11:15 - 2025/02/08

دیدن بیشتر از اعتقاد است

[ad_1] درک ما از واقعیت احساس پایدار و عینی می کند. ما فرض می کنیم که آنچه می بینیم ، می شنویم و احساس می کنیم حقیقت را منعکس می کند. اما اگر ادراک ضبط مستقیم واقعیت نباشد ، چه می شود؟ چه می شود اگر این یک طرح ریزی است که توسط تجربیات ، ا...

دیدن بیشتر از اعتقاد است

[ad_1]

درک ما از واقعیت احساس پایدار و عینی می کند. ما فرض می کنیم که آنچه می بینیم ، می شنویم و احساس می کنیم حقیقت را منعکس می کند. اما اگر ادراک ضبط مستقیم واقعیت نباشد ، چه می شود؟ چه می شود اگر این یک طرح ریزی است که توسط تجربیات ، احساسات و حتی وضعیت فیزیولوژیکی قلب ما شکل گرفته است؟

من به عنوان یک الکتروفیزیولوژیست قلبی ، روزهای خود را صرف درمان سیستم الکتریکی قلب می کنم – ریتم قرار می دهد ، و دستور به قلب در هرج و مرج می پردازم. اما در یک لحظه غیر منتظره ، من دست اول را تجربه کردم که چگونه می توان درک ذهن را با آسیب های گذشته ربوده کرد.

یک روز صبح در آزمایشگاه ، اواسط عمل ، احساس افزایش وحشت ناآشنا را احساس کردم. دید من تار شد. قلبم زد. ذهن من از شک و تردید جاری شد: اگر شکست بخورم چه می شود؟ اگر دستان من کار خود را متوقف کنند چه می شود؟ ناگهان ، من در یا دیگر نبودم – من در بمبئی برگشتم و روی بدن بی جان پدرم ایستادم.

ده ها سال قبل ، پدر من در هنگام مسافرت به خارج از کشور بر اثر یک واقعه ناگهانی قلبی درگذشت. من در آن زمان در دانشکده پزشکی بودم که در اواسط شب با تماس تلفنی چشم بسته ام. ناتوان بودن آن لحظه دفن شد – تا زمانی که به طور غیر منتظره ای ظاهر شود ، ناشی از پریشانی قلبی بیمار من. ذهن من زمان فرو ریخته بود ، واکنش نشان می داد که گویی مرگ پدرم دوباره اتفاق می افتد.

دستگاه ادراک مغز

علوم اعصاب تأیید می کند که مغز ما به طور منفعلانه واقعیت را رعایت نمی کند – آنها آن را می سازند. ما جهان را از طریق میانبرهای شناختی ، که توسط خاطرات و احساسات شکل گرفته است ، تفسیر می کنیم. آسیب، به ویژه ، پاسخ مغز به استرس را بازگرداند. هنگام تحریک ، مغز بدن را با آدرنالین و کورتیزول آب می کند و برای خطر آماده می شود – حتی در صورت وجود هیچ یک.

قلب نقش مهمی در این فرایند دارد. تحقیقات نشان می دهد که قلب بیش از آنکه مغز با قلب ارتباط برقرار کند با مغز ارتباط برقرار می کند. در ایالت های استرس بالا ، تنوع ضربان قلب (HRV)-اندازه گیری انعطاف پذیری خودمختار-خطوط ، تقویت یک درک مبتنی بر ترس.

درک مجدد

اگر تروما و استرس می تواند واقعیت را پیچیده کند ، آیا می توانیم ذهن را آموزش دهیم تا واضح تر ببینیم؟ جواب مثبت است. با درگیر کردن قلب ، ذهن و بدن در کنار هم ، می توانیم درک خود را بازیابی کنیم.

  1. نفس کشیدن و آموزش HRV: تنفس عمیق و کنترل شده عصب واگ را فعال می کند و سیستم عصبی را از جنگ یا پرواز به حالت آرام و پذیرنده منتقل می کند.
  2. نوسازی شناختی: شناسایی افکار تحریف شده و پرسیدن ، آیا این درست است؟ به جدا کردن آسیب های گذشته از واقعیت فعلی کمک می کند.
  3. ارتباط اجتماعی: انزوا ترس را تقویت می کند. درگیر شدن با روابط حمایتی ، یک دیدگاه متعادل را بازیابی می کند.

نتیجه گیری: یادگیری به وضوح

ادراک ثابت نیست – این یک طرح ذهنی است که تحت تأثیر تجربیات گذشته و حالات فیزیولوژیکی است. در حالی که ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم ، می توانیم خودمان را آموزش دهیم تا تشخیص دهیم وقتی حال ما را تحریف می کند. شفابخشی ناشی از پاک کردن تروما نیست بلکه از درک چگونگی شکل گیری آن چیزی است که ما می بینیم – و انتخاب ، با آگاهی ، برای دیدن متفاوت.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان