به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، یک کارشناس والدین و روانشناس بالینی گفت: فقط یک عارضه جانبی از سبک والدگری مدرن نیست؛ بلکه یک ذهنیت آموخته شده است که میتوان آن را فراموش کرد و از بین برد. وی درباره «گناه مادرانه» به طور صریح صحبت کرد و گفت این احساس را نباید به عنوان یک نقص اخلاقی در نظر گرفت، بلکه باید آن را به عنوان یک علامت دید—نشانهای که اگر آن را به شیوهای متفاوت بشنویم، میتواند ما را به سمت الگوهای سالمتر هدایت کند.
گناه اغلب راهی است که مغز ما به وسیله آن به ما میگوید که ما ارزشهای خودمان را نقض کردهایم. اما گاهی اوقات این احساس فقط به ما میگوید که انتظارات کسی دیگر از ما نقض شده است، و اینها با هم فرق دارند.
در دنیای امروز که والدگری بیشتر از همیشه عمومی شده، بسیاری از مادران احساس میکنند که مدام در حال محاکمه شدن هستند.
فیدهای شبکههای اجتماعی باعث مقایسه میشوند، در حالی که روایتهای فرهنگی معیارهای غیرممکن برای اینکه «یک مادر خوب» چگونه باید باشد، تعیین میکنند. نتیجه این است که صدای همیشگی انتقاد از خود، حتی زمانی که مادران به خوبی کارشان را انجام میدهند، شنیده میشود.
اگر بتوانیم لحظهای توقف کنیم و از خودمان بپرسیم: «آیا این گناه از ارزشهای من نشأت میگیرد یا از ارزشهای کسی دیگر؟» میتوانیم شروع به بازتعریف آن کنیم. وقتی این گناه مربوط به ارزشهای خودمان باشد، میتواند به تغییر معنادار منجر شود. اما اگر مربوط به ارزشهای دیگران باشد، فقط یک صدای مزاحم است.
«گناه مادرانه» در حالی که آسان است که این احساس را با این نام بنامیم، چیزی که اغلب اتفاق میافتد برخورد بین استانداردهای اجتماعی و واقعیت مادر بودن در دنیایی است که همزمان از هم جدا شده و به شدت متصل است.
بسیاری از سردرگمیهای عاطفی از این ناشی میشود که کیفیت کار بر اساس عملکرد سنجیده میشود.
مادران باید بدانید چه در خانه کار کنید یا بیرون از آن، لحظات اتصال همچنان میتوانند اتفاق بیفتند و تأثیر ماندگاری داشته باشند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری در حال مدیریت چندین کار به طور همزمان هستیم، اما آن چیزی که هرگز اجازه نمیدهیم افت کند، همان چیزی است که بیشترین اهمیت را دارد.
کودکان با چیزی به نام «والدگری خوب به اندازه کافی» رشد میکنند—یعنی مراقبی که بیشتر اوقات حاضر، حساس و پاسخگو باشد، نه اینکه همیشه بینقص باشد.
ما در بخشهای دیگر زندگی از کسی انتظار کمال نداریم، ولی اغلب از مادران انتظار داریم. میتوانی همه چیز را داشته باشی، اما نه همه در یک زمان و مکان—و باید بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم.
از دیدگاه بالینی گناه مادرانه پایدار اغلب به ویژگیهای کمالگرایی مرتبط است و به چیزی که او آن را «تفکر عملکرد بیش از حضور» مینامد—یعنی اینکه خود را بر اساس میزان کاری که انجام میدهی، نه کیفیت حضورت، بسنجی.
انعکاس سالم خود (خودبازبینی) از کنجکاوی به جای قضاوت ناشی میشود و از پرسیدن این سوال: «الان چطور میتوانم حضور داشته باشم؟»
انجام کارهای مبتنی بر ارزشها و ایجاد لحظات کوچک و مداوم ارتباطی که کودکان هدایت میکنند.
از کودکت بخواه که در یک فعالیت نقش اول را داشته باشد و بگذار هر موضوعی را که دوست دارد بدون قطع شدن انتخاب کند و دربارهاش صحبت کند.
تحقیقات نشان داده که این لحظات باعث رشد استقلال، تقویت پیوند والد-کودک و بهبود تنظیم هیجانی در بلندمدت میشود.
مادران باید بدانند مراقبت از خود را به عنوان یک بخش ضروری از والدگری در نظر بگیرند. «اگر به طور مداوم در فرزندانت سرمایهگذاری کنی، در بلندمدت نتایجش را خواهی دید. و مثل سرمایهگذاری مالی، بخشی از این سود را هم باید دوباره روی خودت سرمایهگذاری کنی.»
پایان/*
.
محمود
18 آگوست 2025
خاک بر سر تامین اجتماعی
نظرات بسته شده است