02:50 - 2025/02/02

داوس و آینده کار

[ad_1] بازگرداندن محل کار همه چیز از معاملات سهام تا خدمات مشتری به الگوریتم ها تحویل می شود ، اما همه اتوماسیون به روشی که انتظار داریم به نظر نمی رسد. برخی از جاه طلبانه ترین آزمایشات در سازمان های ماشین اداره ، سازمان های خودمختار غیر ...

داوس و آینده کار

[ad_1]

بازگرداندن محل کار

همه چیز از معاملات سهام تا خدمات مشتری به الگوریتم ها تحویل می شود ، اما همه اتوماسیون به روشی که انتظار داریم به نظر نمی رسد. برخی از جاه طلبانه ترین آزمایشات در سازمان های ماشین اداره ، سازمان های خودمختار غیر متمرکز (DAOS) هستند. بزرگترین DAO ها نزدیک به یک دهه است که به ارزش میلیاردها دلار بودجه مدیریت می کنند و اکنون در برخی از حوزه های قضایی به عنوان شرکت ها شناخته می شوند.

در قلب این سیستم وجود دارد قراردادهای هوشمند که فقط برنامه های خودکار هستند که در صورت برآورده شدن شرایط خاص اجرا می شوند. آنها کمی شبیه ماشین آلات فروش دیجیتال خودکار هستند: اگر ورودی مناسب (پول ، تأیید ، داده) را قرار دهید ، آنها فوراً بدون نیاز به مدیر یا واسطه ، اقدامات توافق شده را انجام می دهند. در حالت ایده آل ، این یک سیستم استاندارد و شفاف ایجاد می کند. کل عملکردهای تجاری می توانند خودکار باشند. اما وقتی می بینیم که چگونه این سیستم ها کار می کنند ، جالب ترین بخش انسانهایی است که در این سازمان های جزئی خودکار کار می کنند. بخش جذاب همان کاری است که رایانه ها نمی توانند انجام دهند.

محدودیت های DAO ها چیزی اساسی در مورد هوش انسان ، اعتماد و ماهیت کثیف و غیرقابل پیش بینی همکاری را نشان می دهد.

مدیریت خودکار

DAOS قوانین و فرآیندهای شرکت را به صورت کد ، خودکار کردن وظایف اداری مانند پرداخت ، ثبت سوابق و اجرای قرارداد رمزگذاری می کند. اما در حالی که آنها مستندات را اداره می کنند ، همه تصمیم گیری ها هنوز هم به انسانهایی بستگی دارد که به تغییرات و حاکمیت رأی می دهند.

DAOS با اتوماسیون “لوله کشی” مدیریت ، ایجاد یک سیستم استاندارد و شفاف است که مردم را آزاد می کند تا روی همکاری و حل مسئله تمرکز کنند. سابقه آهنگ آنها مختلط است ، که دلیل دیگری است که آنها بسیار جالب هستند: ما می توانیم از موفقیت ها و شکست ها و تلاش های جدید برای ساختار کار به روش های جدید بیاموزیم.

کدگذاری سخت قوانین

DAO ها بر روی فناوری blockchain اجرا می شوند ، به این معنی که قوانین آنها مستقیماً در سیستم کدگذاری می شود و به راحتی قابل تغییر یا دور زدن نیست. DAOS به جای تکیه بر سیاستهای شرکتها یا نظارت انسانی ، قوانین را به طور خودکار از طریق پروتکل های دیجیتال اجرا می کند. این شفافیت برای به حداقل رساندن بوروکراسی و ایجاد یک سیستم “بی اعتماد” در نظر گرفته شده است – جایی که افراد می توانند بدون نیاز به شناخت یا اعتماد به نفس شخصاً همکاری کنند. به عبارت دیگر ، برنامه های رایانه ای فرایندهایی را که افراد معمولاً سعی در تقلب یا شکستن قوانین دارند ، خودکار می کنند.

اما Daos جایگزین مردم نمی شود. آنها سازه هایی را که مردم در آن کار می کنند خودکار می کنند. در حالی که آنها سربار اداری را کاهش می دهند ، موفقیت هنوز به ارتباطات انسانی ، خلاقیت و هدف مشترک بستگی دارد – به ویژه در تیم های توزیع شده در سطح جهانی که در مناطق و وظایف زمانی مختلف فعالیت می کنند.

هرچه سیستم خودکار تر باشد ، اتصال انسانی حیاتی تر می شود. DAOS دارای تدارکات است ، اما همکاری واقعی در مناطق زمانی ، فرهنگ ها و وظایف هنوز به اعتماد ، ارتباطات و حل مسئله متکی است که اساساً قابلیت های انسانی هستند.

روانشناسی عدم تمرکز

ویژگی تعیین کننده Daos – “D” در نام – عدم تمرکز است. تصمیمات به صورت جمعی ، غالباً از طریق سیستم های رای گیری که جایگزین سلسله مراتب سنتی می شوند ، گرفته می شوند.

هنگامی که ساختار یافته و به خوبی مدیریت می شود (و آنها همیشه نیستند) ، این مدل با آن مطابقت دارد نظریه خودمختاری (SDT)، که استقلال ، صلاحیت و ارتباط را به عنوان کلید انگیزه و بهزیستی مشخص می کند.

  • خودمختاری: DAOS به شرکت کنندگان کنترل مستقیم بر تصمیماتی که کار خود را شکل می دهد ، به آنها امکان می دهد تا سهم خود را با ارزش ها و نقاط قوت شخصی تراز کنند.
  • صلاحیت: برای مؤثر بودن ، اعضا نیاز به درک روشنی از نقش ها و اهداف خود دارند. بدون این ، استقلال می تواند منجر به سردرگمی یا فلج تصمیم گیری شود.
  • ارتباط: یک حس مشترک از هدف و ارتباط با گروه باعث ایجاد اعتماد ، هماهنگی و همکاری می شود و اطمینان حاصل می کند که عدم تمرکز منجر به انزوا نمی شود.

کار کردن این سه عامل در هر سازمان یک کار اساسی انسانی است. ساختارها از تعامل پشتیبانی می کنند ، اما عدم تمرکز فقط زمانی کار می کند که افراد اعتماد ، مهارت و ارتباطات را برای حفظ آن ایجاد کنند.

همکاری و هماهنگی در مرزها

سازمان های جهانی که مردم را از راه دور جمع می کنند ، استعدادهای استعدادی را گسترش می دهند اما نیاز به ارتباط و هماهنگی استثنایی دارند. بدون داشتن دفاتر مشترک یا برنامه های زمان واقعی ، تیم ها به سیستم عامل های مبتنی بر متن مانند برنامه های Slack ، Discord و Messenger متکی هستند و باعث می شوند هوش هیجانی و سازگاری ضروری باشند.

مهارت های نرم مانند گوش دادن فعال ، حل و فصل تعارض ، پاسخگویی و تعیین هدف روشن حتی مهم تر می شوند زیرا ماشین ها نمی توانند این کارها را انجام دهند. اتوماسیون می تواند معیارهای عملکرد را ردیابی کند ، مهلت اجرای یا توزیع جوایز را اجرا کند ، اما قضاوت انسانی را تعریف می کند تا چه چیزی را تعریف کند خوب عملکرد در واقع به نظر می رسد. یک قرارداد هوشمند یا برنامه رایانه ای می تواند آرا را ثبت کند ، اما نمی تواند اختلاف نظر را حل کند. این می تواند قوانینی را تعیین کند ، اما نمی تواند مردم را ترغیب کند تا در جهت اهداف مشترک تلاش کنند.

در اصل ، همکاری مؤثر در بین مردم و تیم ها فقط مربوط به ساختار نیست بلکه مربوط به توانایی انسان در تفسیر ، سازگاری و واکنش به محیط اجتماعی و جسمی ما است.

آینده کار انسان

از آنجا که تغییر شکل اتوماسیون کار می کند ، موفقیت آن نه تنها به کارآیی بلکه به طراحی سیستم هایی که به افراد خدمت می کنند بستگی دارد ، نه در حاشیه. بهره وری به تنهایی یک سازمان را حفظ نمی کند – کار باید از نیازهای روانشناختی مانند استقلال ، صلاحیت و ارتباط پشتیبانی کند. بدون این ، حتی پیشرفته ترین سیستم ها قادر به درگیر کردن کارگران یا ایجاد ارزش ماندگار نیستند.

اگر افراد بیش از حد از معادله طراحی شده باشند ، شرکت ها خطر تبدیل شدن به شبیه سازی های توخالی را دارند – از نظر فنی کاربردی اما عملاً غیر قابل استفاده. این در حال حاضر در بخش blockchain رایج است ، جایی که پروژه های پیچیده و خودکار بدون هدف یا ارتباط با زندگی ، علاقه یا جاه طلبی های مردم راه اندازی می شوند.

انسان در مقایسه با ماشین ها محدودیت های قابل توجهی دارد و این محدودیت ها در سازگاری با دنیای اطراف ما نقاط قوت زیادی ایجاد می کنند. این محدودیت ها در میلیون ها سال زنده ماندن در محیط های پیچیده و در حال تغییر است.

محدودیت های ادراکی و شناختی ما تمرکز ، قاطعیت و سازگاری را تحت فشار قرار می دهد. ما بر اساس نیازهای اجتماعی ، عاطفی و جسمی در اولویت قرار می دهیم و امکان همکاری و ارتباط را در راه هایی که دستگاه ها نمی توانند تکرار کنند ، امکان پذیر است. اتوماسیون باید این توانایی ها را تقویت کند ، نه آنها را نادیده بگیرید.

موفق ترین سازمان ها جایگزین انسانها نمی شوند – آنها سیستم های طراحی می کنند که کار می کنند با آنها ، افزایش تمرکز ، سازگاری و همکاری به جای نادیده گرفتن نقاط قوت تعبیه شده در محدودیت های ما.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان