به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ گراهام کلارک، پژوهشگر شناختهشده حوزه روانکاوی، نویسنده و نظریهپرداز برجسته در زمینه نظریه روابط ابژه رونالد فربرن، در سن ۸۳ سالگی درگذشت. او شخصیتی چندوجهی بود که مسیر علمیاش از معماری و علوم رایانه آغاز شد و در نهایت به یکی از چهرههای فعال و اثرگذار در مطالعات روانکاوی، بهویژه مکتب روابط ابژه، تبدیل شد.
گراهام کلارک که بود؟
به گزارش گاردین، گراهام کلارک در طول زندگی حرفهای خود مسیری فکری و دانشگاهی کمنظیر را طی کرد؛ مسیری که از میز طراحی معماری و رایانههای اولیه آغاز شد و در نهایت به روانکاوی و نظریهپردازی در حوزه روابط ابژه رسید.
کلارک در سالهای پایانی فعالیت علمی خود، بخش عمده تمرکزش را بر آثار و اندیشههای رونالد فربرن، از مهمترین چهرههای مکتب روابط ابژه، گذاشت. او تلاش میکرد نشان دهد که چرا تفاوت نگاه فربرن با زیگموند فروید، تفاوتی بنیادین در فهم روان انسان ایجاد میکند. در حالی که فروید بیشتر بر سائقها و غرایز تأکید داشت، فربرن روابط انسانی را در مرکز تجربه روانی قرار میداد؛ رویکردی که کلارک آن را برای فهم بهتر روان انسان بسیار تعیینکننده میدانست.
از معماری و کامپیوتر تا روانکاوی
گراهام کلارک در کولچسترِ اسکس به دنیا آمد. پدر و مادرش، «نورا» و «فیل کلارک»، در سالهای بعد اداره یک میخانه را بر عهده داشتند. بخشی از دوران کودکی او در سیدنی استرالیا سپری شد؛ زمانی که پدرش به نیروی دریایی بازرگانی پیوسته بود. پس از بازگشت به بریتانیا، او در اسکس تحصیل کرد و سپس وارد مدرسه معماری بارتلت در لندن شد و مدرک کارشناسی خود را در معماری دریافت کرد.
اما مسیر تحصیلی او به همینجا ختم نشد. کلارک بعدتر کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر گرفت و سالها در حوزه تحلیل سیستمها و فناوری کار کرد. همین ترکیب غیرمعمول از معماری، فناوری و علوم انسانی باعث شد نگاه او به ذهن و روان انسان، نگاهی چندرشتهای و متفاوت باشد.
فعالیت در دانشگاه اسکس و پروژه «ساختمانهای هوشمند»
کلارک در سال ۱۹۸۶ پس از چند سال فعالیت به عنوان تحلیلگر سیستم در شرکتهایی مانند Mills & Allen و Marconi، به دانشگاه اسکس پیوست و تا زمان مرگش بهعنوان پژوهشگر وابسته و همکار علمی با این دانشگاه در ارتباط بود.
او در این دانشگاه بهعنوان مسئول رایانه فعالیت داشت و در پروژهای با عنوان Intelligent Buildings Project یا «پروژه ساختمانهای هوشمند» مشارکت کرد؛ پروژهای که با الهام از ایدههای لوکوربوزیه تلاش میکرد نشان دهد چگونه فناوریهای نوظهور و روانشناسی انسان میتوانند در کنار هم، محیطهای زیستی و کاری را متحول کنند.
ورود جدی به روانکاوی و تمرکز بر فربرن
گراهام کلارک در ادامه مسیر علمیاش به مؤسسه تاویستاک لندن رفت و در آنجا کارشناسی ارشد نظریه روانکاوی را گذراند. سپس در دانشگاه اسکس، دکترای خود را درباره نظریه روابط ابژه فربرن اخذ کرد.
همین مرحله، نقطه عطف زندگی فکری او بود. از آن پس، کلارک بخش مهمی از انرژی خود را صرف تبیین، گسترش و معرفی نظریه فربرن کرد؛ نظریهای که بهجای تمرکز صرف بر کشمکشهای درونی و سائقهای زیستی، بر روابط اولیه انسان با دیگران و نقش آنها در شکلگیری شخصیت و تجربه روانی تأکید دارد.
پنج کتاب و دهها مقاله در حوزه روانکاوی
گراهام کلارک طی سالهای فعالیت علمی خود پنج کتاب و بیش از ۳۰ مقاله درباره روانکاوی منتشر کرد. یکی از آثار مهم او، کتاب «Fairbairn and the Object Relations Tradition» بود که در سال ۲۰۱۴ با همکاری دیگر پژوهشگران منتشر شد. این اثر از دل همایشی درباره فربرن در موزه فروید شکل گرفت؛ همایشی که کلارک از برگزارکنندگان آن بود.
آخرین کتاب او نیز با عنوان «An Introduction to Fairbairn’s Psychology of Dynamic Structure» در سال ۲۰۲۵ منتشر شد؛ اثری که میتوان آن را جمعبندی سالها مطالعه و پژوهش او در حوزه روانشناسی فربرن دانست.
پیوند سینما و روانکاوی در آثار گراهام کلارک
یکی از وجوه جالب شخصیت علمی گراهام کلارک، علاقه عمیق او به سینما بود. او از دوستداران جدی فیلم بود و تلاش میکرد مفاهیم روانکاوی، بهویژه نظریه فربرن، را در تحلیل آثار سینمایی به کار بگیرد.
کلارک در نوشتهها و پژوهشهایش فیلمهایی مانند Memento، Spirited Away و The Singing Detective را از منظر روانکاوی و روابط ابژه بررسی کرد. او معتقد بود سینما میتواند بستری بسیار مناسب برای فهم سازوکارهای پیچیده ذهن، رابطه، حافظه، هویت و تجربه عاطفی باشد.
همین علاقه باعث شد در سال ۲۰۲۲ به همراه پسرش راس کلارک کتابی مشترک با عنوان «Cinema, Trump and the American Dream» منتشر کند؛ کتابی که سینما، سیاست و روانکاوی را در کنار هم قرار میداد.
فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
گراهام کلارک تنها یک دانشگاهی یا نویسنده نبود؛ او در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز فعال بود. سالهای جوانی او تحت تأثیر فضای رادیکال دهه ۱۹۶۰ قرار داشت. او در Anti-University of London حضور یافت؛ فضایی فکری که چهرههایی مانند آر. دی. لینگ در آن تلاش میکردند مرزهای سنتی میان نهاد، روان، فرد و جامعه را به چالش بکشند.
کلارک همچنین در اعتراضات ضد جنگ ویتنام در میدان گروسنور لندن شرکت کرد و در سالهای بعد نیز از حامیان جدی جنبش خلع سلاح هستهای (CND) و جنبش ضد آپارتاید بود.
زندگی شخصی؛ از ورزش و دوستی تا خانواده
در کنار فعالیتهای علمی، گراهام کلارک به گفته نزدیکانش فردی ورزشدوست، کنجکاو، اهل مطالعه و خوشمشرب بود. او روحیهای دانشپژوه داشت و تا پایان عمر، خود را «دانشجو» میدانست؛ کسی که همیشه در حال یادگیری، خواندن و گفتوگو بود.
او از ازدواج اول خود با جکی بک، دو فرزند به نامهای زوئی و راس داشت. این ازدواج در نهایت به طلاق انجامید. کلارک بعدها با ساندرا دیویس، معلم نمایش، آشنا شد و این دو در سال ۲۰۰۲ با یکدیگر ازدواج کردند. ساندرا خود نیز از فعالان اجتماعی بود و آشنایی آنها در بستر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی شکل گرفت.
گراهام کلارک در زمان درگذشت، علاوه بر همسر و فرزندانش، پنج نوه از خود به جا گذاشت.
چرا نام گراهام کلارک در روانکاوی اهمیت دارد؟
اهمیت گراهام کلارک را نمیتوان صرفاً در تعداد کتابها یا مقالاتش خلاصه کرد. او از جمله پژوهشگرانی بود که کوشید روانکاوی را از قالب صرفاً تاریخی یا درمانی خارج کند و آن را به حوزههایی مانند سینما، فرهنگ، فناوری، هویت و روابط انسانی پیوند بزند.
او در آثارش نشان میداد که نظریه روابط ابژه فقط ابزاری برای فهم آسیبهای روانی یا فرایند درمان نیست، بلکه میتواند در فهم زندگی روزمره، تجربه اجتماعی، هنر و حتی ساختارهای فرهنگی و سیاسی نیز به کار رود.
از این منظر، کلارک را میتوان از جمله چهرههایی دانست که در سالهای اخیر به بازخوانی و زنده نگهداشتن سنت فربرن کمک کردند؛ سنتی که هنوز هم برای روانشناسان، روانکاوان و پژوهشگران علوم انسانی الهامبخش است.
نکته پایانی:
درگذشت گراهام کلارک پایان زندگی پژوهشگری است که از معماری و فناوری تا روانکاوی و سینما، مسیری فکری کمنظیر را طی کرد. او با تمرکز بر نظریه روابط ابژه فربرن، سهم مهمی در معرفی و بسط این رویکرد داشت و تلاش کرد روانکاوی را به مسائل واقعی زندگی، هنر و روابط انسانی نزدیکتر کند.
نام گراهام کلارک احتمالاً برای عموم مردم به اندازه برخی روانکاوان مشهور آشنا نیست، اما برای جامعه علمی، بهویژه علاقهمندان به روابط ابژه، فربرن، روانکاوی معاصر و تحلیل روانشناختی سینما، او چهرهای اثرگذار و قابل توجه بود.
جواد آلحبیب – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
پایان/*
.