هیچ کس برای انجام اصلاحات بیش از حد گم نشده استبشر – Alter Rebbe (مسلماً)
من قصد داشتم مقاله ای را در مورد “شانس دوم” بنویسم ، فقط برای فهمیدن اینکه بینش روانی مشخص کمی در مورد این مسئله همه گیر و پر فشار وجود دارد. من تسلیم شدم ، زمینه تفکر آنقدر اهمیت دارد که نمی توانم هسته منسجم مفهوم را جدا کنم. سپس ، من تصمیم گرفتم به خودم فرصتی دیگر بدهم.
بخشش و شانس دوم
علاقه من به سؤال از شانس دوم توسط رفتارهای مختلف و ناامیدی هایی که در دنیای اجتماعی خود متحمل شده ام ، کاهش یافته است. سخنرانی تلخ لیویا سوپرانو به نوه اش AJ (سوپرانوس، فصل 4 ، قسمت 11) نیز ممکن است ارتباطی با آن داشته باشد. از بستر مرگ او ، ما سوپرانو به آنتونی جونیور توصیه می کند ، “انتظار خوشبختی را ندارید! شما آن را نمی گیرید. مردم شما را رها می کنند – و من هیچ اسمی را نامگذاری نمی کنم” (او شفاف به پسرش ، آنتونی ارشد ، پدر AJ مراجعه می کند). AJ Aghast است و می پرسد که آیا او نیز به تنهایی خواهد مرد. “این همه چیز بزرگی نیست.” “چه چیزی باعث می شود فکر کنید خیلی خاص هستید؟”
این چیزهای تاریک است ، اما نبوغ است سوپرانوس که همیشه چیزی عمیق را ضبط می کند. ناامیدی در افراد دیگر بخشی از پروتکل زندگی است. این رها کردن جادویی از بین نمی رود. پس اگر مایل نیستیم به بدبینی ما نزول کنیم ، چگونه باید پاسخ دهیم؟
ادبیات روانشناختی سرشار از مادی است بخشش، که عمدتا یک مسئله عاطفی است ، در حالی که برای مفهوم شانس دوم، که یک موضوع رفتاری است ، انتخاب ها باریک هستند. این دو مفهوم مرتبط هستند ، اما یکسان نیستند. وقتی کارملا تونی را به خاطر ستم به او بخشید ، ممکن است فرصتی دیگر برای نجات ازدواج خود به او بدهد. با این حال ، او همچنین ممکن است بدون ارائه بخشش ، حداقل به او فرصت دوم بدهد. او ممکن است بخشش خود را به روشهای بهبود یافته تونی مشروط کند.
بخشش حلقه اخلاقی دارد ، اما کاملاً نوعدست نیست. بخشش همچنین افکار و حالات منفی را منتشر می کند که بخشنده در غیر این صورت همچنان به اطراف خود ادامه می دهد. رفتاری بودن ، دادن شانس دوم خطرناک است زیرا باعث می شود که گیرنده در برابر ناامیدی های آینده آسیب پذیر باشد. تمایل و توانایی بخشش اغلب به عنوان یک عادت ، ارزش یا ویژگی شخصیتی پایدار رفتار می شود. به نظر می رسد بخشش خوب است ، مهم نیست که چه چیزی ، با برخی از استثنائات مجاز است (Krueger ، 2014). اعطای شانس دوم یک معضل اجتماعی پیچیده تر است ، جایی که شبح بهره برداری از بین می رود. این که آیا به شانس دوم اعطا می شود ، نه تنها به تفکر اخلاقی بلکه استراتژیک نیاز دارد.
هنگام برآورد احتمال اینکه طرف متخلف آنچه را که انجام داده اند را تکرار کند ، چیزهای زیادی در نظر گرفته شده است. هزینه ها و مزایای احتمالی خود و دیگری چیست؟ آیا این ، در واقع ، شانس دوم است ، یا شاید آن باشددومین شانس؟ همه حکایات شخصی خود را برای نشان دادن مشکل دارند. بنابراین ، آیا درس های کلی وجود دارد که بتوانیم یاد بگیریم؟
نظریه بازی در مورد شانس دوم
در تئوری بازی و مطالعه معضلات اجتماعی ، مشخص شده است که استراتژی باسن در بازی مکرر خوب است. با یک حرکت تعاونی شروع کنید و پس از نقص دیگری ، نقص. با این حال ، هنگامی که هر دو طرف این کار را انجام می دهند ، یک عمل نادرست یا عجیب و غریب از نقص ، یک رابطه مرفه را از بین می برد و بازیکنان در یک چرخه مخرب از نقص متقابل قفل می شوند. یک استراتژی اصلاح شده “سخاوتمندانه تیت برای تات” بهتر است. نادیده گرفتن یک نقص ، یا شاید حتی دو. یعنی شانس دوم و شاید یک سوم را اعطا کنید. فقط در صورت عدم موفقیت به نقص روی آورید (Wedekind & Milinski ، 1996).
یکی دیگر از استراتژی های مورد مطالعه “Pavlov” است که به آن نیز معروف است WIN-FIT-از دست دادن تغییر دهیدبشر هنگامی که یک رابطه متقابل تعاونی با یک عمل نقص مختل می شود ، بازیکن خیانت شده به سمت نقص تغییر می کند. با این حال ، پس از نقص متقابل ، یک پاولوویان به امید ، مانند گذشته ، به این همکاری تغییر می کند. ما می بینیم که پاولوف در برابر بازیکنی که به نقص مداوم روی آورده است ، خوب عمل نمی کند. در حالی که پاولوف در هر دور دیگر مکنده خواهد شد ، تیت برای تات می آموزد که همکاری را متوقف کند.
اکنون بازی Ultimatum را در نظر بگیرید (Krueger ، 2016). در این بازی ، یک پیشنهاد دهنده ، P ، راهی را برای تقسیم مبلغ پول با گیرنده ، R. ارائه می دهد. اگر R قبول کند ، این یک معامله است. اگر R کاهش یابد ، هیچ کس پول نمی گیرد. چالش P ارائه R فقط به اندازه کافی برای پذیرش است. مسئله شانس دوم اگر بازی دوباره انجام شود ، بوجود می آید. P می تواند یک رد را تحمل کند و سپس پیشنهاد را برای دستیابی به معامله بهبود بخشد.
در این بازی مکرر ، P می تواند از دور اول برای قرار دادن لنگر کم استفاده کند ، به طوری که ، پس از طرد ، حتی یک پیشنهاد خفیف بهبود یافته مانند یک افزایش به R به نظر می رسد ، و بنابراین در صورت دریافت آن در دور اول ، جذاب تر از همان پیشنهاد است. مزیت استراتژیک در اینجا مربوط به Defector اولیه است ، اما تنها در صورتی که اعطای فرصت دوم را می توان فرض کرد. برخی از گیرنده ها ، که شاید به طور کلی توسط احساسات و به ویژه با نارضایتی رانده شوند ، پس از یک تخلف ، در را می بندند ، دقیقاً مانند تیتراژ معمولی. این اخلاق گرایان سختگیرانه نمی توانند یاد بگیرند که چگونه رفتار شرکای خود آشکار می شود و شاید بهبود یابد (Krueger & Grüning ، 2023). یک اسب بلند یک حیوان خطرناک برای سوار شدن است.
در مورد حماسه
من عبارت افتتاحیه را به اشنور زالمن ، اولین رببه از شاخه چاباد Hasidism نسبت می دهم ، حرکتی که یهودیت سنتی رابین را با ایده های کابالیستی ترکیب می کند (شاپیرو ، 2010). چاباد فرض می کند که انسان به ناچار از انتظارات اخلاقی کم خواهد شد ، اما فرصت بازگشت به روشهای مناسب نباید از بین برود. اگر خدای می تواند درب را به بهشت آجار نگه دارد ، چرا انسانها نمی توانند؟