قسمت دوم از دو
انسان های کاملاً انسانی هر جا که بتوانند به دیگران خدمت می کنند
منبع: Falco / Pixabay
انسان بودن یعنی توانایی تخریب سادیستی، و با این حال “کاملا انسان” بودن به معنای مثبت به معنای توسعه توانایی است انتخاب کنید رشد مبتنی بر وجدان و خدمات محور.
یک انسان می تواند باور کند که “هدف” آنها در زندگی این است که سازنده ترین قاتل زنجیره ای تمام دوران باشد. روانشناسی انسانی (HP) معتقد است که این یک یک نیست معنی دار هدف، نه الف کاملا انسانی هدف
چرا وقتی رشد خود را به تاخیر می اندازیم (برای همه) خطرناک است
باور اینکه نیازهای بقا/امنیتی ما باید قبل از کار بر روی برآوردن نیازهای رشد/تعالی، به طور کامل برآورده شوند، آسان و گاهی مفید است.
مدیر پرستاری که در قسمت اول این وبلاگ مورد بحث قرار گرفت، اظهار داشت که نمی تواند کار عمیق یا معناداری با بیماران یا کارمندان انجام دهد زیرا آنها نیازهای امنیتی برآورده نشده دارند.
تأخیر در رشد می تواند خودمان، دیگران و جهان را به خطر بیندازد
منبع: TheOtherKev / Pixabay
البته، خوب است که به یکدیگر کمک کنیم تا منابعی را برای برآورده کردن نیازهای امنیتی پیدا کنیم!
و با این حال، این فرض اغلب خطرناک و نادرست است. ما اغلب چیزها را مجبور می کنیم که سیاه/سفید، بله/نه باشند. ما خطی بودن را دوست داریم: مرحله یک همیشه قبل از مرحله دو می آید.
زندگی مثل چیدن مبلمان Ikea نیست. اغلب، زندگی است متناقض. نیازهای ما برای امنیت و رشد یکپارچه هستند، نه به طور مشخص جدا. مراحل را رد می کنیم و به مراحل قبلی باز می گردیم.
به هم ریخته است. این خلاقانه است.
در حالی که میتوانیم برای پایان دادن به گرسنگی در جهان کار کنیم، به بانکهای مواد غذایی خود کمک مالی کنیم، و در حالی که ایده «خودت را با چکمههایت بالا بکش» اغلب توسط افرادی تبلیغ میشود که خدمتکارانی داشتند که چکمههایشان را به پا میکردند. انسانها میتوانند و اغلب نیازهای امنیت و رشد را همزمان دنبال میکنند.
مزلو هرم را خلق نکرد و به طور فعال از آن متنفر بود
این هرم خطی سلسله مراتبی نسبت داده شده به مزلو نقطه را از دست می دهد
منبع: Contented Cow Partners
کافمن (2021) مورد قانعکنندهای بیان میکند که آبراهام مزلو روانشناس هرگز هرمی را ترسیم نکرده و تمایل دارد تا در مورد هرم سلسله مراتب نیازهایی که اغلب به او نسبت داده میشود با کلماتی ناپسند و نفرین اظهار نظر کند.
توجه: اگر هنوز مزلو را نخواندهاید، ممکن است از نوشتههای درخشان، آراسته، تحریکآمیز و گاهی طنزآمیز او شوکه شوید. ممکن است کتاب را زمین بگذارید و تعجب کنید که چرا تنها چیزی که در مورد مزلو می شنویم یک هرم ساکن و پیش پا افتاده است.
بخشی از آنچه مزلو در مورد هرم دوست نداشت این بود که به این معنی است که نمیتوانید به سطح سلسله مراتبی «خودشکوفایی» برسید (جایی که به جهان کمک میکنید که به طور منحصربهفرد و خلاقانه «شما» است) تا زمانی که تمام نیازهای «پایینتر» شما برآورده شود: غذا. ، سرپناه، ارتباط، عزت نفس و غیره.
اگر اینطور بود، هیچ کس با عزت نفس پایین به طور مداوم آثار هنری خلاقانه ای تولید نمی کرد یا به یک وکیل، مادر یا معلم پیش دبستانی با استعداد تبدیل نمی شد.
هیچ کس با کمبود مواد غذایی هرگز یک تجارت کوچک موفق راه اندازی نمی کند. هیچ نوازنده فقیری تنها آهنگ های موفقی را نمی سازد و میلیون ها نفر از آنها می سازد. هیچ فردی که بی خانمانی را تجربه می کند از یک قانون افتخار تبعیت نمی کند و پتوی ارزشمند خود را در یک شب سرد زمستانی فدای دوست بزرگتر خود نمی کند که بیشتر در معرض خطر یخ زدگی باشد، هیچ کودک تنها/غفلت شده ای اسباب بازی ارزشمند خود را به دوستی که خانواده اش می تواند هیچ زندانی برای محافظت از یک زندانی ضعیفتر خود را در معرض خطر قرار نمیدهد.
میلیونها نفر هر روز در انواع زمینهها به دنبال رشد هستند و به آن دست مییابند، حتی زمانی که یک نیاز امنیتی ناقص باشد.
ما ممکن است به تفکر سیاه/سفید معتاد باشیم، اما نیازی نداریم
یک چیز عالی در مورد انسان ها: ما می توانیم همزمان دو ایده متضاد را به زیبایی در ذهن، قلب و بدن خود نگه داریم. منظور من فکر کردن به دو چیز در آن واحد نیست (که ممکن است امکان پذیر نباشد) یا “تغییر کار” پیش پا افتاده ای که دائماً از همه ما خواسته می شود. من به چیزی بسیار عمیق تر، شهودی تر، احساسی تر اشاره می کنم-طعم دو ایده عمیق من به آن حالتهایی اشاره میکنم که در آن احساس آزادی میکنیم و همچنین مسئولیتپذیر رفتار میکنیم، جایی که عمیقاً به هم متصل میشویم و همچنین مرزهای سالمی را حفظ میکنیم، زمانی که معنای بزرگی در ایدههای خود مییابیم و همچنین در مقابل راز زندگی باز میمانیم، زمانی که قاطع و مهربان هستیم. یکباره
ما مجبور نیستیم که زندگی را بیش از حد ساده کنیم یا سعی کنیم آن را به یک هرم ایستا از سطوح قفلی وارد کنیم.
خطر تاخیر در رشد ما
با تعقیب مداوم احساس امنیت کامل، زندگی خود را تلف می کنیم و فرصت های انتخاب رشد را از دست می دهیم. همه ما فردی را میشناسیم، یا شاید کسی بودهایم که وسواس زیادی به داشتن عزت نفس کامل دارد. هر تعاملی رقابتی است برای اینکه چه کسی پستتر و چه کسی برتر تلقی شود. زندگی یک کارت امتیازی است که نشان می دهد چه کسی در هر تعامل بیشتر از آنچه می خواهد به دست می آورد. چه کسی قدرتمندتر است؟ چه کسی کنترل را اعمال می کند؟
مطالب ضروری اخلاق و اخلاق
آنها قایق خود را از آب بیرون آورده اند و بدنه را با وسواس وصله می کنند، رنگ می کنند و در جایی که هیچ خراش یا سوراخ واقعی وجود ندارد. وقتی کسی مخالفت می کند حمله می کنند. هیچ کاوش هیبت انگیزی در مورد مرزهای جدید آگاهی وجود ندارد. آنها از بازخورد یاد نمیگیرند یا با درد شک و تردید نسبتاً شیرین به خود نمینشینند. هیچ حکمتی وجود ندارد.
بیایید تلاش کنیم تا هر لحظه کاملاً انسان باشیم و بشویم. بیایید به یکدیگر کمک کنیم تا حد امکان احساس امنیت کنند و بیایید به طور همزمان یکدیگر را به چالش بکشید تا به اکتشاف، عشق، هدف و تعالی رشد کنند – انجام کارهایی که به طور همزمان و معنادار برای ما و دیگران خوب است.