17:56 - 2024/09/23

حکمت متعارف در مورد احساسات و سلامتی اغلب اشتباه است

[ad_1] باورها در مورد اینکه چگونه عوامل روانی بر سلامت جسمانی تأثیر می‌گذارند، حداقل به سه شکل عمده وجود دارد. اعتقادات محققان در این زمینه وجود دارد که معرف دانش علمی است. افراد دارای باورهای شخصی هستند که ممکن است با دانش علمی موافق باش...

حکمت متعارف در مورد احساسات و سلامتی اغلب اشتباه است

[ad_1]

باورها در مورد اینکه چگونه عوامل روانی بر سلامت جسمانی تأثیر می‌گذارند، حداقل به سه شکل عمده وجود دارد. اعتقادات محققان در این زمینه وجود دارد که معرف دانش علمی است. افراد دارای باورهای شخصی هستند که ممکن است با دانش علمی موافق باشد یا نباشد. و باورهای شخصی اغلب توسط بسیاری از افراد در یک بخش معین از جامعه یا فرهنگ مشترک است.

روانشناسی سلامت هنوز یک رشته نسبتاً جوان است، بنابراین برخی از زمینه ها هنوز به حدی بالغ نشده اند که بتوانیم بگوییم دانش تثبیت شده و اجماع قوی وجود دارد. و حتی در تاریخچه نسبتاً کوتاه آن، یافته‌های ظاهراً تثبیت شده معکوس شده است. اینها و عوامل دیگر ممکن است به عدم دقت در باورهای شخصی و فرهنگی در مورد روانشناسی و سلامت کمک کنند. علاوه بر این، ادراکات و تجربیات خود ما و آنهایی که افراد مهم زندگی ما به اشتراک می گذارند، اغلب کاملاً قانع کننده هستند، به ویژه در مورد مسائل مربوط به سلامتی و بیماری. جای تعجب نیست که آنها علیرغم سایر تفاسیر قابل قبول، ممکن است به باورهای توضیحی قوی منجر شوند.

در زیر برخی از یافته‌های تحقیقاتی متفاوت از خرد متعارف آورده شده است. تمرکز بر احساسات و استرس و نقش آنها در بیماری جسمی است.

عوامل روانی و سیستم ایمنی

چگونه کشف شد که عوامل روانی می توانند بر سیستم ایمنی تأثیر بگذارند؟ ممکن است تصور شود که ایمونولوژیست ها دریافتند که خلق و خوی منفی با تولید آنتی بادی ها مرتبط است. یا اینکه اپیدمیولوژیست ها ارتباط بین استرس و بیماری های عفونی را کشف کردند. یا شاید پزشکان متوجه شده اند که بسیاری از بیماران با سیستم ایمنی ضعیف غمگین یا مضطرب هستند.

سرنخ های زیادی در زمینه های مختلف تحقیقاتی وجود داشت که می توان به آنها اشاره کرد. اما کار آدر و کوهن که در آن کشف شد که سیستم ایمنی را می توان به طور کلاسیک شرطی کرد نقش بسیار مهمی داشت. و این چیزی نبود که اکثر ایمونولوژیست ها آن را ممکن می پنداشتند.

استرس و سرماخوردگی

معمولاً اعتقاد بر این است که استرس می تواند باعث یا بدتر شدن سرماخوردگی شود زیرا سیستم ایمنی را سرکوب می کند. با این حال، به نظر می‌رسد که در حالی که استرس می‌تواند ایمنی را سرکوب کند، همچنین می‌تواند باعث اختلال در تنظیم سیستم ایمنی شود، از جمله تولید التهاب شدید، که ممکن است شدت علائم سرماخوردگی را افزایش دهد. علائم اغلب منعکس کننده دفاع بدن است، نه خود بیماری. تب مثال دیگری است، روش بدن برای از بین بردن میکروب ها: دمای بالاتر می تواند ویروس ها و باکتری ها را از بین ببرد.

آندره آ پیاکادیو / پکسل

منبع: Andrea Piacquadio / Pexels

استرس و سرطان

بسیاری از مردم بر این باورند که اثرات فیزیولوژیکی استرس می تواند باعث سرطان در انسان شود. در حالی که به ندرت می توان نشان داد که چیزی نمی تواند اتفاق بیفتد، و تئوری و همچنین تحقیقات روی حیوانات وجود دارد که احتمال آن را نشان می دهد، شواهدی که نشان می دهد استرس می تواند به طور یکجانبه باعث شروع سرطان شود، قطعی نیست.

هورمون های استرس

بسیاری بر این باورند که هورمون کورتیزول قبلاً در تکامل ما اثرات مفیدی داشته است اما اکنون تنها به عنوان یک هورمون استرس عمل می کند که به سلامت جسمی و روانی آسیب می رساند. در واقع، کورتیزول بسیاری از عملکردهای فیزیولوژیکی ضروری را انجام می دهد. همین امر در مورد سایر مکانیسم های استرس بیولوژیکی مانند سیستم عصبی سمپاتیک نیز صادق است.

احساسات

معمولاً عقیده بر این است که چندین احساس اساسی وجود دارد که محصول تکامل هستند و از نظر کیفی از یکدیگر متمایز هستند، از جمله برخی از احساسات مرتبط با سلامتی مانند خشم و ناراحتی. اما برخی از نظریه پردازان احساسات این ایده را نمی پذیرند که احساسات مکانیسم های اساسی و محصول تکامل هستند. و برخی عاطفه را ترکیبی از سطوح مختلف ابعاد مانند احساسات مثبت و منفی، یا برانگیختگی درک شده و احساس خوشایند در مقابل احساسات ناخوشایند، در مقابل احساسات مجزا و کیفی متفاوت می دانند.

خوش بینی و بدبینی

به نظر می‌رسد خوش‌بینی و بدبینی، دیدگاه‌های متضاد جهان هستند. اگر خوش‌بینی بالایی دارید، بدبین هستید و بالعکس. با این حال، شواهد اخیر نشان می‌دهد که خوش‌بینی و بدبینی که در روان‌شناسی سلامت اندازه‌گیری و مطالعه می‌شود، ابعاد مستقلی هستند: یک فرد می‌تواند از هر دوی آنها بالا باشد یا از هر دو پایین باشد. بر اساس این تحقیق، هنگامی که به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد، به نظر می رسد که سطوح بالای بدبینی ممکن است آسیب بیشتری به سلامتی وارد کند تا سطوح پایین خوش بینی.

خوش بینی با احساسات مثبت مرتبط است، که ممکن است به اثرات ارتقاء سلامت آن کمک کند. اما شواهد نشان می دهد که خوش بینی در درجه اول سلامت را از طریق ارتباط آن با روش های مقابله با استرس که شامل نزدیک شدن و درگیر شدن با رویدادها و شرایط استرس زا به جای اجتناب و کنارگذاشتن است، ارتقا می دهد.

رسانه کیندل / پکسل

منبع: کیندل مدیا / پکسل

درد

طبیعی است که درد را همانطور که به حواس اساسی بینایی، لامسه، شنوایی، چشایی و بویایی فکر می کنیم، در نظر بگیریم: به عنوان محصول گیرنده هایی در سراسر بدن که به تشخیص احساسات دردناک اختصاص داده شده و سیگنال ها را به ناحیه ای از مغز ارسال می کنند. که دردی تجربه می شود. از طرف دیگر، ممکن است درد را نتیجه سطوح بسیار بالای تحریک یک یا چند حس از پنج حواس اصلی بدانیم. در واقع، هر یک از این گزارش ها یک نظریه رسمی درد را که زمانی توسط محققان ارائه شده بود، توصیف می کند.

اما به نظر نمی‌رسد که درد مانند پنج حواس اصلی از یک سیستم حسی جداگانه ناشی می‌شود، و همچنین به دلیل تحریک بیش از حد آنها نیست. درد مجموعه‌ای از مکانیسم‌های پیچیده را منعکس می‌کند (نه اینکه پنج حواس اصلی آنقدر ساده هستند که ممکن است تصور شود). در حالی که به طور کامل درک نشده است، برخی از این مکانیسم‌ها اجازه می‌دهند تجربه درد تحت تأثیر استرس، احساسات، شخصیت و فرهنگ قرار گیرد، به گونه‌ای که حواس اصلی اینگونه نیستند.

ویژگی ها و شرایط عاطفی و بیماری قلبی

کدام یک از موارد زیر به شدت به عنوان یک عامل خطر احتمالی برای بیماری های قلبی عروقی دخیل است: خشم و خصومت؟ اضطراب؟ اختلال استرس پس از سانحه؟ یا افسردگی؟

خیلی ها می گویند عصبانیت و خصومت. در حالی که نظرات متفاوتی وجود دارد و همه این صفات و شرایط تحت بررسی هستند، افسردگی در چند دهه گذشته بیشترین توجه را به خود جلب کرده است و احتمالاً به‌عنوان یک عامل خطرزای قلبی عروقی قوی‌تر از سایرین دخیل است.

نکته: روانشناسی سلامت و شما

در عصری که اطلاعات غلط عمدا در مورد سلامت منتشر می شود، لازم به یادآوری است که، بدون تقصیر خودمان، بسیاری از ما باورهای مرتبط با سلامتی داریم که نادرست یا بیش از حد ساده شده اند. از آنجایی که دانستن وضعیت واقعی امور می تواند برای ما مفید باشد، ممکن است ارزش یادگیری بیشتر در مورد روانشناسی سلامت را داشته باشد. (یک دوره در سطح کالج و مطالبی که در منابع ذکر شده است، مکان خوبی برای شروع است.)

حق چاپ 2024 Richard J. Contrada, Ph.D.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان