[ad_1]

اگزیستانسیالیست ها تأکید کردند که ما زندگی خود را از طریق انتخاب های خود زندگی می کنیم. این می تواند بسیار هیجان انگیز باشد که آزادی را که باید برای ایجاد هر نوع زندگی که می خواهیم در نظر بگیریم. اما در عین حال ، این دیدگاه که زندگی ما به عهده ماست ، می دانیم که انتخاب های ما بسیار مهمتر می شود. سورن کیرکگارد دلهره ای را تشخیص داد که می تواند با این واقعیت روبرو شود که ما مسئول ترسیم مسیرهای زندگی خودمان هستیم و اظهار داشت که “اضطراب سرگیجه آزادی است.” هر وقت تصمیم زندگی گرفتیم ، با جسارت قدم می گذاریم ، بدون این که بدانیم آیا انتخاب عاقلانه ای انجام داده ایم یا خیر.
آزادی های گران قیمت نوجوانی
در دوران نوجوانی و بزرگسالی است که مردم معمولاً بسیاری از مهمترین تصمیمات زندگی خود را می گیرند. تمام آینده آنها در مقابل آنها گسترش می یابد و مردم باید برای انتخاب مسیری برای پیشبرد ، عمل کنند ، و چیزهایی از قبیل مدرسه خود ، اهداف شغلی خود را ، کجا زندگی می کنند و شریک زندگی می کنند. به نظر می رسد اگر تصمیم گیری های دور از دسترس به اندازه کافی سخت نبود ، جوانان در زمانی که بیشتر مردم هنوز در تلاشند تا خود را درک کنند ، آنها را می سازند. با توجه به همه آنچه برای نوجوانان مورد بحث است ، جای تعجب نیست که این معمولاً چنین دوره ای از زندگی دشوار است. استنلی هال مشهور نوجوانی را زمان “طوفان و استرس” خواند. بین سنین 14 تا 21 سالگی است که رفتارهای ضد اجتماعی و خشونت آمیز به همراه مصرف مواد قله می کنند ، زیرا نوجوانان علیه چهره های اقتدار عمل می کنند و نسبت به هر مرحله دیگر از زندگی درگیر رفتارهای خطرناک تر می شوند.
یکی از راه های دیدن هزینه هایی که با آزادی های ما برای انتخاب به وجود می آید این است که ببینیم نوجوانی در جایی است که افراد انتخاب کمتری دارند. تحقیقات نشان می دهد که بزرگسالی در همه جوامع همان مشکل را ایجاد نمی کند. یک تجزیه و تحلیل بیش از 100 جامعه سنتی در مقیاس کوچک نشان داد که در بیشتر آنها ، مردم انتظار ندارند که نوجوانان به روش های ضد اجتماعی تر عمل کنند یا با تهاجمی تر عمل کنند (1). طوفان و استرس موجود در غرب تا حد زیادی در آن فرهنگ ها وجود ندارد. اگر در جامعه ای زندگی می کنید که همه در آن مزرعه هستند ، پس نیازی به مغز خود ندارید تا بفهمید که با زندگی خود چه می کنید: شما کشاورز خواهید بود.
این جایی است که بزرگسالان جوان با تعداد زیادی از نقش های بالقوه برای انتخاب در آن دوران نوجوانی روبرو هستند. و این دوره از آزمایش با نقش های احتمالی طولانی تر در ایالات متحده است ، جایی که مرحله زندگی “بزرگسالی در حال ظهور” تا حدود 30 سالگی ادامه دارد (2). این یک زمان خاص مضطرب است و تعداد بیشتری از افراد با اختلالات اضطرابی نسبت به سایر مراحل زندگی دست و پنجه نرم می کنند (3). داشتن نقش های زیادی برای انتخاب اغلب با برخی از اضطراب های فلج کننده جفت می شود ..
وقتی همه چیز یک انتخاب است
مقایسه ایالات متحده قرن بیست و یکم با اروپای قرون وسطایی برخی از تغییرات فرهنگی لرزه ای را در چشم انداز مورد نظر برجسته می کند. در بیشتر اروپای قرون وسطایی ، این افراد معمول بود که مشاغل والدین خود را به ارث ببرد ، و برای مردم نسبتاً نادر بود که سعی کنند به یک خط جدید کار بپردازند. مردم نیز در مورد ازدواج با چه کسانی گفته اند ، زیرا ازدواج های مرتب شده رایج تر بودند. مردم معمولاً ادیان را که هم انجام می دادند انتخاب نکردند: معمولاً مردم در یک دین متولد می شدند و هرگز گزینه های دیگری را به طور جدی در نظر نمی گرفتند. و مردم به طور معمول در همان جامعه ای که در آن به دنیا آمده اند باقی می مانند ، بنابراین آنها در جایی که زندگی می کردند حرفی برای گفتن نداشتند. مسیرهای زندگی که مردم از آن پیروی می کردند ، عمدتاً در مقابل آنها قرار گرفتند ، و در این راه چند نکته در طول راه می توانند یک مسیر جایگزین را در نظر بگیرند.
اما امروز ، به ویژه در ایالات متحده ، یافتن جنبه های اصلی زندگی مردم که مشمول انتخاب خودشان نیستند ، دشوار است. صفاتی که قبلاً توسط جوامع خود به مردم اختصاص داده می شد باید توسط خود افراد انتخاب شود. امروز مردم باید بفهمند که چگونه می خواهند خودشان را مجسمه کنند ، که بسیار پیچیده تر شده است. به عنوان مثال ، پیگیری حرفه ای به دلیل میزان فرصت های شغلی در جریان بسیار چالش برانگیز تر شده است. قرن بیست و یکم به عنوان داشتن اقتصاد حیرت انگیز مشخص شده است ، و بسیاری از افراد برای کسب درآمد ، چندین خط موقت اشتغال را با هم جمع می کنند. پیدا کردن یک شریک عاشقانه اکنون به طور معمول از طریق برنامه های دوست یابی انجام می شود ، و این روند بر خلاف عبور از طریق کاتالوگ با هزاران گزینه نیست ، اما با این وجود از مردم انتظار می رود که مواردی را پیدا کنند که برای آنها بهترین باشد.
داشتن آزادی انتخاب نیز به توصیف تجربیات معنوی بسیاری از افراد رسیده است. تقریباً 42 ٪ از بزرگسالان آمریکایی نسبت به کودکی وابستگی مذهبی متفاوتی دارند (4) ، و یکی از سریعترین مقولات مذهبی در حال رشد “معنوی اما مذهبی نیست”. این معمولاً شامل نمونه گیری از تعدادی از ایمان های مختلف یا سنت های عرفانی است ، شاید ترکیب برخی از آیین های بت پرستی ، تکنیک های مراقبه ذن ، تمرینات یوگی و جداول اخترشناسی. مردم به طور فزاینده ای برای خودشان انتخاب می کنند که چگونه می توانند مسیر درستی را برای آخرت نیز بفهمند ، که ابعاد کیهانی را به مسئولیت شخصی آنها می افزاید.
در مقابل با گذشته ، جنبه های کمی از زندگی وجود دارد که افراد می توانند بر روی آن ثابت و از پیش تعیین شده حساب کنند – از جمله جنسیت. آزادی های زیادی که امروزه آمریکایی ها از آن لذت می برند ، در زمینه تاریخ بشر غیرمعمول است. آمریکا فردگرایانه ترین کشور جهان امروز است و به تدریج بیشتر شده است ، زیرا آزادی های شخصی را تا حدی که به سختی در هر جای دیگر مطابقت دارد ، جشن می گیرد. احتمالاً هرگز فرهنگ قبلی وجود نداشته است که به اندازه آمریکایی های قرن بیست و یکم آزادی های زیادی داشته است. بنابراین آمریکایی ها به عنوان خوکچه هندی خدمت می کنند که چگونه انسانها می توانند زندگی خود را با آزادی های زیادی زندگی کنند. ما باید در نظر بگیریم که چگونه مردم می توانند بدون تسلیم اضطراب هایی که با آنها روبرو می شوند ، همه آزادی های خود را در آغوش بگیرند.
برای بحث بیشتر در مورد چالش هایی که با آزادی های ما جفت می شود ، کتاب جدید من را ببینید: شروع به ایجاد حس کنید: چگونه روانشناسی وجودی می تواند به ما در ایجاد زندگی معنادار در زمان های پوچ کمک کند.
[ad_2]