22:19 - 2024/08/29

دام های کمال گرایی | روانشناسی امروز

[ad_1] همانطور که احتمالاً شنیده اید کامل بودن یک آرزوی غیرممکن برای هر انسان است. در نتیجه تلاش برای کامل بودن امری ناامیدکننده و محکوم به فناست. اما این دانش رایج، بلای سلامت روان کمال گرایی را که بسیاری از پزشکان آن هنوز هم ممکن است به...

دام های کمال گرایی | روانشناسی امروز

[ad_1]

همانطور که احتمالاً شنیده اید کامل بودن یک آرزوی غیرممکن برای هر انسان است. در نتیجه تلاش برای کامل بودن امری ناامیدکننده و محکوم به فناست. اما این دانش رایج، بلای سلامت روان کمال گرایی را که بسیاری از پزشکان آن هنوز هم ممکن است به عنوان تلاشی سالم برای زندگی بهینه بدانند، از بین نخواهد برد. البته بیایید منصف باشیم: تلاش برای کامل بودن می‌تواند به ما انگیزه دهد تا برای اهدافمان سخت کار کنیم و ما را تشویق می‌کند تا بهترین تلاش خود را انجام دهیم (تامسون، 2019) – هیچ‌کدام چیز بدی نیست. هر کسی که بازی های المپیک پاریس را تماشا کرده است، نتایج درخشان تلاش یک ورزشکار معاصر برای کمال را دیده است. نمایش هایی مانند برندگان مدال طلای ما آنقدر بی عیب و نقص به نظر می رسد که سزاوار احترام و احترام کامل ما هستند. در زمینه هایی مانند ورزش یا رقص، کمال یک هدف ارزشمند به نظر می رسد، زیرا تلاش های واقعاً به یاد ماندنی را به همراه دارد (Stoeber, 2018). اما با این وجود، نتایج منفی کلی تلاش‌های کمال‌گرایانه عموماً بر موارد مثبت غلبه می‌کند.

منبع: Nicola Barts/Pexels

منبع: Nicola Barts/Pexels

به گفته مارتین ام. آنتونی و ریچارد پی. سوینسون، که به معنای واقعی کلمه کتاب کمال گرایی را نوشتند (یعنی وقتی ایده آل به اندازه کافی خوب نیست: استراتژی هایی برای مقابله با کمال گراییاکثر افراد کمال گرا سه ویژگی اصلی را از خود نشان می دهند: پذیرش استانداردهای شخصی بیش از حد بالا که نمی توان آنها را برآورده کرد. تنظیم انتظارات عملکرد آنقدر بالا که نتایج بهبود نیافته بلکه مهار شوند. و تجربه افسردگی یا اضطراب در نتیجه نیاز ناامید آنها به کامل بودن. فشارهایی که آن‌ها احساس می‌کنند، همانطور که آنتونی و سوینسون توصیف می‌کنند، از درون می‌آیند و معمولاً به همان اندازه که برای افراد زندگی‌شان اعمال می‌شود، به خودشان هم اعمال می‌شود.

در ابتدا، داشتن استانداردهای بالا ممکن است کیفیت خوبی به نظر برسد. اما در نظر بگیرید که داشتن استانداردهایی که نه شما و نه هیچ کس دیگری در زندگی‌تان نمی‌توانند آن‌ها را رعایت کنند، چگونه می‌تواند باشد. از نظر عملی، استانداردهای غیر واقعی منجر به اتلاف زمان زیادی می شود، زیرا یک کمال گرا به جای تلاش برای تکمیل یک پروژه، بی وقفه اندازه گیری، کالیبره یا تجزیه و تحلیل می کند. یواخیم استوبر، در روانشناسی کمال گرایی: نظریه، تحقیق، کاربردها، اشاره می کند که کمال گراها معمولاً به تعویق انداختن کارها بدنام هستند. کارهای جزئی مانند تکمیل فرم‌ها یا ارسال ایمیل‌ها زمانی که ترس از اشتباه باعث کاهش پیشرفت عادی می‌شود، می‌تواند به طور غیرعادی طولانی شود (Antony & Swinson, 2009). کمال گراها به ندرت احساس راحتی می کنند که کاری را انجام دهند – چه معمولی و چه دشوار – مگر اینکه کاملاً از موفقیت مطمئن باشند. و آنها به ویژه در واگذاری وظایف غیر ضروری به دیگران خوب نیستند، زیرا ممکن است در تشخیص اهداف با اولویت بالا و کم اولویت مشکل داشته باشند – همانطور که آلیس بویز در مقاله ای در سال 2020 اشاره کرد. بررسی کسب و کار هاروارد. آنها می خواهند کنترل کامل را در دست داشته باشند، حتی زمانی که به این معنی است که خودشان مانعی برای موفقیت می شوند.

از نظر درونی، این تلاش‌های کمال‌گرا ممکن است اثرات جدی‌تر و مخرب‌تری داشته باشد. اگر مایل به انجام یک تکلیف جدید نیستید زیرا مطمئن نیستید که بتوانید آن را با کمال مطلق انجام دهید، ممکن است انگیزه شما آسیب ببیند که به نوبه خود می تواند منجر به شکست کار شود (Store, 2018) . ترس از شکست در کمال گرایان رایج است (که اغلب در ورزشکاران دیده می شود، همانطور که در Correia، 2018 ذکر شد). این منطقی است اگر لحظه ای فکر کنید که یک کار چقدر دشوار به نظر می رسد اگر یک نتیجه بی عیب و نقص تنها کاری باشد که می توانید بپذیرید. به گفته تامسون، افرادی که با این نوع بار زندگی می کنند دانشمند جدید، شاید هرگز جرات تلاش کردن را نداشته باشد.

در کتاب 2018 خود، روانشناسی کمال گرایی، یواخیم استوبر منشأ کمال گرایی را به عنوان پیوندی از دو غریزه اغراق آمیز توصیف کرد: تلاش های کمال گرا و دغدغه های کمال گرا. ما استانداردهای فردی شدید و غیرضروری بالا را که شامل تلاش‌های کمال‌گرایانه است، مرور کرده‌ایم، که خود می‌توانند در سه جهت مختلف هدایت شوند: به سمت خود، نسبت به دیگران، و به سمت فرضیات اجتماعی. کسی با کمال گرایی خود محور تحت انتظارات شخصی خود کار خواهند کرد و ممکن است هرگز نتوانند به این استانداردهای استراتوسفر عمل کنند. دانش آموزی که از این طریق به سمت کمال گرایی تلاش می کند، اگر به هر سوال امتحانی به درستی پاسخ ندهد، یا اگر نمراتش بالاترین در کلاس نباشد، ممکن است افسرده شود. کسی که کمال گرایی است دیگر گرادر مقابل، انتظارات بالایی از رفتار یا مسئولیت های دیگران دارد. فردی مانند این یک رئیس بسیار سخت و سخت خواهد بود – همانطور که آنتونی و سوینسون اشاره کردند – و احتمالاً هیچ انحرافی از تعهد کامل کارمندان خود را تحمل نخواهد کرد. در نهایت، کمال گرایی اجتماعی تجویز شده شامل داشتن مفروضات نادرست در مورد انتظارات غیرواقعی بالای دیگران و سپس احساس فشار برای مطابقت با این استانداردها است. جدا از این سه سبک از تلاش های کمال گرا، نگرانی های کمال گرا به جای بیرون، توجه را به درون خود متمرکز کنید، اضطراب در مورد فعالیت های معمولی را تحریک می کند، شک و تردیدهای جدی به خود ایجاد می کند و زندگی روزمره بدون اشتباه را غیرممکن به نظر می رساند.

به این ترتیب، تلاش بیش از حد برای کامل بودن – به ویژه در مواقع استرس – با نگرانی‌های مختلف سلامت روان مرتبط است. کمال گرایی می تواند احساسات منفی قدرتمندی ایجاد کند و حتی در مواقع استرس شدید منجر به یک دوره افسردگی اساسی شود (آنتونی و سوینسون، 2009). به گفته آلیس بویز، تعهد عمیقاً احساس شده برای ایجاد مداوم نتایج استثنایی، با “احساس اضطراب، کمبود اعتماد به نفس، و شک آزاردهنده سندرم خیانتکار” مرتبط است (بویز، 2020). و در یک مطالعه در سال 2015 منتشر شده در بررسی شخصیت و روانشناسی اجتماعیکمال گرایی با فرسودگی شغلی به معنای فرسودگی عاطفی و ناتوانی در کنار آمدن با خواسته های حرفه ای مداوم کار مرتبط بود.

تشخیص اینکه چقدر نسبت به خود سخت می‌گیریم – حتی زمانی که فقط بهترین تلاش خود را می‌خواهیم – می‌تواند به رهایی از فشار کمال‌گرایی کمک کند. Antony & Swinson (2009) پیشنهاد می کنند که برخی از ما (مانند کسانی که کمال گرایی خود محور است) ممکن است نیاز داشته باشیم که انتظارات خود را کاهش دهیم و تشخیص دهیم که پایین آوردن استانداردهایمان ممکن است ایده وحشتناکی نباشد. به هر حال، بین هدف عالی و امتناع از پذیرش چیزی غیر از کمال تفاوت معناداری وجود دارد و این تفاوت در درجه است. تلاش برای موفقیت و خودسازی چیز خوبی است، تا زمانی که اینطور نباشد. انضباط شخصی و عزم راسخ ما را به سمت نتایج مثبت سوق می دهد تا زمانی که این کار را نکنند. با در نظر گرفتن این دیالکتیک ها، و با کمک کسی که بتواند آشکارا درباره این مسائل با او بحث کند، کسانی که از خواسته های خودخواسته کمال گرایی رنج می برند، ممکن است بتوانند آرامش پیدا کنند و برای تغییر تلاش کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان