[ad_1]

من به عنوان یک درمانگر زوج ، معمولاً موضوع اصلی را در روابط می بینم که شما شریک زندگی خود را دوست دارید و آنها شما را دوست دارند. اما مهم نیست که چقدر نزدیک باشید ، مواردی وجود دارد که هرگز نباید از آنها بخواهید انجام دهند-مگر اینکه بخواهید در روابط خود نارضایتی ، تنش یا حتی آسیب های طولانی مدت ایجاد کنید. در اینجا دو مورد از بزرگترین اشتباهاتی که زوجین هنگام درخواست یکدیگر انجام می دهند ، با نمونه های واقعی و گزینه های بهتر وجود دارد.
1. هرگز از آنها بخواهید کسی باشند که نیستند
این یک چیز است که شریک زندگی خود را به رشد تشویق کنید ، اما این یک چیز دیگر است که انتظار داشته باشید که آنها اساساً چه کسی را تغییر دهند. وقتی از شریک زندگی خود می خواهید کسی باشد ، این پیام را ارسال می کنید که آنها به اندازه کافی خوب نیستند.
مثال: یونس یک درونگرا است که آخر هفته های آرام در خانه ، خواندن یا کار روی هنر خود لذت می برد. دوست دختر او ، تسا ، بسیار اجتماعی است و احزاب بزرگی را دوست دارد. او اغلب می گوید ، “من فقط آرزو می کنم که شما بیشتر از آنجا خارج شوید ،” یا “چرا نمی توانید مردی باشید که دوست دارد زندگی حزب باشد؟” با گذشت زمان ، یونس احساس می کند که تسا یک شخص کاملاً متفاوت را می خواهد ، نه او.
چرا این یک مشکل است: هنگامی که شریک زندگی خود را به تغییر ماهیت اساسی خود سوق می دهید ، آنها احساس پذیرش و عدم ارزیابی می کنند. این می تواند منجر به ناامیدی ، عقب نشینی و حتی فاصله عاطفی شود.
در عوض چه کاری باید انجام دهیم: از شریک زندگی خود بخاطر اینکه در هنگام یافتن مصالحه ای که برای هر دوی شما کار می کند ، قدردانی کنید. آنها به جای اینکه خواستار تغییر شوند ، باید نقاط قوت خود را تشخیص دهند. به عنوان مثال ، تسا می تواند بگوید ، “من می دانم که احزاب بزرگ چیز شما نیستند ، اما من دوست دارم اگر می توانستید اکنون با من بیایید. در عوض ، من یک آخر هفته آرام را دوست دارم با شما کاری انجام دهید که از آن لذت می برید. ” به این ترتیب ، هر دو شریک احساس دیده و ارزش دارند.
2. هرگز از آنها بخواهید که بین شما و شخصی که دوستشان دارند انتخاب کنند
Ultimatums می تواند وسوسه انگیز باشد وقتی احساس ناامنی یا صدمه دیده می کنید ، اما از شریک زندگی خود می خواهید که با یکی از اعضای خانواده ، دوست نزدیک یا حتی یک سرگرمی محبوب ارتباط برقرار کند ، یکی از سریعترین راه های آسیب به اعتماد است.
مثال: اولیویا و نامزدش ، مارکوس ، عمیقاً عاشق هستند. با این حال ، اولیویا با بهترین دوست مارکوس ، دوین همراه نیست. او احساس می کند که دوین تأثیر بدی دارد و مرتباً به مارکوس می گوید ، “من نمی فهمم که چرا حتی با او در ارتباط هستید. اگر من را دوست داشتید ، نمی خواهید. “
چرا این یک مشکل است: وادار کردن شریک زندگی خود برای انتخاب بین شما و شخصی که به آنها اهمیت می دهد باعث نارضایتی می شود. حتی اگر آنها مطابقت داشته باشند ، ممکن است مخفیانه احساسات منفی در مورد آن داشته باشند ، که می تواند به مرور زمان در روابط شما بخورد.
در عوض چه کاری باید انجام دهیم: همانطور که در کتاب خود توضیح می دهم ، چرا نمی توانید ذهن من را بخوانید؟، اگر در مورد کسی در زندگی شریک زندگی خود نگرانی دارید ، بدون اینکه تقاضا کنید ، آنها را با آرامش و با احترام بیان کنید. به عنوان مثال ، اولیویا می تواند بگوید ، “من گاهی اوقات به دلیل XYZ در اطراف Devin احساس ناراحتی می کنم. آیا می توانیم در مورد چگونگی حرکت با هم صحبت کنیم؟ ” این رویکرد به جای کنترل ، ارتباطات را تقویت می کند.
افکار نهایی
عشق در محیط پذیرش ، احترام و ارتباط سالم رونق می گیرد. به جای فشار آوردن به شریک زندگی خود برای تغییر چه کسی یا انتخاب دردناک ، روی درک ، سازش و گفتگوی باز تمرکز کنید. روابط محکم به این ترتیب آزمون زمان است.
[ad_2]