکیب قارچ های جادویی است که برای تحقیقات در کانادا و برخی ایالت های ایالات متحده قانونی است. فقط یک دوز برای درمان افسردگی نشان داده شده است ، به شرط شرکت کنندگان تجربه خودداری از خود (STE) را تجربه می کند (گودوین و همکاران ، 2022). این لحظاتی است که با از دست دادن خود و احساس قوی ارتباط مشخص می شود (یدن و همکاران ، 2017). مردم STE را به عنوان معنی دار ترین تجربه زندگی خود ارزیابی می کنند (گریفیتس و همکاران ، 2008).

جایی که علم و معنویت مجبور به ملاقات می شوند

تحقیقات علمی ، که براساس سنت های پس از مثبت گرایانه شکل گرفته است ، از لحاظ تاریخی عینیت و ذهنیت رفتار شده (تجربه زندگی) را به عنوان یک تعصب آلوده کننده ارزیابی کرده است. بر اساس این فرض که می توان یک حقیقت عینی را کشف کرد ، این فرضیات نظری دارای روانشناسی عمیقاً شکل گرفته است و باعث ایجاد زمینه های زیبا و مبتنی بر شواهد مانند روانشناسی مثبت می شود که به دنبال تعمیم الگوهای شکوفایی انسان هستند.

معنی بیش از اندازه گیری

تجزیه و تحلیل موضوعی بازتابی (RTA) ، که توسط براون و کلارک (2022) تهیه شده است ، بیش از 40،000 بار استناد شده است و یک رویکرد فلسفی را ارائه می دهد که مناسب تر برای مطالعه تجربیات psilocybin و STE است. RTA که در زمینه سازی و ساخت گرایی مبتنی بر زمینه گرایی و ساختگرایی است ، فرض می کند که واقعیت به طور مشترک ساخته شده است و به جای اینکه آن را به عنوان تعصب درمان کند ، به تجربه زندگی می کند. انعکاس پذیری نقش فعال محقق در ایجاد معنا است که به عنوان یک قدرت به جای آلودگی دیده می شود ، و آن را به ویژه برای تعامل با ابعاد قابل توجه غیرقابل توصیف (Barrett et al. ، 2015) مناسب می کند.

RTA تعامل انعطاف پذیر و خلاقانه را با روایت های نمادین ، ​​فرعی و روان دعوت می کند. این انتظار دارد که محققان به جای پر کردن شکاف ها ، بینش های منحصر به فردی را با هدف نظریه پردازی گسترده ایجاد کنند. با هدایت اصول RTA ، من از شما دعوت می کنم تا از طریق پنجره من نگاه کنید به این امید که این الگوی را تأیید کند ، یک سؤال خوب را القا کند یا به نوعی ارزش را به همراه داشته باشد.

داستان من

من به آرامی بعد از یک شب استراحت ، آگاهی را دوباره به دست آوردم و با آن ، احساس قریب الوقوع عذاب به سینه ام فشار آورد ، همانطور که یادم آمد که من هنوز در خانه پدر و مادرم زندگی می کردم ، خانه ای که من به عنوان یک کودک از آن فرار کردم. روان درمانی رایگان از دادگاه ها برای زنده ماندن از آدم ربایی در 15 سالگی ، عذاب را برداشته و پاسخ من به داروهای ضد افسردگی روز به روز ضعیف تر است. من به 4 دبیرستان رفته ام اما هرگز فارغ التحصیل نشده ام و تازه از ازدواج نوجوانان سوءاستفاده کرده ام.

من معتقدم که Psilocybin به دلیل دعایی که در ناامیدی ایجاد کردم ، مرا پیدا کرد. خانواده من مذهبی بودند و چیزی در مورد فرقه گرایی آنها درست نبود. من همچنین تعجب کردم که آیا زندگی بد من مجازات خدا بوده است یا خیر. آن شب دعا کردم ، “خدای عزیز ، خالق ، هرچه که باشید ، لطفاً حقیقت را به من نشان دهید و به من اطمینان دهید تا بتوانم آن را دنبال کنم و در آن نجات پیدا کنم.”

به زودی ، یک پزشک Psilocybin را مطرح کرد و من احساس شوکه کردم که چنین شخص محترم حتی می تواند در مورد “مواد مخدر” صحبت کند. پس از انجام تحقیقات ، ننگ من ذوب شد و من به یک مکان طبیعی از Green Hills به دور از شهر رفتیم تا به تنهایی سفر کنم.

من در این سفر خودم را ضبط کردم اما در پایان این فیلم را دور انداختم زیرا سرعتی که ذهن من در حال پردازش محتوا سریعتر از آنچه می توانم صحبت کنم یا فکر کنم. این پردازش مانند ذهن فکر معمول من احساس نمی شد ، پیچیده تر و ظریف تر بود ، و درک آنها احساس می شد که هنوز کلمات وجود ندارد.

این ارتباط عاقل تر و گسترده تر و پیچیده تر از منطق اندیشه خطی بود. یک ثانیه در این حالت پردازش از سالهای روان درمانی فراتر رفت که به سختی سطح را در مقایسه با آن خراشیده بود. روان درمانی و تمام این کتابهایی که خوانده بودم حتی به منبع شفابخشی که من آن را روح می نامم نزدیک نبود. روح شخصیتی نداشت و این یک چاه دلسوزی و خرد بود که در هر موجود زنده کاشته می شد اما فقط در تعداد معدودی از خواب بیدار می شد.

پردازش تروما

تمام سالهای تروما احساس می کرد که در چند لحظه اول در طول اشک های کاتاریک هضم شده اند. من به یاد می آورم که فکر می کردم ، “بنابراین این به معنای پردازش تروما است.” این روایت مبتنی بر روایت نبود ، اما مانند احساسات پیچیده ای که پیام هایی را که فقط معنا پیدا می کنند و سپس آزاد می شوند ، احساس می کردند. بعضی اوقات خاطراتی وجود خواهد داشت که احساسات را همراهی می کردند اما در مقایسه با احساس واقعی تاریک بودند. احساس زنده ترین “چیز” بود. از همه مهمتر ، این زنده بود و بدون تلاش آگاهانه من را شفا داد. من با احساس آزادانه از پذیرش که هنوز تا به امروز باقی مانده است ، مانده ام. هیچ چیز در روان درمانی نزدیک به این آزادی ، این پاکسازی ، این نسخه واقعی نبود.

روانشناسی های اساسی می خواند

اوج سفر ، ارتباط من با آسمان و درختان بود که ما به طور غیر کلامی دانش احساس می کردیم. وقتی چشمانم را بستم ، دیدم برخی از رهبران مذهبی در حال چرخش در ذهنم هستند که نمادی از آنها از طریق شستشوی مغزی به ذهن من گرفته اند ، اما بعد از آن می چرخم تا اینکه با نوری روبرو شدم که مرا آرام کرد و به من احساس کرد که خدا بدون در نظر گرفتن دین در دسترس همه است. از نظر برخی ، این ممکن است یک تحقق ساده به نظر برسد اما آیا می دانید اعتقادات عمیق چقدر می تواند باشد؟ این تغییر اساسی در اعتقاد مرا آزاد کرد.

5 سال بعد

بعد از آن برخورد ، من بدون دیپلم دبیرستان وارد دانشگاه شدم و اینجا هستم ، آتش من هنوز هم در آنجا است. همه چیز خوبی که به دست آوردم ، آن را مدیون این ملاک های کوچک هستم.

در حافظه فعلی من ، من به وضوح تجربه برخی از احساسات را بر خلاف هر حسی دیگر به یاد می آورم. این احساسات غیرقابل توصیف پیچیده و منحصر به فرد است. آوار پاک شد و رودخانه راه خود را به اقیانوس پیدا کرد. تمام بهبودی که من به آن نیاز داشتم این بود که انسداد اطراف رودخانه را از بین ببرد اما روان درمانی فقط از فاصله دور به زباله ها نگاه می کرد و به سختی حتی مشخصات آن را درک می کرد. اکنون می دانم که اگر من درمانی می خواهم ، روح من اکسیر است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان