05:50 - 2024/11/20

درک غذا خوردن احساسی | روانشناسی امروز

[ad_1] اولین تعامل من بعد از انتخابات با یک زن در Trader Joe's بود. او به دوستانه من پاسخ داد: “چطوری؟” با بیان اینکه پس از خوردن “بستنی زیاد” کمی احساس ناراحتی می کند. این زن نمی دانست که من یک روانشناس دارای ...

درک غذا خوردن احساسی | روانشناسی امروز

[ad_1]

اولین تعامل من بعد از انتخابات با یک زن در Trader Joe's بود. او به دوستانه من پاسخ داد: “چطوری؟” با بیان اینکه پس از خوردن “بستنی زیاد” کمی احساس ناراحتی می کند. این زن نمی دانست که من یک روانشناس دارای مجوز و متخصص در اختلال خوردن هستم. و در حالی که من بیشتر روز خود را صرف کمک به مشتریان می‌کنم تا با احساساتشان ارتباط بیشتری برقرار کنند و روی بهبود روابطشان با غذا کار می‌کنم، پاسخ من به او فقط یک تأیید مهربانانه بود که مقابله با آن مهم است. من دوست داشتم به این غریبه بیشتر از مبادله دلپذیر پیشنهاد بدهم. من می‌خواهم که او خودگویی مهربان‌تر داشته باشد تا درباره آنچه می‌خورد قضاوت نکند. من می خواهم به اشتراک بگذارم که کنار آمدن با غذا بد نیست. من می خواهم توضیح دهم که چگونه فرهنگ رژیم غذایی بر رابطه ما با غذا تأثیر می گذارد.

از آنجایی که جلسات درمانی فی البداهه در فروشگاه مواد غذایی مورد توجه قرار نمی گیرند، در حالی که ما برای تعطیلات آماده می شویم، من در حال توضیح راه هایی برای بهبود بینش در مورد آنچه می خوریم و چرایی آن هستیم. احساس “کمی ناراحتی” در مورد انتخاب های غذایی در طول فصل تعطیلات یک تجربه رایج است. اما فرصتی برای کاهش سرعت و درک بیشتر در مورد آنچه می خوریم و چرا وجود دارد.

واقعیت این است که اکثر مردم به طور منظم از غذا برای مقابله با حداقل برخی از احساسات خود استفاده می کنند. این ممکن است شبیه کنترل بیش از حد غذا، حذف کل گروه‌های غذایی، یا احساس عدم کنترل با غذا باشد، جایی که خوردن بی‌اهمیت عادی است. حتی ممکن است آونگی را تجربه کنید که دائماً بین این دو در نوسان است. پرخوری تقریباً همیشه با دوره های محدودیت مرتبط است و اختلال پرخوری (BED) در واقع شایع ترین اختلال خوردن است که تقریباً 3 میلیون آمریکایی را تحت تأثیر قرار می دهد. BED یک تشخیص بالینی در راهنمای آماری تشخیصی (DSM-5TR) است، اما بسیاری از افراد فقط برای آرامش خود غذا می خورند بدون اینکه هیچ معیار تشخیصی را رعایت کنند.

اگر ننگ مرتبط با «غذای عاطفی» از بین برود چه؟ چه می‌شود اگر این فصل تعطیلات لحظه‌ای برای تأمل فراهم کند، و ما فقط سعی کنیم بفهمیم که غذا می‌تواند ما را در لحظات ناامیدی آرام کند یا در لحظات مثبت ما را بالا ببرد؟ شاید زنی از تریدر جو با دوستانش بیرون رفته بود و «افراط کرده بود». این روزها احساس حمایت دوستان در هر زمینه ای بسیار مهم است. غذا خوردن همچنین به عنوان وسیله ای برای ارتباط و اجتماع عمل می کند – سایر روش های پذیرفته شده اجتماعی برای “کنار آمدن با احساسات با استفاده از غذا”.

منبع: خاویر لورنزو / istock

منبع: خاویر لورنزو / istock

من طرفدار این نیستم که غذا تنها روش مدیریت احساسات ما باشد – یا اینکه غذا تنها عنصر ایجاد جامعه و ارتباط باشد. اما درک چگونه غذا در حال حاضر به عنوان یک مکانیسم مقابله برای بسیاری عمل می کند و چرا این ممکن است موثر باشد و چرخه احساس گناه را که ممکن است آشنا باشد کاهش دهد. تشخیص اینکه چه چیزی افراد را به سمت غذا خوردن برای مدیریت احساسات سوق می دهد، می تواند به قضاوت خود در مورد غذا خوردن کمک کند – در نهایت رابطه ما با غذا را بهبود می بخشد.

بنابراین، چگونه آیا غذا در حال حاضر یک استراتژی مقابله است؟ آیا تا به حال بعد از یک روز طولانی، بدون فکر جلوی تلویزیون غذا خورده اید؟ این رفتار اصلاً اشکالی ندارد – و این نوعی مقابله است. شاید لازم باشد بین خود و روز فاصله ایجاد کنید. کمی بی حس کردن کاملا منطقی است. یا شاید گزارش خوبی از معلم فرزندتان گرفته اید و می خواهید با آنها جشن بگیرید. به بستنی فروشی که می روید. این نوعی مقابله است. احساسات مثبت تر هستند، اما ما همچنان با آن احساسات می نشینیم و گاهی اوقات غذا می خوریم. وقتی درک کنیم که غذا در فرهنگ ما گنجانده شده است به عنوان چیزی که ممکن است برای اوج و فرودهای زندگی به آن تکیه کنیم، می‌توانیم روی بی‌نظمی‌تر شدن با غذا کار کنیم. ایجاد این بی طرفی در نهایت به فاصله گرفتن خود از اثرات مخرب صنعت رژیم غذایی کمک می کند.

درک کردن چرا غذا اغلب یک استراتژی مقابله ای است که می تواند امواج انتقاد و احساس گناه درونی را که اغلب در نتیجه غذا خوردن برای راحتی تجربه می کنیم – انتقاد و احساس گناه مرتبط با فرهنگ رژیم غذایی – به حداقل برساند. صنعت رژیم غذایی بسیار سودآور است و اکنون حدود 90 میلیارد دلار ارزیابی می شود. این به این معنی است که در تمام زندگی ما روایتی درباره غذا و بدنمان فروخته شده است. لفاظی فرهنگ رژیم غذایی هر چند سال یکبار تغییر می کند، اما در نهایت پیام های مشابهی را منتقل می کند. مفهوم ذاتی این است که غذا باید در مقادیر کم و به صورت کنترل شده مصرف شود. و از آنجایی که در برخی سطوح، «پرخوری» را یک رفتار «بد» می‌دانیم، زمانی که احساسات شدیدی داریم که می‌خواهیم آن را مدیریت کنیم، تمایل به انجام آن داریم. من اغلب می شنوم که مشتریان از این رفتار به عنوان “اثر جهنمی” یاد می کنند. روانشناسی پشت این موضوع ممکن است مربوط به عدم احساس عالی در مورد احساسات منفی و مقابله با رفتارهایی باشد که ریشه در شرم یا گناه دارند. فرهنگ رژیم غذایی دلایل زیادی برای قضاوت در مورد میزان مصرف و احساس «گناه یا بد» برای صرف غذا خوردن بیش از حد سیری به ما ارائه کرده است.

بنابراین، اگر متوجه شدید که زیاد غذا نمی‌خورید، روی هر چیزی که می‌خورید وسواس دارید، یا در طول تعطیلات بیشتر از چیزی که می‌خواهید غذا می‌خورید، کنجکاو شوید و سعی کنید به یاد داشته باشید که غذا خوب یا بد نیست. با کنار گذاشتن قضاوت، شاید فضایی برای درک احساسات زیر سطح وجود داشته باشد. ایجاد این آگاهی و مهربانی در مورد غذا گزینه بهتری نسبت به یک رژیم غذایی جدید در ژانویه است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان