20:39 - 2025/04/28

خطرات و لذت های پزشکی از راه دور

[ad_1] هنگامی که بیماری همه گیر Covid-19 در سال 2020 به پایان رسید ، دولت فدرال استفاده از سیستم عامل های مختلف را برای تمرین از راه دور بسیار ساده تر کرد. همانطور که از آن امیدوار بود ، از راه دور ثابت شده است که یک مکمل عالی و تسکین دهن...

خطرات و لذت های پزشکی از راه دور

[ad_1]

هنگامی که بیماری همه گیر Covid-19 در سال 2020 به پایان رسید ، دولت فدرال استفاده از سیستم عامل های مختلف را برای تمرین از راه دور بسیار ساده تر کرد. همانطور که از آن امیدوار بود ، از راه دور ثابت شده است که یک مکمل عالی و تسکین دهنده فشار برای امکانات و ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی در کشور است ، اما مانند هر محیط پزشکی خط مقدم ، خطرات و مشکلات خاص خود را دارد.

تجربیات شخصی با پزشکی از راه دور

من در سال 2020 تمرین از راه دور را شروع کردم و طی سالهای بعد ، بیماران را در خانه های آنها ، در دفاتر آنها ، در بیمارستان هایی که در آن کار می کنند ، در خیابان و در اتومبیل های خود “دیده ام” دیده ام (و در یک مناسبت که بیمار روی توالت نشسته بود و دیگری وقتی از دوش خارج می شدند!).

یک بعد از ظهر ، من با یک بیمار در آشپزخانه او که درد گوش راست داشت ، ملاقات کردم. همانطور که به او گفتم ، بدیهی است که نمی توانم به گوش او نگاه کنم. اما صدای او به نظر من خفه شد و من بلافاصله نگران شدم که او بتواند آبسه ای را بر روی لوزه خود داشته باشد. من به او گفتم که او باید به صورت حضوری دیده شود و بعداً در همان روز به او اطلاع داده شد که او یک آبسه بزرگ در لوزه سمت راست خود دارد که بلافاصله باز و تخلیه شد.

در دومین شب کریسمس سال پس از ضربه همه گیر ، Covid-19 ، آنفولانزا و RSV در سیستم پزشکی این کشور ویران شد. من می خواندم که هیچ آموکسی سیلین ، تامیفلو یا موترین در داروخانه ها وجود ندارد. همه به عنوان جهنم مریض بودند ، ER ها پر ازدحام بودند ، مراقبت های فوری سرریز بودند و از راه دور دوباره شیر فرار را فراهم می کرد.

آن شب ، آنچه را که معلوم شد دومین دیدار من با بیمار بود که من برای اولین بار شش روز قبل دیده بودم. اولین بار در اواخر بعد از ظهر در روزی که پدر سالخورده اش ناگهان درگذشت ، در خانه ، در مقابل او اتفاق افتاد. هنگامی که من در روز بازدید شماره 1 به او آنلاین رسیده بودم ، یاد گرفتم ، در بین سرفه هایی که تماشا می کردم و می شنوم ، که او فقط با اصرار همسرش این قرار ملاقات را با من انجام داده است. سرفه او بدتر شده بود و آنها فکر می کردند که استروئیدها کمک می کنند. همانطور که صحبت کردیم ، من در مورد اینکه چگونه او باید احساس کند ، فکر کردم ، با داشتن این سرفه مداوم و بدتر که او سعی در به حداقل رساندن آن داشت ، پدری که او آن روز صبح دیده بود ، و یک مادر و برادر که سعی در آسایش داشت. قلب من به سمت او رفت ، اما من نگران این بودم که چه چیزی می تواند باعث سرفه شود. من او را به مراقبت فوری فرستادم ، و او در نهایت استروئیدهایی را که درخواست می کرد دریافت کرد.

در حالی که ما دوباره برای بازدید از شماره 2 روی صفحه ملاقات کردیم ، او به من گفت که از آنجا که من در ابتدا او را دیده بودم ، سرفه بدتر شده بود. من همچنین فهمیدم که از آخرین باری که او را دیدم ، او پدرش را دفن کرده بود. او سپس به من اطمینان داد كه مادرش ، برادر و او هنوز از مرگ در شوك است ، اما در تلاش بود تا ادامه یابد.

این سناریو همه در برابر پس زمینه ای از پاروکسیسم های مکرر سرفه خود ، که هنوز توسط پردنیزون بی ربط نیست ، به من منتقل شد.

“دکتر ، آیا می توانید چند روز استروئیدهای بیشتری به من بدهید ، لطفا؟”

من به او گفتم ، “بدترین چیز در مورد Telemedicine ، و من این را به عنوان پزشک ER بیش از 30 سال می گویم ، این است که من نمی توانم شما را بررسی کنم ، توضیح خوبی برای علائم مداوم خود ندارم ، و نمی توانم پنومونی یا هر فرآیند جدی دیگری را که می تواند ادامه یابد ، رد کنم.
من همچنین یک بار دیگر نگرانی خود را برای استرس بیش از حد او که می گذرد ابراز کردم. با این نظر ، او شروع به گریه کرد. من با تعجب تماشا کردم ، زیرا او یک کلینکس را به چشمانش برد. من به وضوح چیزی را برانگیخته ام.

“دکتر ، از آنچه می گویید متشکرم. مراقبت شما واقعاً لمس می شود. می دانید که بخشی از یک نژاد در حال مرگ هستید.”

من می دانم که او خیلی بیشتر گفت ، اما احساسات خودم در آن لحظه نیز از بین رفت و من نمی توانم آنچه را که او به من گفت ، بخاطر بسپارم.

من عمیقاً از او تشکر کردم ، مکث کردم ، و بعد گفتم ، “خوب. اما اکنون باید ببینید. چه زود می توانید به مراقبت فوری رسیدید؟ من فوراً با آنها تماس می گیرم و به آنها اطلاع می دهم که می آیید.”

اندکی پس از آن ، بیمار من وارد شد ، مورد بررسی قرار گرفت و اشعه ایکس قفسه سینه را دریافت کرد. امتحان و اشعه ایکس خوشبختانه طبیعی بودند. اکنون ما توجیهی برای گرفتن استروئیدهای بیشتر داشتیم و من از این کار راحت شدم که از او مراقبت شده است ، به موقع برای رفتن به خانه برای شام عید کریسمس تلخ او.

بیماران در انکار نیاز به مراقبت های پزشکی

جدا از این نوع برخورد غیرمعمول عاطفی در دنیای آنلاین ، یک پدیده عجیب و غریب وجود دارد که من برای اولین بار هنگام کار مراقبت های فوری به صورت آنلاین متوجه شدم که آنلاین ادامه دارد.

بیماران یا اعضای خانواده که بسیار بیمار هستند و نیاز به مداخلات فوری چهره به چهره دارند ، روی صفحه نمایش ظاهر می شوند. آنها درد قفسه سینه ، تب بالا دارند یا به تازگی ضعف در بازو یا پا ایجاد کرده اند ، اما با این وجود قرار ملاقات ها را برای دیدن آنها انجام داده اند. آنها می خواهند من به آنها بگویم که هر یک از این علائم به معنای چیزی نیست ، نه حمله قلبی ، جدی. عفونت یا سکته مغزی. آنها در حالت انکار حاد هستند و می خواهند من آن را تأیید کنم. آنها می خواهند من به آنها بگویم اشکالی ندارد ، که آنها نیازی به تماس با آمبولانس ندارند.
من در ابتدا نمی توانستم این موضوع را درک کنم که برای اولین بار با آن به صورت آنلاین روبرو شدم اما به سرعت فهمیدم که این مشابه با آنچه که من به صورت حضوری در مراقبت فوری دیده ام ، مشابه است: بیمارانی که باید بدانند بیمار هستند ، با علائمی که در برخی از آنها احساس می کردند جدی بودند ، اما با وجود این ، آنها در کلینیک ظاهر می شوند.

این یک پدیده غیر معمول نیست. آنها به دنبال پاس بودند. آنها امیدوار بودند ، انکار چنین انگیزه ای قوی ، که من آنها را به آنها می دهم و انکار آنها را تأیید می کنند. این بیماران خیلی بد می خواستند که اعتراف نکنند ، یا پیامدهای جدی علائم خود را تصدیق کنند ، که تصمیم گرفتند یک پزشک را ببینند ، نه در اورژانس که در عمق آن ، آنها می دانستند که متعلق هستند ، بلکه در عوض در شرایطی که حاکی از حدت کمتری از علائم آنها بود. آنها با این عقیده به ما می آمدند که می توانیم ترس آنها را کاهش دهیم ، به آنها بگوییم که این هیچ چیز جدی نیست و آنها فقط می توانند به خانه بروند. جالب توجه بود ، اما در نهایت جای تعجب آور نیست که همین پدیده از طریق پزشکی از راه دور نیز رخ می دهد.

یک پدیده دیگر که مجبور شدم با آن روبرو شوم ، شاید تصویر آینه ای از آنچه من اخیراً توضیح داده ام ، Munchausen از طریق اینترنت است. افراد با مجموعه ای از علائم واقعی ، به دنبال توجه و همدردی به صورت آنلاین ظاهر می شوند. به نظر می رسد تشخیص صحیح و درمان این مشکل از طریق پزشکی از راه دور غیرممکن است ، اما این یک مسئله واقعی و مستند است.1

با وجود همه اینها ، من عاشق کاری هستم که انجام می دهم. من به بیماران بالقوه بیمار کمک کرده ام تا مراقبت های فوری و گاه ظریف را انجام دهند ، مراقبت از آنها را هنگام قرار ملاقات آنلاین متوجه نشده اند. و به طور کلی ، از راه دور یک گیگ دلپذیر است. بسیاری از مشکلات بیمار ساده و به راحتی برطرف شده است. نه بیمار و نه من برای انجام این برخورد به هیچ وجه نیاز نداشتیم. درعوض ، ما تعامل خود را از آرام خانه هایمان (بیشتر اوقات) داریم. برای اینکه بتوانیم در 76 سالگی به یادگیری و کمک کردن و احساس بهتر شدن مردم ، یک امتیاز واقعاً فروتنانه و خوشحال کننده باشد ، و من باید وقتی موانع در راه است ، این را در خاطر داشته باشم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان