منبع: Nate Rayfield/Unsplash
رویاها همیشه ما را مجذوب خود کرده اند و ما را به تعجب در مورد معنای آنها دعوت کرده اند. فرهنگهای باستانی رویاها را به عنوان پیامهایی از جانب خدایان مورد احترام قرار میدادند – ما همیشه تصور میکردیم که رویاها از قلمرویی فراتر میآیند و حاوی بینشهای عمیقی هستند.
اکثر مکاتب مدرن رویاپردازی از نظریه هایی پیروی می کنند که توسط سی جی یونگ مطرح شده است. تمرکز یونگ بر رویاپردازی بهعنوان ابزاری برای رشد روانی-روانی و رویکرد سختگیرانهاش راهی برای درگیر کردن رویاها ایجاد کرد که هم عملی و هم عمیق است و همچنان به حیاتی مرتبط بوده است.
یونگ معتقد بود که رویاها از ناخودآگاه می آیند. او احساس میکرد که آنها دیدگاههای منحصربهفردی را به ما منتقل میکنند که میتواند ما را به جلو حرکت دهد، ما را رها کند و به رشد ما کمک کند. رویاها حاوی حکمت ناخودآگاه هستند و ما را هر شب به سمت کامل ترین نسخه خود سوق می دهند.
با این حال یک گرفتاری وجود دارد. رویاساز به تفکر جهت دار آگاهی دسترسی ندارد. در نماد، تصویر، استعاره و احساس ارتباط برقرار می کند. یادگیری زبان رویاها به تمرین نیاز دارد، اما این مهارتی است که می تواند سود سرشاری به همراه داشته باشد.
رویای یک ساعت طلایی
پیتر در دهه 50 خود یک پزشک بود. پس از یک دوره طولانی حرفه ای، او احساس سوختگی و سرخوردگی می کرد. با شروع نوجوانی، او سخت کار کرده بود تا وارد یک کالج خوب شود، سپس وارد دانشکده پزشکی شود، سپس از طریق رزیدنتی موفق شود و سپس یک پزشک خوب شود. حالا تمام آن تلاش کمی خالی به نظر می رسید. با نزدیک شدن به دوران بازنشستگی و پشت سر گذاشتن تلاش های بخش اول زندگی، چه چیزی می تواند به زندگی او جهت و معنا بدهد؟ در همین زمان او خواب زیر را دید:
ساعت طلایی ام را در دست گرفته ام و متوجه می شوم که یکی از پیچ های کوچک بیرون آمده است. در حالی که سعی می کنم آن را پیدا کنم، چندین قطعه دیگر از ساعت می افتد و متوجه می شوم که باید آن را نزد یک ساعت ساز ببرم. دو پیرمرد هستند که ساعت را تعمیر می کنند. آنها مغازه خود را در اتاق هتل راه اندازی کرده اند. آنها تندخو و کم حرف هستند. آنها به ساعت نگاه می کنند و به من می گویند که این حرکت ارزانی است و ارزش تعمیر ندارد. اشاره می کنم که قاب از طلا ساخته شده است. آنها به من می گویند که این فقط یک صفحه طلا است. من به آنها مهر 14 عیار اشاره می کنم، اما آنها به من می گویند که این فقط در مورد یک قسمت کوچک صادق است. بیشتر آن فقط ورق طلا است. ساعتم را تکه تکه به من تحویل می دهند. کریستال ترک خورده و تا قبل از اینکه آوردمش نبود. من از آنها شکایت می کنم که کریستال را ترک کرده اند، اما آنها اصرار دارند که من آن را اینطور به آنها دادم. من با آن در یک کیسه پلاستیکی می روم، ناراحت از اینکه ساعتم تکه تکه شده و ارزش آن را نمی فهمند.
با جمع آوری انجمن ها شروع کنید
یونگ واضح بود که بدون تداعی بیننده خواب نمی توان فهمید. لغت نامه های رویایی معانی مشخصی را برای نمادهای رویاهای رایج ارائه می دهند، اما آنها اهمیت شخصی که هر عنصر ممکن است داشته باشد را در نظر نمی گیرند. مهم این است که تصویر به چه معناست به شما.
بنابراین، کار با رویای خود را با تهیه فهرستی از عناصر کلیدی رویا آغاز کنید و سپس خاطرات، احساسات و تداعی های مرتبط با هر یک را یادداشت کنید. شما به دنبال ماهیت شخص یا چیز هستید، بنابراین نیازی به فهرست طولانی نیست. معمولاً چند جمله کوتاه که از نظر احساسی طنین انداز می شود کافی است.
پیتر خاطرنشان کرد که ساعتی که در خواب دیده میشود، با پولی که پدربزرگ و مادربزرگش پس از فارغالتحصیلی از کالج و رفتن به دانشکده پزشکی به او دادهاند، برای خودش خریده است. پدربزرگ و مادربزرگ او فرزندان مهاجران بودند و آرزو داشتند که فرزند یا نوه ای پزشک شوند. پیتر سرانجام این رویای اجدادی را برآورده کرد. این ساعت تصویری از اوج چندین نسل از تلاش و جاه طلبی بود. این نشان دهنده پیشرفت تحصیلی و حرفه ای و ارزش هایی بود که او از خانواده اش به ارث برده بود و او را در نیمه اول زندگی هدایت کرده بود.
دیدگاه جدید ارائه شده را پیدا کنید
تفسیر رویاهای خودمان دشوار است زیرا سازنده رویاها دیدگاه بسیار متفاوتی نسبت به ذهن آگاه ما نسبت به چیزها دارد. ممکن است چیزی را به ما بگوید که هرگز به تنهایی در نظر نمی گرفتیم. حتی ممکن است چیزی را به ما بگوید که شنیدن آن برای ما سخت است زیرا مفروضات ارزشمند را به چالش می کشد.
رویاها همیشه چیزی را به ما می گویند که ما نمی دانیم – یا نمی خواهیم بدانیم. پیتر از خواب بیدار شد و مطمئن بود که این خواب مربوط به یک تعامل اخیر در محل کار است که در آن احساس می کرد دیگران سعی می کنند از او سوء استفاده کنند. به نظر می رسید این رویا داستانی آشنا از دیده نشدن و کم ارزش بودن را به تصویر می کشد، اما این درک چیز جدیدی برای آگاهی آگاهانه به ارمغان نمی آورد. اگر از خواب بیدار شویم و فکر کنیم که همان طور که پیتر میدانست از قبل معنی آن را میدانیم، میتوانیم مطمئن باشیم که پیام خواب را دریافت نکردهایم.
ما تمایل داریم با وضعیت اسفبار خود رویا – من در رویا – کنار بیاییم. با این حال، رویاها ما را به در نظر گرفتن دیدگاه های بسیار متفاوت دعوت می کنند. به همین دلیل، یکی از بهترین راهها برای شروع رویا این است که از خود بپرسید، اگر نگرشها و مفروضات «من» در رویا – ایگوی رویا – اشتباه باشد، چه؟
پیتر بیدار به همان اندازه از ساعت سازان ناراحت بود که پیتر در خواب از خودِ رویایی ناراحت شده بود، اما از خود این سؤال را پرسید که اگر «من» در خواب اشتباه می کرد و ساعت سازان درست می گفتند چه؟ سپس میتوانست ببیند که ساعتسازان به او میگویند که ساعت – چیزی که او آن را گرامی میداشت و معتقد بود ارزش زیادی دارد – بیارزش است. تکه تکه شده بود و حتی ارزش سرهم کردنش را نداشت. ارزش هایی که در نیمه اول زندگی به خوبی به پیتر خدمت کرده بودند – که نماد آن ساعت بود – اکنون بی ارزش بودند. با نزدیک شدن به دوران بازنشستگی، زمان آن فرا رسیده بود که به شیوه ای جدید به زندگی جهت گیری کند.
یک همراه درونی
تعبیر خواب رابطه ای را با سازنده رویا، همراه درونی ما ایجاد می کند. وقتی این رابطه را داریم، هرگز تنها نیستیم. رؤیاساز صادقانه به ما نشان میدهد وقتی از مسیر خارج میشویم، به جایی که داریم خودمان را فریب میدهیم اشاره میکند، و وقتی دلشکستهایم به ما آرامش میدهد. رویای پیتر او را ترغیب کرد که نگرش قدیمی را رها کند تا بتواند دیدگاه جدیدی را در پیش بگیرد. در ماههای بعد، او از کار خود کنارهگیری کرد تا اوقات فراغت بیشتری داشته باشد، کاری که در جوانی هرگز انجام نمیداد. او متوجه شد که از این دیدگاه جدید نسبت به زندگی لذت برده است. او سرگرمی های جدیدی را در پیش گرفت و احساس آرامش و شادی بیشتری نسبت به سال های گذشته داشت.
نسخه طولانی تر این وبلاگ در https://dreamwisebook.com/jungian-dream-interpretation/ منتشر شد