[ad_1]

من به طور مرتب زوج ها را در تمرین روان درمانی خود می بینم. اکثر آنها با رنجش ها و الگوهای تعاملی وارد می شوند که برای ماه ها، سال ها یا دهه ها ادامه داشته است. همه این زوج ها یک چیز مشترک دارند: آنها همان ناراحتی های قدیمی را بارها و بارها تکرار می کنند. احساس می کنند گیر کرده اند. هر بار که یک درگیری جدید پیش می آید، آنها دردهای قدیمی خود را دوباره به نمایش می گذارند. وقتی اوضاع بهتر می شود، از درگیری بعدی می ترسند.
درک واقعی دیدگاه شریک زندگی خود، کلید خروج از این الگوها است. این ساده به نظر می رسد، اما در واقع برای اکثر زوج ها بسیار پیچیده است. این به این دلیل است که به راحتی می توانید آنقدر تحت تأثیر نارضایتی ها یا حتی عصبانیت های گذشته خود قرار بگیرید که فکر نکنید شریک زندگی تان شایسته شفقت و درک شما است. شما به طور ذهنی راه هایی را تکرار می کنید که شریک زندگی تان شما را ناامید کرده، ناامید کرده، نادیده گرفته است یا حتی شما را طرد کرده است، به حدی که احساس می کنید در آن حق دارید. نه به آنها علاقه و مراقبت واقعی خود را بدهید.
وقتی ذهن شما با نارضایتی هایی که مرتباً آنها را تکرار می کنید تحریک می شود، غیرممکن است که وقتی همسرتان در مورد آسیب و درد خود صحبت می کند، صدای خود را بشنوید. با شنیدن شکایات شریک زندگیتان، بلافاصله تمام راههایی را که آنها شما را ناامید کردهاند، به یاد میآورید. در نتیجه، حالت تدافعی یا حتی خشمگین میشوید… «چقدر جرات میکنند وقتی مثل بلهبلهبله رفتار میکنند و باعث میشوند که من مثل بلهبلهبله باشم، شکایت میکنند.»
این الگو می تواند برای یک زوج به هویت تبدیل شود. دهه ها می گذرد و آنها با وسواس روی لیست های ناامیدی و نقاط خشم خود متمرکز می شوند. این می شود که آنها چگونه یکدیگر را می شناسند و چگونه با هم ارتباط برقرار می کنند. وقتی با هم وقت می گذارند، به جای لذت بردن از زندگی یا همدیگر، نارضایتی های قدیمی را نادیده می گیرند. پینگ پنگ زدن بین رنجش هایشان بی پایان.
به همان اندازه که همه چیز پیچیده است، در واقعیت، یک راه حل ساده برای کاهش رنجش و شروع یک الگوی جدید وجود دارد. برای انجام این کار، با این حال، شما باید شمشیر خود را زمین بگذارید و به طور واقعی و واقعی صدای شریک خود را بشنوید.
شما یک انتخاب دارید: می توانید در همان جاده قدیمی به طور نامحدود ادامه دهید یا می توانید به رابطه خود فرصتی واقعی برای رشد بدهید. بزرگتر بودن برای خیلی ها سود دارد. همانطور که روش های بالغ تری برای تعامل ایجاد می کنید، به شریک خود راه جدیدی برای تعامل با شما نشان می دهید. شما ضعیف نیستید که از مبارزه دست بکشید و راه جدیدی را امتحان کنید. شما می توانید قهرمانی باشید که رابطه شما را به قله می رساند. در اینجا نحوه رشد پویایی بالغ تر با شریک عاشقانه خود آورده شده است:
- گوش دادن فعال: دفعه بعد که شریک زندگی تان نظر کنایه آمیزی می کند یا به وضوح از شما ناامید یا ناراحت به نظر می رسد، یک مکث سخت بگیرید. به خود یادآوری کنید که شنیدن این شخص تنها راه شروع یک الگوی جدید است. صمیمانه بپرسید که آیا شریک زندگی شما یک دقیقه فرصت دارد تا صحبت کند و به روند اتفاقی که بین شما می افتد برچسب بزنید: “می بینم که از دست من ناراحتی، می خواهم بفهمم چه احساسی داری.” بعد هر چه می گویند، به تک تک کلماتشان بمان. سعی کنید فکر کردن در مورد دفاع خود را مسدود کنید و در عوض توجه کامل خود را به آنچه آنها می گویند جلب کنید. هدف شما در این لحظه درک دیدگاه همسرتان است. به یاد داشته باشید، درک به این معنی نیست که هر چیزی که آنها می گویند درست یا غلط است، بلکه فقط به این معنی است که آنها دیدگاهی دارند و وظیفه شما این است که درک درستی از آن داشته باشید.
- آنچه را که می شنوید بدون قضاوت بازتاب دهید: به ساده ترین شکل ممکن، آنچه را که می شنوید بیان کنید، حتی اگر موافق نیستید یا حتی اگر فهرست کاملی از دلیل اشتباه بودن آنها دارید. ممکن است به نظر برسد: “میشنوم که شما ناامید هستید و احساس تنهایی می کنید و از شما قدردانی نمی کنید.”
- مسئولیت واقعی: مردم خود را با این گام مهم “مالکیت آن” غرق می کنند. لازم نیست مسئولیت هر چیزی را که فکر نمی کنید درست است بپذیرید و حتی مجبور نیستید همیشه برای اینکه شریکتان احساس بهتری داشته باشد عذرخواهی کنید. شما باید هستهای را در صحبتهای شریکتان جستجو کنید که میتوانید آن را تأیید کنید، عمیقاً با آن ارتباط برقرار کنید یا برای آن عذرخواهی کنید. ممکن است اینگونه به نظر برسد: «میدانم چقدر تنها بودی، من خیلی حواسپرتی داشتم» یا «میتوانم ببینم چقدر غمگین هستید و چگونه در این شیوههای منفی تعامل ما مشارکت میکنم و چگونه ما را درگیر نگه میدارد». “متاسفم، من قطعا می توانم ببینم که چگونه رفتار من باعث شده است که شما نسبت به خودتان احساس بی احترامی و بدی داشته باشید” یا به سادگی، “من می بینم که چقدر ناراحت هستید و می خواهم کمک کنم.”
- میزان باز بودن و علاقه خود را به دیدگاه شریک زندگی خود تقویت کنید: اجازه دهید همسرتان بداند چقدر برای شما مهم است که بشنوید که چگونه شما را تجربه می کند. از این لحظه استفاده کنید تا به شریک زندگی خود بفهمانید که می خواهید الگوی ضربه زدن به یکدیگر را تغییر دهید و در عوض گفتگوهای عمیق تری در مورد ریشه های هر دوی رنج خود داشته باشید. به آنها بگویید که سعی می کنید مسائل را به روشی بالغ تر مطرح کنید و به روشی بالغ تر گوش دهید.
- برای احساسات خود جا باز کنید: فعلا این گفتگو را کنار بگذارید. اگر بلافاصله در زمانی که در این نوع الگوی تلنگر قرار گرفته اید، شروع به صحبت در مورد احساسات خود کنید، ممکن است احساس بی اعتباری کنید و گویی مسئولیتی را که اکنون بر عهده داشتید، از بین می برید. با این حال، منعکس کنید. آرام بنشینید و از درون به احساس خود پس از آن تعامل فکر کنید یا یادداشت کنید. چه احساساتی برای شما در راه است؟ به لیست گلایه های خود برگردید و ببینید که چگونه این احساسات با مسائل بزرگتر بین شما ارتباط دارد. در برخی موارد، از شریک زندگی خود بخواهید که یکی دیگر از این گفتگوهای عمیق تر داشته باشد، جایی که می توانید احساسات خود را به اشتراک بگذارید. اگر آنها با ناپختگی واکنش نشان می دهند، بپرسید که آیا می توانند فعالانه بدون قضاوت گوش کنند.
[ad_2]