00:20 - 2025/01/27

خطرات داشتن یک والدین “کامل”

[ad_1] چه کسی فکر می کرد که داشتن “والدین کامل” یک مسئولیت خواهد بود؟ و اگر شک دارید که چنین چیزی به عنوان یک پدر و مادر کامل وجود دارد ، من تا زمانی که او را ملاقات نکردم ، چنین کردم! در تمرین گروهی که من به عنوان یک روانشناس...

خطرات داشتن یک والدین “کامل”

[ad_1]

چه کسی فکر می کرد که داشتن “والدین کامل” یک مسئولیت خواهد بود؟ و اگر شک دارید که چنین چیزی به عنوان یک پدر و مادر کامل وجود دارد ، من تا زمانی که او را ملاقات نکردم ، چنین کردم! در تمرین گروهی که من به عنوان یک روانشناس کودک حرفه ای کار کردم ، یک جلسه هفتگی تیم داشتیم که در مورد مراجعه های جدید بحث کردیم. من به یک دختر نوجوان اختصاص یافتم که مشکل ارائه دهنده وی این بود که مادرش “خیلی کامل” بود. در این جلسه معمولاً خنده دار وجود داشت که در آن بیماری روانی بزرگ ، افسردگی و تروما کرایه منظم بود. “مشکل واقعی چیست؟” همکارانم پرسیدند. آنها گمان می کردند که با ملاقات با این خانواده ، چیزی واقعاً افتضاح را کشف خواهیم کرد. از این گذشته ، چه کسی به درمان می آید زیرا آنها یک مادر کامل دارند؟

من شما را بدون جزئیات مشخص (مگر اینکه کامل بودن باشد ، به شما معرفی می کند که یک خواننده می داند که آنها چه کسی هستند!) ، از طریق بازگو کردن جلسات درمانی خود ، به این مادر و دختر. کار با این دو روش برای من روش هایی را که کمال والدین می تواند در یک کودک آشکار شود ، برای من روشن کرد و باعث ایجاد مشکلات می شود. وضعیت آنها همچنین من را به یاد هدیه نواقص می اندازد. بسیاری از والدینی که من با آنها کار می کنم می خواهند “کاملاً” والدین را انجام دهند ، و این داستان یادآوری است که مراقب آنچه می خواهیم و تشخیص می دهند که “عالی” ممکن است چیزی نباشد که می خواهیم برای آن تلاش کنیم.

من اولین ملاقات خود را با مادر و دختر با ظن زیادی در مورد “مشکل خیلی عالی” آنها شروع کردم که منجر به نیاز به درمان شد. از آنجا که آنها شروع به صحبت کردند ، من خیلی زود حقیقت دلیل ارجاع را تشخیص دادم. مادر زیبا ، باهوش و مهربان بود. او تقریباً هرگز عصبانی و ناامید نشد. او می تواند به فرزند خود در هر موضوع مدرسه در سطح دبیرستان کمک کند. او هرگز دیر دختر خود را از فعالیت ها انتخاب نکرد و همیشه به موقع برای قرار ملاقات ها بود. او همیشه در صورت لزوم با دخترش صحبت می کرد و هرگز به آن دست و پنجه نرم نمی کرد ، دست و پنجه نرم نمی کرد. حتی اکنون ، تقریباً 30 سال بعد ، من هرگز با شخص دیگری مانند این مادر ملاقات نکرده ام: یک پدر و مادر کامل ، درست است؟

برای کسانی از شما که ممکن است تعجب یا تردید داشته باشید ، نه ، او در زندگی دخترش بیش از حد درگیر نبود. در عوض ، او مرزها را تعیین کرد و دختر خود را تشویق کرد تا به همان اندازه که برای یک نوجوان معقول باشد ، مستقل باشد. اگرچه محرمانه بودن من را از نوشتن هر چیزی که این خانواده را شناسایی کند ، جلوگیری می کند ، اما صادقانه می توانم بگویم هیچ جای تعجب و یا مشکلات پنهانی وجود ندارد که بتوانم کشف کنم. این مادر تقریباً هیچ اشتباهی در والدین ایجاد نکرد و به دخترش بدون قید و شرط ، به ظاهر “هماهنگ” با نسل جوان ، گوش کرد و ارزش آن را شنید. با این حال ، این “کمال” واقعاً باعث ایجاد مشکلاتی برای دختر نوجوانش شد که من زیر سطح آن حفر کردم.

این کمال چه خطرات دخترش را به وجود آورد؟

  • این دختر هرگز با عصبانیت والدین مقابله نکرده بود و به همین دلیل در مقابله با عصبانیت دوستان و همکلاسی ها مشکل داشت.
  • او وحشت داشت که بدون مادرش در کالج موفق نخواهد شد.
  • بزرگترین نگرانی او این بود که از آنجا که او معتقد بود هرگز نمی تواند با نوار بلند تنظیم شده توسط مادرش ، هیچ چیز را در زندگی خودش بهبود بخشد.

من بسیار سپاسگزارم که این مادر و دخترش را خیلی زود در حرفه خود ملاقات کردم. اولین چیزی که من آموختم این بود که دستیابی به کمال واقعی در فرزندپروری تقریباً غیرممکن است. اگرچه این مادر مطمئناً نزدیک شده است ، زیرا این یک پدیده بسیار نادر است که بتواند تمام خواسته های لازم برای انجام والدین را به خوبی دنبال کند ، بسیار کمتر. من معتقدم که با این دوتایی نزدیک به این امکان پذیر بود ، زیرا هر دو آنها به دلیل بیش از منابع کافی از جمله پول ، از جمله پول ، یک خانه فوق العاده در یک جامعه آرام و ایمن ، بالاتر از حد متوسط ​​، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، سلامتی ، نه ، سلامتی ، سلامتی ، نه ، سلامت خوب ، نه تاریخ تروما ، خلق و خوی آرام و زمان ، به عنوان کار مادر والدین فرزندانش بود. بیشتر افراد این وضعیت را در فرزندپروری خود دریافت نمی کنند. به راحتی می توان فهمید که چرا اکثر مردم نمی توانند و نباید انتظار می رود “کامل” باشند.

مزایای نقص

این مورد همچنین برای من تأکید کرد که حداقل تا یک نقطه مزایایی در نواقص وجود دارد. وقتی تقریباً یک ساعت دیر رسیدم تا دخترم را از کلاس رقص انتخاب کنم ، او فهمید که می تواند چنین خطایی زنده بماند. والدین دیگر قدم برداشتند و او را تماشا کردند ، از خوبی ها تشکر کردند ، و ما با هم دوست شدیم و بر اساس نیازها و نواقص مشترک ما ، طرفداری را مبادله کردیم. بچه ها به همان اندازه از اشتباهات ما یاد می گیرند ، به ویژه هنگامی که آنها به رسمیت شناخته می شوند و تلاش می شود تا بهبود یابد. بنابراین با فرزندان یا خودتان به دنبال کمال نباشید. مفیدترین تغییر انسان به روش های ناقص و غیر منتظره ، اصلی ، زیبا و بله اتفاق می افتد.

بنابراین ، با این مادر و دختر در خانواده درمانی خود چه اتفاقی افتاد؟ با تمام منابع و انگیزه خود برای حل مشکلات خود ، دختر و مادر “خطاهای” جزئی والدین (قرار گرفتن در معرض دختر) صحبت کردند ، تمرین کردند و تحمل کردند و این مشکل را در یک درمان کوتاه مدت برطرف کردند و دختر را به یک دختر راه اندازی کردند سال اول سال موفق در کالج. آنها هر دو در اجرای استراتژی های پیشنهادی تقریباً عالی بودند و منجر به نتیجه خوبی شدند. از این گذشته ، دختر ، حتی در تلاش برای مقابله با کمال مادرش ، همچنان از مزایای مادر تقریباً کاملش بهره می برد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی متفکر والدین ، ​​به وب سایت ما در AligningForGrowth.com مراجعه کنید یا کتاب ما را بخوانید ، کار با والدین در روان درمانی کودکبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان