زندگی پر از انتظارات است و گاهی اوقات اتفاقاتی که برای ما می افتد می تواند ما را عمیقاً آزار دهد.
یکی از دردناکترین این آسیبها طرد شدن است – و حتی طردهای جزئی نیز میتوانند احساس خامی و آسیبپذیری در ما ایجاد کنند. ما بهعنوان انسانها برای برقراری ارتباط وصل شدهایم، و زمانی که احساس میکنیم توسط کسی که به او اهمیت میدهیم طرد میشویم، در قلب خود احساس خطر میکنیم، زیرا نیاز روانی به تعلق شبیه به نیاز فیزیکی برای بقا است.
اگر تا به حال متوجه شده اید که به افکاری مانند “چرا آنها من را دوست ندارند؟” یا “من تا آخر عمرم تنها خواهم بود”، به این دلیل است که مغز شما ناامیدانه در تلاش است تا آنچه را که اتفاق افتاده درک کند.
و این کار را از گودال شرم انجام می دهد زیرا طرد شدن به احساس بی کفایتی و بی لیاقتی وارد می شود که همه ما تا حدی آن را حمل می کنیم.
واقعیت این است که وقتی غرق در احساسات هستیم، نمیتوانیم چیزها را معنا کنیم. همچنین نمیتوانیم به گونهای پاسخ دهیم که احساس خوبی به ما بدهد، زیرا به شدت در تلاش هستیم عشق و ارتباطی را که میخواهیم به دست آوریم.
محققان سه واکنش متداول به شرم را شناسایی کردهاند که به آنها «سپر شرم» میگویند. شاید خودتان را در یک یا چند مورد از آنها بشناسید:
آیا شما صدور، اجتناب از دیگران و عقب نشینی در انزوا؟ آیا شما جلینگ، توضیح دادن، مماشات و تلاش برای جلب رضایت آنها؟ یا شما بلامه و ترس خود را به بیرون هدایت کنید تا از خود در برابر درد درونی محافظت کنید؟ به هر حال شرم و سرزنش دو روی یک سکه هستند.
در حالی که این واکنش ها بسیار قابل درک هستند، اما حتی اگر در لحظه احساس خوبی داشته باشند، آرامش یا وضوح مورد نظر را برای شما به ارمغان نمی آورند. آنها واکنش هایی هستند که ریشه در ترس دارند و به مرور زمان می توانند باعث شوند که شما حتی بیشتر از خود و دیگران احساس جدایی کنید.
یافتن راهی مهربانتر به جلو
بنابراین، چگونه می توانیم به طرد شدن به گونه ای پاسخ دهیم که احساس سلامتی و هماهنگی بیشتری با آنچه که هستیم داشته باشیم؟ اولین قدم این است که ذهن خود را از تلاش برای کشف مسائل باز داریم و عشق و درک مورد نیاز خود را در لحظه به خود بدهیم.
شما هنوز به پاسخ نیاز ندارید – آنها به موقع خواهند آمد. چیزی که به آن نیاز دارید، شفقت است – بودن در کنار خود به عنوان کسی که شما را می بیند و صمیمانه شما را دوست دارد و حاضر است هر آنچه را که برای احساس بهتر نیاز دارید به خودتان بدهد.
پس قضاوت را کنار بگذارید و به احساسات خود احترام بگذارید. خواه این به معنای گریه کردن، یادداشت روزانه، یا خوردن غذاهای راحت، پرخوری های نتفلیکس یا حمام طولانی با شمع باشد، به خودتان اجازه دهید درد را پردازش کنید. این در مورد غوطه ور کردن نیست، بلکه در مورد احترام گذاشتن به احساسات و دادن فضایی برای نفس کشیدن است.
بودا زمانی گفت که زندگی اولین تیرهای درد را به ما پرتاب می کند، اما این تیرهای دوم – افکار انتقادی ما – است که باعث رنج واقعی می شود. سعی کنید به آن افکار توجه کنید و به آرامی آنها را کنار بگذارید. به خود یادآوری کنید که تنها نیستید و اشکالی ندارد که هنوز همه چیز مشخص نشده باشد.
ارتباط مجدد با نیروی درونی خود
هنگامی که به خود فضایی برای احساس و شفا دادن دادید، میتواند به شما کمک کند تا با حقیقت عمیقتر در مورد شخصیت خود ارتباط برقرار کنید. در هسته خود، شما ذاتاً شایسته عشق هستید – نه به خاطر کاری که انجام می دهید یا اینکه دیگران شما را چگونه می بینند، بلکه به این دلیل که عشق بخشی از جوهر انسانی شماست.
لحظاتی را به تأمل در مواقعی در زندگی خود بگذرانید که عمیقاً احساس میکنید دوست داشته شدهاید یا زمانی که آزادانه عشق دادهاید – نه از روی نیاز، بلکه به عنوان یک بیان طبیعی از وجودتان. اجازه دهید آن خاطرات در درون شما غرق شوند. بگذارید قلب شما را گرم کنند تا اجازه دهید این حس ارتباط ریشه دوانده باشد.
با گذشت زمان، این حس به اندازهای قوی میشود که شما را ثابت نگه دارد، حتی زمانی که با موقعیتهای سختی روبرو میشوید.
روابط ضروری خوانده می شود
دیدن تصویر بزرگتر
همانطور که خود را در این ظرف عشق قرار می دهید، ممکن است چیزهای بیشتری را ببینید. میتوانید با پرسیدن چند سؤال از خود و اجازه دادن به پاسخها در زمان خود، این روند را ادامه دهید:
آیا این وضعیت بیشتر از آن چیزی است که من در ابتدا متوجه شدم؟ آیا ممکن است طرف مقابل با چیزی برخورد کند که من از آن بی اطلاعم؟ داستان کامل چیست – نه فقط داستانی که ترس من به من می گوید؟
این در مورد نادیده گرفتن احساسات یا توجیه رفتار آزاردهنده نیست. در واقع، این در مورد بازپس گیری قدرت شماست، زیرا اکنون می توانید با وضوح و درک بیشتری به موقعیت نزدیک شوید.
شما همچنین می توانید با تصور خود آینده خود راهنمایی بیابید – نسخه ای از شما که چند ماه یا یک سال بعد از این به بعد این وضعیت را با لطف و خرد مدیریت کرده اید. چه انتخاب هایی کردند؟ چگونه عمل کردند؟ چی یکی دو چیز را در نظر داشتند؟
این تجسم شما را به انتلکی خود متصل می کند – شخصی که پتانسیل تبدیل شدن را دارید. یا همانطور که مزلو گفت، شخصی که شما هستید باید برای خودشکوفایی شما باشد.
اقدام عاشقانه
همانطور که تصمیم می گیرید بر اساس راهنمایی های درونی خود چه کاری انجام دهید، با خود بررسی کنید که آیا تصمیم شما از محل عشق است یا خیر. عشق به معنای نادیده گرفتن مرزهایتان یا ماندن در موقعیت هایی نیست که به شما آسیب می رساند. به این معناست که طوری رفتار کنید که با خودتان و دیگران مهربان باشید زیرا عشق باید آزادانه جریان داشته باشد.
به عنوان مثال، اگر تصمیم به رسیدگی به موقعیت دارید، ممکن است این کار را با صداقت و دقت انجام دهید تا سرزنش. اگر تصمیم بگیرید که از خود فاصله بگیرید، بار کینه و کینه را با خود حمل نخواهید کرد. و اگر جایی برای آشتی می بینید، عذرخواهی شما بر اساس صداقت است تا نیاز به تایید.
روانشناس پل گیلبرت تفاوت بین رفتارهای مبتنی بر عشق و مبتنی بر ترس را اینگونه توصیف می کند ایمن در مقابل تلاش ناایمن. تلاش ایمن به ما این امکان را می دهد که با صداقت عمل کنیم و منجر به آرامش و رضایت درونی شویم. از طرف دیگر، تلاش ناایمن، اغلب باعث میشود که ما احساس بیقراری و قطع ارتباط کنیم.
در پایان روز، طرد شدن هرگز احساس خوبی نخواهد داشت. اما همچنین لازم نیست شما را تعریف کند. با متعهد ماندن به رشد، میتوانید سفر کثیف رو به جلو را طی کنید، با این آگاهی که هر قدم، مهم نیست چقدر کوچک، شما را به شخصی که قرار است تبدیل شوید، نزدیکتر میکند.