Docial Despusion یا Dispusion همانطور که برای کوتاه مدت خواسته می شود ، یک فرایند ذهن آگاهی از پذیرش و تعهد درمانی (ACT) است که در آن شما افکار خود را از فاصله دور مشاهده می کنید.
یکی از دلایلی که مردم با افکار خود بسیار مبارزه می کنند این است که آنها با آنها ذوب شده یا بیش از حد شناسایی می شوند.
در این حالت ، آنها ممکن است احساس افکار خود را به عنوان “وقایع ذهنی” نداشته باشند ، اما افکار آنها را به عنوان واقعیت می دانند. با این حال ، افکار ما واقعیت نیست. در واقع ، آنها می توانند بسیار تحریف شوند.
بر خلاف درمان سنتی رفتاری شناختی (CBT) ، ACT بر کمک به افراد کمک می کند تا به جای تلاش برای تغییر افکار خود ، نحوه ارتباط با افکار خود را تغییر دهند. چرا؟ از آنجا که اغلب امکان تغییر تفکر خود وجود ندارد ، حتی اگر می دانید غیر منطقی است.
اما برای کاهش پریشانی آنها یا تأثیر آنها بر عملکرد ما نیازی به تغییر افکار خود نداریم. ما همچنین می توانیم از آنها خنثی کنیم و با آگاهی آگاهانه با آنها ارتباط برقرار کنیم ، برخلاف اینکه بیش از حد شناسایی شده یا به آنها پیوستیم.
واقعیت افکار ذوب شده
متأسفانه ، اگر مردم با افکار ذوب شوند ، می توانند بسیار واقعی باشند. حتی از این بدتر ، اگر مردم در حال انجام درگیر کردن افکار غیرقانونی باشند ، می توانند در آنها درهم تنیده شوند. به فکر کردن در Quicksand فکر کنید ، که همانطور که احتمالاً می دانید ، فقط اوضاع را بدتر می کند.
در عوض ، ما می خواهیم در سطح استراحت کنیم و اجازه دهیم که افکار ما بدون مبارزه وجود داشته باشد. قادر به حضور و مشارکت در زندگی ما به روشی معنی دار و در عین حال آگاهی از ذهن آگاهانه ، اما بیش از حد با افکار دشوار نیست.
لازم نیست با ذهن خود بحث کنید. شما ممکن است آن را با یک بحث و گفتگو با یک عضو دشوار خانواده مقایسه کنید (احتمالاً حداقل یک مورد دارید). گاهی اوقات ، گفتن چیزی فقط ارزش آن را ندارد. بعضی اوقات ، بهتر است فقط سکوت بنشینید و به آنها اجازه دهید در حالی که تمرکز خود را به جای دیگری تبدیل می کنید ، صحبت کنند.
به طور کلی ، هنگامی که مردم با افکار خود ذوب می شوند ، می خواهند متوقف شوند ، تغییر کنند یا آنها را کنترل کنند و به ناچار شکست می خورند. این می تواند منجر به ناامیدی حتی بیشتر شود.
تلاش برای متوقف کردن افکار دشوار می تواند از توانایی ما برای حضور در لحظه دور شود. نه تنها این ، بلکه تلاش برای متوقف کردن ، تغییر یا کنترل افکار ، اغلب آنها را پایدارتر می کند ، دقیقاً مانند استعاره و یا استعاره عضو دشوار خانواده.
استراتژی های تخفیف مؤثر
استراتژی های Defusion شامل توجه به فکر است. به عنوان مثال ، من این فکر را می کنم که من شکست خورده ام (با اشاره به داشتن یک بخش C بر خلاف تولد واژن) یا ذهنم به من می گوید من می خواهم بمیرم (با اشاره به افکار خودکشی). اکنون ، این آخرین مورد ممکن است یک فکر “پرچم قرمز” و نشانه مهمی برای عمل باشد ، از جمله استفاده از بحران و/یا خدمات اضطراری مانند 988 ، 911 یا رفتن به نزدیکترین ER.
اما به یاد داشته باشید: یک فکر یک واقعیت نیست. داشتن یک فکر درست نمی کند. این لزوماً چیزی نیست که ما باید روی آن عمل کنیم یا در مورد آن کاری انجام دهیم. به عنوان مثال ، در صورت OCD پس از زایمان ، ما نمی خواهیم با درگیر شدن به نوعی رفتار اجباری ، یک فکر پریشانی راجع به آسیب به کودک بیاییم (و نیازی نیست که خودمان را نیز قضاوت کنیم). ما می توانیم از استراتژی های Defusion مانند برچسب زدن به فکر “تصویر” یا “فکر مزاحم” استفاده کنیم و به آنچه اهمیت دارد توجه کنیم. استراتژی تخفیف مورد علاقه شخصی من از ذهن تشکر می کند. با این کار ، منظورم این است که از ذهنم تشکر می کنم که به من هشدار دادند که به چیزی که به آن اهمیت می دهم ، می خواهم یا نیاز دارم. به عنوان مثال ، در صورت افکار مزاحم آسیب به کودک من ، از ذهنم تشکر می کنم که سعی کردم کودکم را ایمن نگه دارم. حتی در صورت افکار خودکشی ، از ذهنم تشکر می کنم که سعی کردم به من کمک کنم تا از رنج کمک کنم ، در حالی که می دانم این افکار لزوماً به معنای این نیست که من واقعاً می خواهم بمیرم و نشانه ای از این است که باید برای محافظت از خودم “اقدام” انجام دهم.
ذهن شما دشمن شماست. حتی اگر ممکن است گاهی اوقات احساس کند ، قول می دهم که سعی می کند به شما کمک کند. من دوست دارم مانند یک ابزار به ذهن فکر کنم ، نوعی مانند هوش مصنوعی. این شامل اطلاعات زیادی است و می تواند اطلاعات زیادی را پردازش کند. این می تواند به ما کمک کند تا مشکلات را حل کنیم ، اما قابل قبول است. بنابراین ، همیشه به آن اعتماد نکنید. از آن مانند یک ابزار استفاده کنید. آنچه را که مفید است ، بقیه را دور بیندازید یا تخفیف دهید. می توانید بگویید ، از ذهن شما متشکرم ، اما نه متشکرم.
افکار ما نیز اغلب با شرایط لحظه ای رنگ می شوند. این بدان معنا نیست که تجربه ما واقعی نیست. البته این است. اما ، دقیقاً مانند آب و هوا ، تغییر خواهد کرد. ابرها بخشی خواهند شد و خورشید دوباره بیرون می آید. به عنوان مثال ، پس از زایمان یک فصل است. برای همیشه نیست. این بدان معنا نیست که اگر رنج می برید باید فقط “صبر کنید”. شما کاملاً باید مانند شرکت در یک گروه پشتیبانی ، به دنبال درمان فردی و/یا مراجعه به دارو اقداماتی انجام دهید. در حقیقت ، اغلب اوقات ، این باعث تغییر هوا می شود. فقط بدانید که دوره پس از زایمان بقیه عمر شما نیست. فکر می کنم این هم یک چیز فوق العاده و هم یک چیز غم انگیز است. فوق العاده است زیرا هرچه کودک شما بزرگ می شود ، آنها می خوابند (و شما نیز چنین می کنید). غمگین است زیرا کودک شما هرگز این کار کوچک نخواهد بود ، این دوباره به شما بستگی دارد. به نوعی ، به همین دلیل فوق العاده و غم انگیز است. این وابستگی نوزاد به شما است که می تواند پس از زایمان را بسیار خواستار کند. این وابستگی و نزدیکی آنها به شما است که آن را بسیار ارزشمند می کند.
برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر