یکی از بزرگترین تصورات غلط در مورد جدایی این است که آنها شما را شکسته می کنند. مجروح شد. بریده و معیوب. قلبت از هم پاشیده است و دوباره جمع کردنش یک عمر طول می کشد.
بله، ممکن است چنین احساسی داشته باشد. اما حقیقت این است که قلب ما نمی شکند. کشیده می شوند. و این کشش قلب چیزی است که ظرفیت بیشتری برای عشق ایجاد می کند.
دلشکستگی بخشی طبیعی از زندگی است که می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. ما میتوانیم نه تنها در روابط عاشقانه، بلکه در دوستیها، در پویایی خانوادهمان و از طریق دیگر ارتباطات شخصی، دلشکستگی را تجربه کنیم.
وقتی روابط به پایان می رسد، درباره خودمان، طرز فکر و رفتارمان و اینکه از کجا آمده است تحقیق می کنیم و بیشتر می آموزیم. این تحقیق به ما کمک میکند طرحهای قدیمی را که ممکن است هنوز در حال ردیابی آنها هستیم دور بریزیم و به ما فرصتی میدهد تا باورهای خود و آنچه را که واقعاً برای خود میخواهیم دوباره ارزیابی کنیم. به همین دلیل است که من می گویم جدایی غنی ترین خاک را برای رشد ایجاد می کند.
دلشکستگی درس های مهمی در مورد خود و دیگران به ما می آموزد. این به ما کمک می کند تا مرزها، خواسته ها و نیازهای خود را درک کنیم. این به ما نشان می دهد که واقعاً در روابط چه چیزهایی برای ما ارزش قائل هستیم و مایلیم چه چیزهایی را بپذیریم یا رها کنیم. از طریق دلشکستگی، ما در مورد انعطاف پذیری، تأمل در خود و رشد درونی می آموزیم.
دلشکستگی ارتباط ما با خود را برجسته می کند و این ارتباط ما را نه فقط با عشق، بلکه با زندگی تغییر مکان می دهد. به ما این امکان را می دهد که آنچه را که دیگر در خدمت ما نیست رها کنیم و فضا را برای تجربیات جدید باز کنیم. این به ما می آموزد که نسبت به خود و دیگران دلسوزتر باشیم، زیرا پیچیدگی های عشق و روابط را دنبال می کنیم.
دلشکستگی می تواند کاتالیزوری برای ارزیابی مجدد کل زندگی شما باشد. برای مثال، اکثر افرادی که طلاق میگیرند (از جمله خودم) Life-Etch-A-Sketch خود را تکان میدهند—آنها فهرست کامل زندگی را انجام میدهند. آنها همه زمینه های زندگی خود را بررسی می کنند. آنها شغل را تغییر می دهند. آنها دوستان جدیدی پیدا میکنند و دوستان قدیمیای را که بهتازگی بهخاطر تاریخ معلق مانده بودند، از دست میدهند. آنها در سراسر کشور حرکت می کنند و سبک زندگی کاملاً جدیدی را اتخاذ می کنند. آنها سرگرمی ها و علایق جدیدی را دنبال می کنند، وزنه و همچنین گیتار را انتخاب می کنند و دوباره در کلاس های سالسا شرکت می کنند.
آنها کتابی را می نویسند که همیشه دوست داشتند بنویسند. آنها موتور سیکلت می خرند، از کوه ها بالا می روند و روی بدن خود کار می کنند. آنها تمایلات جنسی و مدل های مختلف رابطه خود را بررسی می کنند. اساساً آنها زندگی خود را متوقف می کنند و دوباره شروع به زندگی می کنند. یا شاید برای اولین بار زندگی را شروع می کنند.
جدایی فقط یک فصل از زندگی شما نیست. این می تواند یک وقفه بین اعمال باشد. یک جابجایی کامل ممکن است یک زندگی کاملاً جدید در انتظار شما باشد وقتی متوجه شدید که قلب شما نبود که شکست – الگوهای عشق ناسالم شما، طرز فکر معیوب شما و تأثیری بود که مردسالاری بر شما داشته است. تحمل شما برای ماندن در چیزی بود که صادقانه نبود. چیزی که شکست سکوت تو بود
قلب شما شکسته نیست زیرا قلب ها نمی شکنند. کشیده می شوند. برای اینکه سخت تر و عمیق تر عشق بورزیم. نرم تر و عاقل تر. شما بر هیچکس غلبه نمی کنید. شما در حال تبدیل شدن هستید. شما در حال تکامل هستید. دلت نشکست
بیدار شد.
جدایی شما یک آیین است. اما شما از آن عبور نمی کنید. از تو میگذره
حالا با قلب بیدارت چه خواهی کرد؟ چگونه متفاوت ظاهر می شوید، و چگونه به بیرون موج می زند؟ زندگی شما به دلیل این بیداری چگونه تغییر خواهد کرد؟ چه تاثیری بر دیگران خواهد گذاشت؟
این چگونه ثابت می کند که آنچه شما از سر گذرانده اید یا در حال حاضر در حال گذراندن آن هستید از شما بزرگتر است؟
برای عمیقتر رفتن و خواندن بیشتر در مورد بهبودی از جداییتان، کتاب جدید من را ببینید. شکستن تا در هدف.