00:07 - 2024/09/07

رنج مولد و غیرمولد | روانشناسی امروز

[ad_1] گاهی اوقات، برای بهبودی، باید احساسات دردناکی مانند غم و اندوه و شرم را کنترل کنیم. با این حال، بین رنج مولد و رنج غیرمولد تفاوت وجود دارد. سه تمایز اساسی بین رنج مولد و غیرمولد وجود دارد. 1. رضایت. رنج تولیدی مستلزم نوعی رضایت ضمن...

رنج مولد و غیرمولد | روانشناسی امروز

[ad_1]

گاهی اوقات، برای بهبودی، باید احساسات دردناکی مانند غم و اندوه و شرم را کنترل کنیم. با این حال، بین رنج مولد و رنج غیرمولد تفاوت وجود دارد.

سه تمایز اساسی بین رنج مولد و غیرمولد وجود دارد.

1. رضایت. رنج تولیدی مستلزم نوعی رضایت ضمنی است. این رضایت ممکن است در همه موارد بین شخص و شخص ثالث نباشد. گاهی این رضایت با خود شخص است. به عنوان مثال، وقتی به خود می گوییم که حاضریم از طریق احساسات چالش برانگیز رنج ببریم، رضایت می دهیم تا در مسیری به سوی شفا حرکت کنیم. تروما در بسیاری از موارد (اما نه همه) نیاز به پردازش دارد تا برطرف شود. غم مانند موجی ما را در بر می گیرد و از میان ما می گذرد. شرم و گناه در ابتدا ما را می سوزاند. هنگامی که ما به طور مولد رنج می بریم، رضایت می دهیم که این احساسات چالش برانگیز را احساس کنیم تا به طرف دیگر طوفان برسیم.

2. رنگ امید. رنج مولد مبتنی بر امید است. هنگامی که ما به طور مولد رنج می بریم، این کار را بر بستری از این امید انجام می دهیم که این رنج بیهوده نباشد. رنج مولد اغلب منجر به رشد پس از سانحه می شود. و این مبتنی بر امید است.

فردی را مثال بزنید که به غم و اندوه متمایل شده است. در نقش سابقم، به عنوان مشاور ارشد در برنامه کمک به بازماندگان تراژدی، این بینش را آموختم: “ما غصه می خوریم زیرا دوست داریم.” در حالی که درست است، من فکر می کنم ما نیز غمگین هستیم زیرا امیدواریم. گاهی اوقات ما برای افرادی که از دست داده‌ایم اندوهگین می‌شویم، و گاهی چیزی که باید غصه بخوریم از دست دادن یک رویا یا سال‌های تلف شده است، زیرا آسیب‌های روحی مانع از پرکردن پتانسیل‌هایمان شده است.

وقتی به این غم نزدیک می شویم و از آن عبور می کنیم، این کار را انجام می دهیم زیرا به آینده ای بهتر امیدواریم. این امید در انتظار بازپس گیری است، دست نخورده زیر سنگینی اندوه ما. ما غم آنچه بود را می خوریم تا بتوانیم فصل جدیدی را آغاز کنیم که خود را به سوی آینده ای بهتر هدایت می کند. بنابراین رنج مولد یک عمل امید است.

3. کنترل. هنگامی که ما به طور مولد رنج می بریم، سطحی از کنترل را حفظ می کنیم. همانطور که رضایت دادیم که رنج بکشیم، ظرفیت شناخت فراسطحی را نیز حفظ می کنیم. شناخت فراسطحی توانایی کوچکنمایی و مشاهده خودمان در لحظه حال و حفظ امید به طور همزمان علیرغم هجوم طیفی از احساسات چالش برانگیز است.

وقتی یک درمانگر ما را وارد طوفان می‌کند و ما تمام کنترل خود را از دست می‌دهیم، این رنج مولد نیست. این برعکس رویکرد آگاهانه تروما برای مراقبت از بازماندگان است. به عنوان مثال، اگر از یک بازمانده تجاوز جنسی خواسته شود که جزئیات تجاوز را بازگو کند و احساس کند بی اساس و کنترل نشده است، این درمان نیست، بلکه آسیب مجدد است.

رنج غیرمولد مانند یک مارپیچ است. هنگامی که به طور غیرمولد رنج می‌بریم، احساس می‌کنیم که از کنترل خارج شده و تحت تأثیر ترس، اضطراب، ناامیدی و ناامیدی قرار می‌گیریم. قایق ما غرق در طوفان رنج می شود. رنج غیرمولد ما را کم می کند، در حالی که رنج مولد قدرت ارزش های اصلی و احساس خود را افزایش می دهد. رنج غیرمولد ما را در هم می شکند و باعث شرمساری و شکستگی ما می شود در حالی که رنج مولد حیثیت و عزت نفس ما را باز می گرداند.

امید من این است که درک بهتر این تمایزات به همه ما این امکان را می دهد که رنج مولد را تجربه کنیم و از تجربه رنج غیرمولد اجتناب کنیم. و برای شفادهنده ها بسیار مهم است که این تفاوت ها را رعایت کنند تا از بیماران خود در برابر رنج غیرمولد محافظت کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان