22:46 - 2025/04/12

جنگ عاطفی درگیری بالا | روانشناسی امروز

[ad_1] یکی از شگفت آور ترین و تکان دهنده ترین و وحشتناک ترین چیزهای مربوط به همه افراد با هم درگیری (HCP) این است که آنها به کسانی که به نزدیکترین آنها حمله می کنند حمله می کنند. از کسانی که خشونت خانگی را به قلدری در محل کار گرفته تا سیا...

جنگ عاطفی درگیری بالا | روانشناسی امروز

[ad_1]

یکی از شگفت آور ترین و تکان دهنده ترین و وحشتناک ترین چیزهای مربوط به همه افراد با هم درگیری (HCP) این است که آنها به کسانی که به نزدیکترین آنها حمله می کنند حمله می کنند. از کسانی که خشونت خانگی را به قلدری در محل کار گرفته تا سیاستمداران با هم درگیری ، HCP ها علیه کسانی که در تیم خود هستند قرار می گیرند: خانواده ، جامعه ، حزب آنها ، ملت آنها و متحدانشان. اینها آنهاست اهداف سرزنشبشر آنها بارها از آنها انتقاد می کنند ، به آنها می خندند ، آنها را به طور علنی مسخره می کنند ، به اموال آنها آسیب می رسانند و به روابط آنها آسیب می رسانند. برخی از HCP ها حتی از نظر جسمی نیز مورد حمله قرار می گیرند یا اهداف سرزنش خود را می کشند.

من این جنگ عاطفی را می نامم زیرا از نظر عاطفی ارتباط برقرار می شود ، نه عقلانی ، و این باعث می شود احساسات بیش از حد در اهداف آنها و اطرافیان ایجاد شود. منطقی نیست که به این معناست. غالباً ، اهداف HCP شروع به احساس دیوانه شدن می کنند و بی حرکت می شوند. اگر تا به حال یکی بوده اید ، می دانید که چگونه است.

همه HCP ها درگیر این کار هستند. آنها در حال جنگ با جهان هستند – عمدتا جهان پیرامون آنها. در اینجا نحوه عملکرد آن آورده شده است.

الگوی جنگ عاطفی

این الگوی چهار مرحله دارد که من شناسایی کرده ام:
1. مدافعان منفی را اغوا کنید.
2. حمله به اهداف سرزنش.
3. جامعه خود را تقسیم کنید.
4. بر همه تسلط داشته باشید.

یادگیری این الگوی بسیار مهم است به گونه ای که وقتی شما هدف سرزنش کسی هستید ، می توانید درک کنید که چه اتفاقی برای شما می افتد و این چیزی نیست که شما ایجاد کنید. هیچ کس سزاوار این نیست. اهداف غالباً نمی دانند چگونه واکنش نشان دهند زیرا آنها هرگز انتظار نداشتند که از این طریق در یک جامعه تعاونی برخورد شوند. اما HCP ها رفتار بسیار پرخاشگرانه ای دارند. وقتی می بینید که آنها به طرز شرور به شخص دیگری حمله می کنند ، آگاه باشید که دیر یا زود ممکن است به شما حمله کنند. آنها نمی توانند جلوی خود را بگیرند ، بنابراین دیگران باید جلوی آنها را بگیرند.

اغوا کردن طرفداران منفی آنها

مفهوم مدافعان منفی برای اولین بار در اختلافات حقوقی برای من به وجود آمد ، وقتی دیدم HCP ها در جمع خانواده ، دوستان ، همکاران ، همسایگان و دیگران جمع می شوند تا از تفکر تحریف شده خود دفاع کنند و به آنها کمک کنند تا به اهداف سرزنش خود حمله کنند. از آنجا که آنها معمولاً هیچ پایه ای برای بیشتر ادعاهای حقوقی خود ندارند ، این HCP ها برای پیروزی در پرونده های خود به فشار عاطفی متوسل می شوند. با آوردن طرفداران منفی خود به دادگاه ، آنها می توانند به نظر برسند كه آنها براساس اعتبار این طرفداران و اندازه حمایت از آنها پرونده قوی داشتند.

با این حال ، از آنجا که روند قانونی بر حقایق و شواهد (بر خلاف روند سیاسی) متمرکز است ، HCP ها اغلب از دست می دهند زیرا واقعاً پرونده ای ندارند. اما با برخی از هیئت منصفه و چند قاضی ، آنها گاه به گاه از طریق ترغیب عاطفی و حضور طرفداران منفی خود پرونده های خود را برنده می شوند.

خودشیفتگان و جامعه شناسی اغوا کننده ترین شخصیت ها هستند و هر دو در جمع آوری چنین مدافعان ماهر هستند. آنها می دانند که چگونه داستانهایی را که باعث می شود مردم عاشق آنها شوند و از دعوا خود در برابر اهداف خود حمایت کنند ، بگویند. آنها می خواهند طرفداران آنها را عبادت کنند و از آنها دفاع کنند ، بنابراین از ابتدا رابطه عاطفی برقرار می کنند. HCP ها به طرفداران منفی بالقوه خود می گویند که آنها را دوست دارند و انتظار دارند در عوض دوست داشته شوند.

حمله به اهداف سرزنش آنها

در حالی که آنها در حال جذب طرفداران منفی خود هستند ، HCP ها نیز به طور مداوم به هدف سرزنش خود حمله می کنند. این به آنها کمک می کند تا با طرفداران منفی خود پیوند قوی تری برقرار کنند: این ما در برابر آنها هستیم! آنها به طرفداران خود می آموزند كه اهداف آنها شر ، قدرتمند و ترسیم علیه آنها است.

آنها همچنین طرفداران خود را آموزش می دهند تا در حمله به اهداف خود بپیوندند. از این طریق است که آنها پیروان خود را به انجام کارهای کثیف خود و در عین حال انکار هرگونه مسئولیت هدایت آنها و آموزش آنها برای انجام این کار می کنند. آنها می گویند این فقط کلمات است.

اهداف سرزنش معمولاً از گارد گرفته می شوند و احساس دیوانه می کنند. من چه کاری انجام دادم که لیاقت این را داشته باشم؟ من فکر کردم ما دوست هستیم – جامعه ای از افراد با اهداف مشترک! افراد عادی با خانواده/دوستان/همکاران/متحدین خود با این روش رفتار نمی کنند!

تقسیم جامعه آنها

هنگامی که HCP ها به طرفداران منفی خود آموزش می دهند تا به اهداف سرزنش خود حمله کنند ، این رفتار تفرقه آور بخشی از یک فرایند روانشناختی است تقسیمبشر این اصطلاح با اختلالات شخصیتی ، از جمله خودشیفتگی همراه است و وقتی شخص دیگران را “همه خوب” یا “همه بد” یا به سادگی به عنوان “برنده” یا “بازنده” می بیند ، اعمال می شود. برای HCP ها ، هیچ یک از بین آنها وجود ندارد. هنگامی که آنها این تقسیم را برقرار می کنند ، آن را چنان عاطفی انجام می دهند که دیگران شکاف را جذب می کنند و شروع به مشاهده افراد شناسایی شده به عنوان همه خوب یا همه بد خود می کنند – غالباً بدون حتی تحقق آن.

خودشیفتگی ضروری است

با صحبت مداوم در مورد این افراد خوب یا همه بد ، HCPS گروه ها را با گسترش شایعات ، ایجاد تهدیدهای محجبه ، سوزاندن شهروندان در برابر یکدیگر و گهگاه با تعویض طرفین تقسیم می کند تا هر کس دیگری را از تعادل دور نگه دارد. در یک جامعه تعاونی ، برای HCP ها آسان است که با حمله به آنها به طور عمومی و سرزنش آنها را به خاطر هر مشکلی که می خواهید ، افراد را به سادگی انتخاب کنید. این امر کل جامعه را تحریک می کند و باعث می شود همه تصمیم عاطفی یا علیه آن شخص بگیرند. از آنجا که فرد هدفمند عادت ندارد که مجبور شود از خود در یک جامعه تعاونی دفاع کند ، آنها اغلب وحشت زده و بی حرکت می شوند.

تسلط بر همه

این حرکت شدید برای داشتن قدرت بر سایر افراد می تواند تکانشی ، اتوماتیک و شهودی باشد و تا زمانی که مردم یا گروه های HCP ها سعی در تسلط بر ارسال به آنها یا از بین بردن ندارند ، خاموش نمی شود. کسانی که به طرفداران منفی خود تبدیل شده اند – پیروان آنها – خوشحال می شوند که به آنها تسلیم شوند. کسانی که HCP ها در جامعه خود هدف قرار داده اند یا ارسال می کنند ، ترک می کنند یا نابود می شوند.

پایان

به این ترتیب ، یک به یک ، HCP ها بر همه قدرت کسب می کنند. بسیاری از مردم بر این باورند که سرانجام خود را متوقف می کنند و معقول می شوند. اما آنها هرگز راضی نیستند و بدون خود محدودیت ادامه می یابند تا زمانی که توسط یک نیروی بزرگتر متوقف شوند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان