من در میدان اتحادیه در شهر نیویورک قدم می زدم – که توسط مردم تحت تأثیر قرار گرفته بود ، اما احساس تنها می کردم. جمعیت در عمق آیفون-سرزمین قرار داشتند ، هدفون هایی که آنها را مهر و موم می کردند ، با صفحه هایی که مانند زندگی عاطفی در چسبیده بودند ، روبرو شد. و من در آنجا یکی از آنها بودم ، صندوق ورودی خود را طراوت کردم و امیدوار به سوسو زدن به اتصال بودم.
و بعد به من ضربه زد: همه ما در اینجا هستیم ، با هم و با این حال هیچ یک از ما اصلاً اینجا نیستیم.
تنهایی جدید نیست. ما آن را مورد مطالعه قرار داده ایم ، در مورد آن بحث کرده ایم و چندین دهه است که آن را مورد آزار و اذیت قرار داده ایم. تلفن های هوشمند آن را بدتر کردند. رسانه های اجتماعی آن را شایع کردند. و اکنون ، حتی هوش مصنوعی – همراهی همراه و درک – باعث تعمیق انزوا ما می شود.
مطالعات اخیر یک حقیقت خنک کننده را تأیید می کند: هرچه افراد بیشتری برای پشتیبانی عاطفی به چت های مانند چتگپ مراجعه کنند ، تنهایی که احساس می کنند. کاربران سنگین از انزوا عمیق تر و تعامل کمتری در زندگی واقعی گزارش می کنند ، و باعث ایجاد یک حلقه خود تقویت کننده از عقب نشینی و وابستگی می شوند.
اما ما به مقاله دیگری احتیاج نداریم که این مشکل را تحسین کند. ما باید بپرسیم: واقعاً چه اتفاقی برای ما می افتد – از نظر روانی؟ و ما چه می توانیم انجام دادن در مورد آن؟
مغز شما برای این ساخته نشده است
مغز ما در گروه های اجتماعی کوچک و محکم به پیشرفت تبدیل شد. نظریه دلبستگی این مسئله را روشن می کند: از بدو تولد ، ما برای روابط ایمن و عاطفی سیمی شده ایم.
اما امروز ، بیشتر تعامل ما به صورت دیجیتالی واسطه ، تکه تکه ، اجرا و مختصر است. به جای ایجاد پیوست های ایمن ، خودمان را در آنچه روانشناسان می نامند ، گرفتار می شویم حلقه پیوست ناامن– ایجاد ارتباط در مکانهایی که واقعاً نمی توانند آن را ارائه دهند.
و آن حلقه وحشیانه است. تنهایی فقط یک احساس نیست – این یک آبشار عصبی و رفتاری است. هرچه تنهایی را بدست می آوریم ، بیش از حد بیش از حد و عقب نشینی می کنیم. ما از اعتماد به دیگران دست می کشیم. ما خطر آسیب پذیری را متوقف می کنیم. و به آرامی ارتباط با آن سخت تر می شویم.
فناوری این مارپیچ را تسریع می کند. همراهان هوش مصنوعی در دسترس بودن عاطفی اما بدون هیچ تلافی واقعی را شبیه سازی می کنند. آنها بدون هزینه ، گرمی و بدون باز بودن ، راحتی ارائه می دهند. با این وجود ، این عدم تقارن سیستم های عصبی ما را به اعتقاد یک نیاز برآورده می کند و ما را به مرور زمان خالی می کند. ما راحت هستیم ، اما به هم وصل نشده ایم.
فروپاشی شکوفایی
اگر این همه به نظر می رسد تاریک است ، این استبشر و داده ها از آن حمایت می کنند.
یک مطالعه شکوفا جدید جهانی ، که توسط محققان هاروارد و بیلور انجام شده است ، بیش از 200،000 نفر را در بیش از 20 کشور جهان مورد بررسی قرار داده است. این نشان داد که بزرگسالان جوان – در سن 18 تا 29 سال – در سراسر هیئت مدیره تلاش می کنند: از نظر ذهنی ، عاطفی ، اجتماعی و روحی.
در بسیاری از کشورها ، منحنی شادی سنتی U شکل شروع به صاف شدن کرده است. به جای غرق شدن در میانسالی و بلند شدن دوباره ، بهزیستی برای بزرگسالان جوان باقی می ماند-و هرگز صعود نمی کند. آنها به هیچ وجه شکوفا نمی شوند.
دیوید بلانچور ، اقتصاددان ، با اشاره به كتاب صعود رابرت پوتنام ، می گوید: “این طور نیست كه آنها به تنهایی بولینگ شوند.” “این است که آنها به هیچ وجه بولینگ نیستند.”
لوری سانتوس ، که کلاس شادی بسیار محبوب ییل را تدریس می کند ، آن را ساده تر بیان می کند: “جوانان نسبت به یک دهه قبل با دوستان خود وقت کمتری می گذرانند.”
تثبیت ما در مورد دستیابی ، مقایسه و بهره وری مداوم ، بی سر و صدا داربست جمعی را که باعث می شود زندگی ارزش زندگی داشته باشد ، از بین برده است. این فقط یک مشکل فنی نیست. این یک فروپاشی فرهنگی و روانی است. یک شکست شرم آور زیرساخت های عاطفی.
ورود به سیستم ما را نجات نمی دهد
شرکت های فنی ، مدارس ، والدین ، دولت – مقصر است که مقصر آن است.
اما بیایید واقعی باشیم: ما نمی خواهیم با پرتاب تلفن های خود به اقیانوس ، تنهایی را حل کنیم. این ایده که می توانیم خودمان را از پرهیز از دیجیتال شرم آوریم ، در بهترین حالت ساده لوحانه است ، در بدترین حالت توهم است. با این حال ، نسخه پیش فرض اغلب یک سم زدایی دیجیتال است.
همه ما معتاد هستیم. راه حل عقب نشینی نیست. این است ترمیم کردنبشر این در حال ایجاد الگوهای جدید است که به نحوه اتصال ما برای اتصال.
سه راه برای احساس تنهایی کمتر
ای کاش یک گلوله نقره ای برای تنهایی وجود داشت. اما وجود ندارد
آنچه ما انجام دادن ابزارهای کوچک و پژوهشی هستند که ما را به سمت اتصال واقعی باز می گردانند:
1. عمل میکرو اداری: اتصال نیازی به صحبت بزرگ یا مکالمه عمیق ندارد. با حرکات ریز شروع می شود. متن دو کلمه ای. تعارف در حال عبور مکث برای گوش دادن واقعاً. تحقیقات از موسسه گوتمن و برنا براون نشان می دهد که سیگنال های کوچک – آنچه من می نامم میکرو ادغام– مدارهای دلبستگی خفته را فعال کنید و ایمنی عاطفی ایجاد کنید. امروز فقط با یک شروع کنید.
2. مقام سوم را پس بگیرید: جامعه شناس ری اولدنبرگ اصطلاح “مقام سوم” را ابداع کرد – یک محیط اجتماعی در خارج از خانه و کار که باعث ایجاد جامعه می شود. ما این فضاها را از دست داده ایم. و ما به آنها نیاز داریم. هر هفته به همان کافه یا نوار بروید. به یک گروه بپیوندید. یک شام مکرر را شروع کنید. نقاط لمسی اجتماعی با فرکانس بالا و با فرکانس بالا به اثبات رسیده است که باعث کاهش تنهایی و تقویت مقاومت می شود. این شبکه نیست. این جامعه سازی است.
3. سیستم عصبی خود را با هم تنظیم مجدد کنید: سیستم های عصبی ما ساخته نشده اند تا خود را در انزوا تسکین دهند. طبق نظریه Polyvagal ، هماهنگی-حضور عاطفی نشان داده شده-برای آرام کردن استرس و بازسازی ایمنی مهم است. 10 دقیقه آرام را با کسی بگذرانید ، حتی بدون صحبت کردن. برو پیاده روی در نزدیکی بنشینید. لازم نیست چیزی را برطرف کنید. بعضی اوقات فقط در کنار هم بودن و نفس کشیدن کافی است.
نه تقصیر شما – اما قطعاً تماس شما
ما ساخته نشده بودیم که مانند این زندگی کنیم – که توسط مردم ساخته شده است ، اما از نظر عاطفی گرسنه است. روانشناسی ما فریاد می زند که فرهنگ بی سر و صدا از بین رفته است: صمیمیت ، اعتماد ، فضای مشترک و مراقبت های متقابل.
اتصال لوکس نیست. این یک نجات است. و در دسترس است. بنابراین درد را بی حس نکنید. برای شبیه سازی کور حل و فصل نکنید. برای چیزی آسانتر ، براق تر یا ایمن تر ارتباط برقرار نکنید.
پادزهر برای تنهایی بزرگ و چشمگیر نیست. تماس چشمی است یک سوال واقعی یک پاسخ واقعی این اجازه می دهد تا کسی وارد شود ، فقط کمی. و پیدا کردن شجاعت برای تلاش برای اتصال واقعی فردا.