[ad_1]
سگ من، ماتیس، یک سگ درمانی است – از نظر خلق و خو و آموزش. ما به بیمارستانها، مکانهای آسایشگاه میرویم و اخیراً از آتشنشانان در آیداهو بازدید کردیم، جایی که گروهها برای دو هفته کار شدید میآیند و سپس استراحت میکنند. یک روز صبح، احتمالاً با 50 نفر از اعضای گروه ملاقات کرد. در ماشین سواری ما به خانه، او از خستگی به زمین افتاد. تمرکز روی دیگران کار سختی است.
او برای تفریح از یک پارک بازدید می کند و 10 یا 15 دقیقه بدون بند می دود. در طول این مدت، او در مقابل برخی از افراد که لبخند می زنند و به او نزدیک می شوند، کنار می آید. تصور می کنم او فکر می کند: «سلام. من سگ درمانی هستم آیا برای چند دقیقه به عشق سگ نیاز داری؟» او به آنها اجازه می دهد کمی او را نوازش کنند و سپس ادامه می دهد.
“سلام. من یک سگ درمانی هستم.”
منبع: NK Napier
اما گاهی اوقات، او به یک فرد یا گروه نزدیک می شود، می ایستد و وارد نمی شود. به نوعی، او می داند: این شخص برای ملاقات نیست.
با تماشای او در طول زمان، درسی یاد گرفتم: باید خود را با هر کسی که با او در ارتباط هستیم وفق دهیم. ماتیس این کار را به طور طبیعی انجام می دهد. انسان ها گاهی نیاز دارند به آن فکر کنند.
وقتی دو قسمت از زندگی من به هم می پیوندند، سعی می کنم متوجه شوم. در حال حاضر، کار من به عنوان یک مربی اجرایی و درس هایی از ماتیس است.
من مربی برنامه MBA اجرایی دانشگاه ایالتی Boise هستم و با چندین شرکت کننده در برنامه دو ساله آنها کار می کنم تا به آنها کمک کنم تا زمینه های رهبری را که می خواهند بهبود بخشند شناسایی و توسعه دهند. اغلب، این رفتارهایی مانند تبدیل شدن به یک شنونده بهتر، یافتن راههایی برای «رهبری از کنار» یا حتی نحوه رهبری جلسات (و عدم صحبت کردن همیشه) است.
بسیاری از این مهارتها به تطبیقپذیری نیاز دارند: توانایی خواندن و تطبیق با… فرد دیگر، یک تیم، یک گروه، یک مخاطب. چیزی که با یک فرد کار می کند ممکن است با فرد دیگر مناسب نباشد، بنابراین رهبران باید راه هایی برای انطباق و شکل دادن به رفتارها یا راه های ارتباطی خود را متناسب با موقعیت بیابند. این توانایی برای خواندن دیگری، فهمیدن از نشانه های کوچک – گفتاری و غیرمستقیم – نحوه تعامل اغلب برای ماتیس بدون دردسر به نظر می رسد، اما می تواند برای بسیاری از مردم چالش برانگیز باشد. من نمی دانم که آیا منیت ما گاهی اوقات مانع می شود یا نه، و اینجاست که به ماتیس نگاه می کنم. از آنچه من می توانم بگویم او بدون نفس است. او خودش و وقتش را به افرادی میدهد که میخواهند با او تعامل داشته باشند، که میتواند بگوید ممکن است برای چند دقیقه به حضوری آرام و ملایم نیاز داشته باشند.
هیچ چیز عمیقی نیست، اما یک بار دیگر، سگ ها می توانند به ما بیاموزند که چگونه زندگی را کمی بهتر کنیم.
[ad_2]